
چند هفتهاي هست كه تركيه به مذاكره با كردهاي مخالف كه چند دهه اسلحه را تنها پناهگاه خود ميدانند، وارد شده است. در اين باره كه چرا حزب اعتدال و توسعه در چنين شرايطي وارد معركه مذاكره با مخالفان كرد شده با دكتر احمد بخشايشي اردستاني، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي وارد بحث شدهايم.
اخيرا ديده ميشود كه دولت تركيه به دنبال اين است كه با كردهاي مخالف از جمله پ.ك.ك از در مذاكره و مصالحه در بيايد، با توجه به تاريخچه روياروييها آيا حزب اعتدال و توسعه در اين زمينه موفق خواهد شد؟
اينگونه نيست كه تركيه يكباره به سمت گفتوگو با كردهاي مخالف و مسلح سوق پيدا كند و در اين كار موفق شود. در حال حاضر ۱۳ استان از استانهاي تركيه كردنشين هستند و اين ۱۳ استان همواره در معرض ناآرامي و تنش بودهاند. كردها به هر شكلي تا حدودي تقاضاي استقلال داشتهاند. البته كردهاي تركيه، كردهاي ايران و كردهاي عراق و سوريه چنين خاستگاهي دارند. اما اين امر هم بستگي به موضع دولتهايشان دارد. هركدام از دولتها كه ضعيفتر عمل كنند، كردها حس استقلالطلبيشان بيشتر ميشود. در ايران زمان شاه و قبل از انقلاب، قاضي محمد از طرف روسيه تحريك شد و اعلام استقلال كرد كه همزمان شده بود با اعلام استقلال فرقه دموكرات در تبريز. در تركيه اساساً كردها دعاوي زيادي دارند. اولاً ميگويند دولت تركيه به آنها رسيدگي نميكند، راههاي مواصلاتي و حتي زيرساختيشان خراب است، حقوق بشر در موردشان رعايت نميشود، خودمختاري به آنها داده نميشود و ميگويند كه حداقل ما بايد استقلال بيشتري داشته باشيم. ولي از آن سو بهقدري فضا بين كردها و دولت تركيه تيره و تار است كه رهبر حزب پ.ك.ك در كنيا توسط اسرائيل و امريكا دستگير و به دولت تركيه تحويل داده ميشود. از آن زمان حزب پ.ك.ك بسيار ناراحت است. البته تركيه اگر بتواند به كمك ايران، سوريه و عراق يك سري فعاليت انجام دهد كه كردها تا حدي كنترل شوند خيلي خوب است. ولي به نظر ميرسد دولت تركيه دوست ندارد با ايران و عراق همكاري كند.
سؤال من اين است كه آيا تركيه به دنبال يك نتيجه منطقهاي است و طرحي منطقهاي دارد، چنانكه خودش را دارد به كردها نزديك ميكند يا فقط براي بحث امنيت ملي خودش چنين كاري را دارد انجام ميدهد؟
در حال حاضر به خاطر امنيت ملي خودش است. اگر براي بحث منطقهاي بود به نفع هر چهار كشور تركيه، سوريه، ايران و عراق بود كه نقاط و مشتركاتي در منافع دارند تا در اين زمينه به هم نزديك شوند. من فكر ميكنم بالاترين پيوستگي و انسجام از آن كردهاي ايران است. بعد از آن تقريبا كردهاي حال حاضر عراق و بعد كردهاي سوريه و در آخر كردهاي تركيه بالاترين پيوستگي و انسجام را دارند. براي همين است كه تركيه تحت فشار است. از آنجا كه تركيه اساساً با ايران، سوريه و عراق مشكل دارد، حالا آمده گفته من اول مشكل داخلي خودم را تا آنجايي كه امكان دارد حل كنم. از اين رو نشستها و مذاكراتي را با گروه اپوزيسيون داشته تا آنها را از گروههاي مخالفي كه اسلحه به دست هستند جدا كند.
در اين حالت تكليف اسلحه پ.ك.ك چه ميشود؟
بله پ.ك.ك اسلحه به دست و ناراحت است كه رهبرشان الان در زندان است. براي همين دولت تركيه به دنبال انشعاب در پ.ك.ك است. يعني ميخواهد پ.ك.ك تندرو و پ.ك.ك اسلحه به دست را با پ.ك.ك اي كه حاضر است پشت ميز مذاكره بنشيند و در قدرت استانهاي ۱۳گانه شريك بشود، جدا كرده و با آنها مذاكره كند.
بنابراين هدف اوليه تركيه كنوني مديريت شكاف و اختلافافكني در ميان كردها مخالف، بهخصوص پ.ك.ك است.
بله من اينطور فكر ميكنم.
همانطور كه ميدانيد كردهاي عراق دست به يكسري شورشها و اعتراضاتي زدهاند، بحث جلوگيري از صدور نفت هم هست، آيا تركيه در اين زمينه نقشي دارد تا از اين طريق به دولت مركزي عراق فشار وارد كند؟ آيا حزب اعتدال و توسعه هيچ رابطهاي با تظاهرات استانهاي سنينشين عراق دارد يا اين يك جريان جدايي براي خودش محسوب ميشود؟
اولاً اينكه منطقه كردستان عراق تا حدودي حالت خود استقلالي را به دست آورده است. ولي مشكلي كه بين دولت عراق و كردهاي اين كشور وجود دارد شهر كركوك است، چون كركوك منطقهاي نفتخيز است و هر كدام از دوگروه يعني كردهاي عراق و هم دولت نميخواهند كركوك را از دست بدهند و مجبورند كه يك موازنهاي باهم داشته باشند.
يعني مبناي اختلافات كردها و دولت مركزي عراق همين موضوعي است كه اشاره كرديد يا به مسائل ديگري باز ميگردد؟
بيشتر بر سر همين موضوع است، يعني بر سر منطقه نفتخيز كركوك است كه دولت عراق تحت هيچ شرايطي علاقهاي ندارد كركوك را از دست بدهد و دوم اينكه كركوك كه منطقه نفتي است اگر قرار باشد از دست برود، سنيها هم اعلام استقلال ميكنند و چيزي از عراق باقي نميماند. بنابراين حاكميت مركزي عراق باقي نميماند.
اما در اينجا دولت تركيه آمده وارد يك فضاي جديدي شده است. تركيه آمده براي آنكه دولت عراق را عصباني كند با مسعود بارزاني شروع به ايجاد رابطه كرده است. در صورتي كه دولت تركيه زماني كه ميخواست با بارزاني رابطه داشته باشد بايد از مجراي دولت عراق اين كار انجام ميشد. حالا اين سؤال مطرح است كه چرا دولت تركيه اين كار را ميكند؟ اساساً دولت تركيه بعد از اينكه در سوريه موفق نشد به جان دولت عراق افتاد چون دولت نوري مالكي به شدت از سياستهاي ايران در سوريه حمايت ميكند واين باعث عصبانيت اردوغان شده است. حالا من در اين وسط يك نكته ديگري را هم بگويم كه بحث عمدهام اين است كه سيا و امريكا دوست دارند كه دعواي بين شيعه و سني به شدت ادامه پيدا كند. چون ميخواهد بگويد كه قبل از انقلاب و در زمان شاه هيچ دعواي شيعي و سني نبوده است و تنها زماني كه انقلاب اسلامي بهوقوع پيوست همه جا دعواي شيعه و سني است. پس منشأ اختلافات در خاورميانه و در عراق، سوريه و تركيه و... ايران است. پس بياييم ايران را خاموش كنيم، هدف اصلي امريكا اين است. يعني اينكه امريكا و سيا دعواي بين شيعه و سني درست ميكنند و تركيه هم به عنوان عامل اجرايي وارد ميشود. عربستان هم در كشورهاي ديگر وارد ميشوند واين دعوا را شعلهور ميسازند براي اينكه در نهايت به اهداف امريكا كمك كنند. امريكا ميخواهد به جهان بقبولاند از وقتي كه جمهوري اسلامي ايران بهوجود آمد و ايران دولت شيعه شد، شيعيان و سنيها دارند جنگ ميكنند و در پاكستان و عراق و سوريه انفجار دارند كه منشا همه اينها جمهوري اسلامي ايران است. البته اين يك تحليل كلان است. اما تركيه در اين بين چه كار ميكند؟ تركيه ميخواهد منافع خودش را تأمين كند. تركيه گاهي از دست نوري مالكي عصباني ميشود و ميگويد كه نخستوزير عراق سياستهاي طايفهاي، شيعه و سني را دنبال ميكند و به دنبال سنيكشي هست. بعد با مقامات كردستان عراق هماهنگ ميشود و ديدارهايي انجام ميدهد. تنها به خاطر اينكه حاكميت عراق را نقض و نوري مالكي را عصباني كند تا آقاي نوري مالكي كمتر در سوريه پيرو سياستهاي ايران باشد.
آيا نزديك شدن آنكارا به كردهاي عراق در بلند مدت به ضرر تركيه نميتواند باشد؟
بله حتماً در آينده همين طور است و حتي در سوريه هم به ضرر تركها ميشود اما اكنون به كار تاكتيك مقطعي است. براي اينكه كه مثلاً منافع آني خودش را به دست بياورد. تركيه احساس ميكند كه منافع ملياش در اين كار است ولي در واقع هم در سوريه و هم در عراق شكست ميخورد و هم با عراق و ايران مشكل پيدا ميكند. البته يك زماني تركيه شروع كرد تا جايگزين الگوي انقلاب اسلامي شود چنانكه با پرز برخورد كرد و او را قاتل و بچهكش خواند. اما بهتر اين است كه با ايران، سوريه و عراق بسازد تا در منطقه قوي باشد ولي تركيه تلاش ميكند تا در منطقه دشمن براي خودش بسازد.
اگر بپذيريم كه سياست منطقهاي تركيه شكست ميخورد، يعني ميتوانيم اين را بگوييم كه سياست منطقهاي امريكا در حال شكست خوردن است، چون به نظر ميآيد كه اين دو همسان عمل ميكنند و تركيه بازيگر امريكا در منطقه است.
اساساً سياست امريكا در منطقه شكست خورده است. همين كه گاهي ميآيد صحبت از مذاكره با ايران ميكند براي همين است.
قبلاً امريكا گفته بود كه نميخواهد ايران باشد و نميخواهد انقلاب ايران باشد ولي اكنون حاضر به مذاكره ميشود و ميگويد بيا تا مذاكره كنيم و سر ميز مذاكره بنشينيم. پس ميبينيم كه در سياستهاي گذشته خود شكست خورده است. در جبهه مقابل مقاومت هم شكست خورده است. امريكا در جنگ هشت روزه بار ديگر شكست خورد. همه اينها معلوم است كه امريكا شكست خورده است. اما امريكا ديگر نميخواهد با پول خودش هزينه كند بلكه ميخواهد با پول قطر، اسلحه و نيروي تركيه و با پول عربستان سعودي سياستهاي منطقهاي خودش را دنبال كند.
اما به نظر ميآيد امريكا كمي از سياستهاي هماهنگ با سياستهاي عربستان فاصله گرفته است اينطور نيست؟
امريكا كلاً از سلفيها خوشش نميآيد. امريكا هر جايي كه ميخواهد ورود پيدا كند ميخواهد ليبرالها و لائيكهايي شبيه به تركيه را روي كار بياورد. اما عربستان اين را دوست ندارد. عربستان ميخواهد نيرويهاي سلفي و اخواني سوري را روي كار بياورد. ولي تركيه اينها را دوست ندارد. مصر هم دوست دارد تا اخوانالمسلمين نوع خودش را روي كار بياورد.
آيا خود عربستان با اخوان مشكل ندارد؟
چرا عربستان سعودي دوست دارد تا وهابيها روي كار بيايند.
اما شما فرموديد كه در سوريه دوست دارد كه اخوان سوري بيايد...
خير گفتم سلفي سوري، در سوريه ۷۰ درصد اخواني هستند. تنها تعدادي از اين اخوانيها مثلاً در حدود ۲۵ يا ۲۶ درصدشان اخوان سلفي هستند. تعدادي تمايلات شيعي دارند و تعدادي هم تمايلات سلفي دارند. ولي عربستان سعودي يك پادگان براي ديكتاتورهاي جهان و مادر تمام ديكتاتورهاي جهان است. ما كلا سه نوع اسلام داريم. اسلام ايران را داريم كه دين، سياست و فرد را يكسان ميبيند. يك اسلام در تركيه داريم كه اصالت را به آزادي و دموكراسي ميدهد و همه مباحث اسلامي و ديني را با دموكراسي تطبيق ميكند و اگر دموكراسي اينها را دوست داشته باشد خوب است و اگر دوست نداشته باشد تعطيلش ميكند.
پس تركيه اصل را هماهنگي و همساني با دموكراسي ميبيند؟
تركيه اصل را ليبراليسم ميداند و مباحث اسلامي را با دموكراسي تطبيق ميدهد. ولي يك نوع اسلام هم اسلام عربستان است كه گزينشي است يعني مثلاً ميگويد ۹ سانت ريش باشد ولي مثلاً با بزرگترين دشمن جامعه اسلامي كه يهود باشد هيچ مشكلي ندارند. شما تاكنون ديدهايد كه القاعده عليه اسرائيل اقدامي انجام دهد. عربستان خواهان چنين اسلامي است.