کد خبر: 516015
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۶
الناز خمامي زاده
ياد هفته‌هاي اول استقرارم در خوابگاه دانشجويي كه مي‌افتم خدا را شكر مي‌كنم كه هنوز زنده هستم. انواع و اقسام ميكروب در گوشه و كنار بهم ريخته خوابگاه كمين كرده بود؛ در آن ايام تا دلتان بخواهد از شر مسموميت غذايي و مراحل آماده‌سازي تخم مرغ آب پز جان سالم به در بردم. كابينت‌هاي كثيفي كه سالي يك بار هم تميز نمي‌شد در اين مسموميت سهم بسزايي داشتند. چندين و چند لباس من در اين ايام قرباني اتو شد؛ حالا كم و بيش تصور مي‌كنم كه پس از پشت سر گذاشتن اين ايام سرانجام توانسته‌ام مهارت‌هاي گمشده‌ام در آن دوران را كسب كنم. جالب است كه بدانيد بر اساس نظريه يك كارشناس مشهور و عالي‌رتبه آموزش انگليسي به نام «سر كن رابينسون» اكثر سيستم‌هاي آموزشي دانشگاهي در كشورهاي مختلف جهان مردم را از استعدادهاي طبيعي زندگي‌شان دور مي‌كنند. حالا من نيز مي‌خواهم پايم را يك قدم از گليم خود آن طرف‌تر بگذارم و اين نظريه را مطرح كنم كه برخي سيستم‌هاي دانشگاهي نه تنها ما را از استعدادهاي طبيعي‌مان دور مي‌كنند بلكه ما را از آنچه كه پيشتر از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شد نيز محروم مي‌كنند: توانايي و دانش كار با مهارت‌هاي اساسي زندگي.
در ۱۰ سال گذشته تعداد بي‌سابقه‌اي از دانشجويان وارد مسير تحصيلات آموزش عالي دانشگاهي شده‌اند اما با وجود اينكه اين نسل تحصيلكرده‌ترين نسل در طول تاريخ كشور به شمار مي‌آيند وقتي نوبت به مهارت‌هاي بنيادين و اساسي زندگي مي‌رسد آنچه جلب توجه مي‌كند ناتواني عملي در انجام برخي امور ساده زندگي است كه به طور فزاينده‌اي رشد كرده است.
عمده دانشجويان نسل دهه ۶۰ اگرچه به خاطر هجوم يكباره‌شان به سوي دانشگاه‌ها و رسيدن به درجات بالاي علمي به خود مي‌بالند و دستاوردهاي علمي قابل اعتنايي را براي كشورشان كسب كرده‌اند اما وقتي پاي امور ساده زندگي همچون جلد گرفتن كتاب‌هاي دانشگاه و برپا كردن قفسه‌اي ساده براي نگهداري منظم آنها يا دوختن سوراخ گوشه جيب بغل كت و پالتو به ميان مي‌آيد دست به دامن ديگران مي‌شوند؛ دانشجويان نسل دهه ۷۰ هم خودشان را از اين موضوع مستثني ندانند !
از زمان اختراع اينترنت و ورودش به كشور، دسترسي به اطلاعات برايمان آسان‌تر شده است اما به جاي اينكه اجتماعي‌تر شويم و به جمعيتي از مردان و زنان دوره رنسانسي تبديل شويم تحصيلات تخصصي دانشگاهي گوشه‌گيرترمان كرده است.
مي‌دانيد ! ما امروزه به آموختن مهارت‌هاي عملي‌مان توجه چنداني نمي‌كنيم؛ براي مصارف شخصي خود سبزي و گياهان تازه پرورش نمي‌دهيم؛ خودمان خانه خودمان را نمي‌سازيم يا ديگر همچون نسل گذشته سررشته‌اي در دوختن لباس‌هايمان نداريم؛ در عوض خود را همه‌فن‌حريف خريدن مي‌دانيم؛ اين را بپذيريم كه اكثر ما به عنوان دانشجويان نسل دهه ۶۰ و ۷۰ ناتوان از توليد و خلق چيزي براي خود هستيم و بيش از هر چيز در مصرف‌گرايي كارشناس شده‌ايم. چند مجله، هفته نامه و ماهنامه را در كشور مي‌شناسيد كه تبليغات و ترويج مصرف‌گرايي در آنها محلي از اعراب نداشته باشد ؟ به نظر مي‌رسد كه اين اتفاق در جامعه ما سوغاتي از فرنگ باشد؛ يك جامعه‌شناس هلندي معتقد است كه دولت‌هاي مدرن ليبرال طبقه متوسط را به گونه‌اي بار مي‌آورند كه قادر نباشند هيچ چيزي توليد كنند.
در سال جاري كه اقتصاد كشورمان به افت نسبي دچار بوده و روند تأمين مشاغل جديد نيز نوعي ركود را پشت سر گذاشته است ما نيز به عنوان يك نسل مصرف كننده در خلق راه و روش‌هاي ابتكاري و جديد براي زندگي كردن ناتوان بوده‌ايم. هم اكنون برخي كشورها با علم بر شيوع مصرف‌گرايي در ميان نسل جديد تحصيلكرده خود و ناكارآمدي اين نسل به افزايش رشته‌هاي مرتبط با كارآفريني و ارائه دوره‌هاي متعدد آموزشي در اين حوزه روي آورده‌اند. در اين كشورها دانشجو در قبال كسب و كار خلاقانه و جديدي كه در حين تحصيل راه مي‌اندازد وام كمكي دريافت مي‌كند؛ تسهيلاتي كه به دانشجويان و نسل جوان اين كشورها كمك مي‌كند كه انجام امور را خود در دست بگيرند.
حقيقت اين است كه امروزه بسياري از ما دانشجويان در آرزوي تبديل شدن به يك كارمند خوب، وارد دانشگاه مي‌شويم؛ در ميان بسياري از ما دانشجويان، رئيس و كارفرماي خود بودن نقطه‌اي دور از دسترس به نظر مي‌رسد؛ از اين حيث درس مي‌خوانيم تا در آينده كارمند خوبي براي كارفرمايمان باشيم؛ حال آنكه هر كدام از ما در وجودمان استعدادهاي شگرفي براي ايجاد مشاغل درآمدزاي جديد و خلاقانه داريم؛ مشاغلي كه مي‌توانيم در آن هم كارفرما باشيم و هم كارمند !
براي اصلاح اين طرز تفكر بايد از يك قدم پيش از دانشگاه آغاز به كار كرد؛ به جاي آنكه دانش‌آموزان در مدارس صرفاً درگير امتحانات رياضي، علوم و تاريخ شوند و با ذهني تك بعدي قدم در دانشگاه بگذارند بايد به خلق يك محيط يادگيري تعاملي در مدارس روي آورند؛ محيطي كه در آن صنعتگري و روش حل مسائل به اندازه توانايي يادگيري مسائل درسي ارزشگذاري شود. كودكان و نسل آتي كه پس از ما قدم در دانشگاه مي‌گذارند بايد به مردان و زناني تبديل شوند كه نه تنها به خودشان فكر كنند بلكه بتوانند براي خودشان نيز كار انجام دهند.
در اين بين شايد لازم باشد كه رشته‌هاي جديدي در بحث «علوم خانگي» وارد چرخه آموزش عالي كشور شود و دانشجو از طريق آن مهم‌ترين فنون خانگي را بياموزد تا مبادا ضعف كنوني حاصل از اين ناتواني منجر به تلفات جدي در خوابگاه‌هاي دانشجويي شود!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها