اين روزها تنش در مدار ۳۸ درجه شكل جدي به خود گرفته و تا آنجا پيش رفته كه رهبران و مقامات دو سوي اين مدار تنها با زبان تهديد با يكديگر صحبت ميكنند و با الغاي قرارداد منعقد شده در ۲۰۰۹ مشهور به قرارداد تنظيمگري مناسبات بين دو كره، نه تنها ديگر از آن مذاكرات دوستانه سالهاي گذشته هيچ خبري نيست بلكه شدت تنش و تهديد آن قدر زياد شده كه بروز جنگ در منطقه شبه كره و بين دو كشور كره شمالي و جنوبي بيش از هر گزينه ديگر محتملتر به نظر ميآيد. كيم يونگ اون، رهبر كره شمالي، سراغ يك واحد از نيروي زميني مستقر در خط مقدم با كره جنوبي رفته و از آنها خواسته تا خود را براي نابودي دشمن آماده كنند. اين همان يگاني است كه سال ۲۰۱۰ در گلولهباران نقش داشتند. همزمان با اين بازديد بود كه خبرگزاري رسمي كره شمالي، بيانيه فرماندهي عالي نظامي جمهوري دموكراتيك خلق كره را قرائت كرد كه بنا بر آن، كره شمالي توافقنامه متاركه جنگ از ۱۱ مارس را به صورت يكجانبه لغو خواهد كرد. اين همان توافقنامهاي است كه بعد از اتمام جنگ مشهور كره و ايجاد آتشبس در ۲۷ ژوئيه ۱۹۵۳، بين دو كشور منعقد شد اما اكنون، كره شمالي آن را يكطرفه لغو كرده و در مقابل، وزارت دفاع كره جنوبي نيز به همسايه شمالي خود هشدار داده كه «اگر كره شمالي با سلاح هستهاي به كره جنوبي حمله كند، رژيم كيم جونگ اون از روي زمين محو خواهد شد.»
به هر حال، شدت تنش وضعيت جديد و بيسابقهاي را بعد از شش دهه آتشبس بين دو كره ايجاد كرده كه هر دو كشور را به يك قدمي جنگ كشانده، اما مسئله اصلي در اين است كه چه عاملي اين وضعيت را ايجاد و دو كشور را مجبور به استقبال از خطر كرده است. ظاهر امر در اين است كه عامل در يك سلسله وقايع طي سالهاي اخير است كه با توقف مذاكرات شش جانبه در سال ۲۰۰۶ شروع شده، اما طي ماههاي اخير به شدت آن افزوده شده است. پرتاب موشك ماهوارهبر كره شمالي به نام اونها- ۳ در دسامبر ۲۰۱۲ يك مرحله تعيين كننده در اين روند بود كه با واكنش تند امريكا و كره جنوبي و ژاپن به عنوان متحد منطقهاي و ديگر متحدان غربي آن مواجه شد. اين گروه در حملات رسانهاي همواره از آن موشك به عنوان موشك دوربرد ياد ميكردند تا به تحقيقات فضايي كره شمالي صبغه نظامي بدهند و خصومت خود با اين كشور را توجيه كنند هرچند هم بيانيههاي كره شمالي و هم شواهد موجود از پرتاب اين موشك، غيرنظامي بودن و استفاده فضايي از آن را تأييد ميكند. واكنش تند آنان چندان بيوجه نبود، زيرا با يافتن قطعاتي از اين موشك معلوم شد كه عمده تجهيزات آن ساخت داخل كره شمالي بوده و همين نيز امريكا و متحدانش را نگران كرد. امريكا براي فشار بر كره شمالي و در پاسخ به پرتاب اين موشك، از ابزار قطعنامه در شوراي امنيت استفاده كرد، اما مقامات پيونگ يانگ كوتاه نيامدند و با سومين آزمايش هستهاي پاسخ آن را دادند كه همين نيز امريكا را به استفاده مجدد از ابزار قطعنامه شوراي امنيت كشاند. اكنون، كره شمالي خود را براي شديدترين وضعيت آماده كرده، زيرا ديگر هيچ گزينهاي ديگري را در مقابل خود نميبيند.
با وجود اين سلسله وقايع، اما بايد يك عامل ديگر را در نظر گرفت كه نقش مهمتري در اين وضعيت دارد و آن تحرك خصومتآميز امريكا در شبه جزيره كره است. اين موضوع اهميت ويژهاي دارد كه فرماندهي ارتش كره شمالي تاريخ ۱۱ دسامبر را به عنوان ترك يكطرفه توافقنامه ۱۰۵۳ تعيين كرده، زيرا همچنان كه در بيانيه اين فرماندهي ذكر شده، قرار است نيروهاي نظامي امريكا و كره جنوبي در اين تاريخ يكي از بزرگترين مانورهاي نظامي خود را انجام دهند. ۱۰ هزار نيروي نظامي كره جنوبي و ۳۵۰۰ نظامي امريكا در اين مانور شركت ميكنند و اين حجم از نيرو حاكي از ابعاد گسترده آن است، به خصوص اينكه برخي از تحليلگران نظامي ماهيت اين مانور را در هجومي بودن آن ميدانند كه بر خلاف مانورهاي متداول، نيروهاي امريكا و كره جنوبي برنامه مانور خود را بر مبناي اشغال سرزمين دشمن فرضي طراحي كردهاند. اين نوع طراحي است كه كره شمالي را مجبور به ترك آن توافقنامه كرده، هرچند رسانههاي غربي سعي ميكنند اين عمل را مرتبط به قطعنامههاي شوراي امنيت كنند تا آن كه واقعيت امر و قصد نظام ميليتاريستي امريكا براي راه انداختن سومين آتشافروزي بزرگ طي دو دهه را از نظرها پنهان كنند. با اين وجود، كره شمالي گزينهاي ديگر جز دفاع از خود ندارد و به اين جهت توافقنامه ۱۹۵۳ را ترك كرده تا بتواند نيروهاي خود را براي دفاع از كشورش آماده كند.