
به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۹ شامگاه دوشنبه ۳۰ بهمن ماه ساكنان كوچهاي در حوالي خيابان خراسان وقتي مشاهده كردند دو پسر جوان مرد همسايهشان را با شمشير زخمي كردند، به پليس خبر دادند. مأموران كلانتري ۱۱۶ مولوي وقتي به محل حادثه رسيدند، با جسد بيجان رحمان-۵۰ ساله كه بر اثر ضربات شمشير به سر و گردنش از پاي درآمده بود، روبهرو شدند. پليس در گام بعدي يك اسلحه كمري با چند تير جنگي در نزديكي جسد كشف كرد.
لحظاتي بعد قاضي شهرياري بازپرس كشيك ويژ قتل دادسراي جنايي در رأس اكيپي از كارآگاهان پليس آگاهي در محل حادثه به تحقيق پرداختند. بررسيهاي اوليه در قتلگاه نشان داد، مقتول دقايقي قبل از مرگ با خواهرزنش كه دختر جواني به نام شهناز است، درگير شده است.
از طرف ديگر مشخص شد شهناز مدتي است به مواد مخدر اعتياد دارد و مقتول قصد داشته تا وي را براي ترك به كمپ معرفي كند تا اينكه شامگاه حادثه رحمان مانع خروج شهناز از منزل ميشود و لحظاتي بعد وي توسط دو پسر جوان به قتل ميرسد. همزمان با ادامه تحقيقات، پليس شهناز را مورد بازجويي قرار داد. وي گفت: ساعتي پيش من با دوستانم قرار داشتيم تا در بيرون يكديگر را ملاقات كنيم اما شوهرخواهرم مانع شد و گفت كه دوستانم افراد خلافكاري هستند و من نبايد با آنها بيرون بروم. من با او درگير شدم و وقتي نتواستم از خانه بيرون بروم، با پسر مورد علاقهام كه شهباز نام دارد، تماس گرفتم و ماجرا را برايش توضيح دادم. بعد از آن متوجه شدم شهباز و يكي از دوستانش، شوهرخواهرم را با شمشير به قتل رساندهاند. همزمان با تحقيقات ميداني پليس پنجشنبه سوم اسفند دو متهم را شناسايي و دستگير كرد. شهباز- ۲۵ ساله و سيروس- ۳۵ ساله در نخستين بازجوييها، درگيري با مقتول را قبول كردند. شهباز گفت: من معتاد به مواد مخدر شيشه هستم. قرار بود با شهناز ازدواج كنم اما مقتول با ازدواج ما مخالفت ميكرد. شامگاه حادثه قرار بود شهناز را در خيابان ببينم اما او با من تماس گرفت و گفت كه رحمان اجازه نميدهد تا او از خانه خارج شود. من خيلي از او كينه داشتم، به خاطر همين موضوع را با دوستم سيروس در ميان گذاشتم و گفتم كه قصد دارم رحمان را تنبيه كنم و او هم قبول كرد تا به من كمك كند. ما دو نفر ابتدا در خانهمان شيشه مصرف كرديم و مشروب خورديم و بعد من شمشيرم را برداشتم و به همراه سيروس با موتور به محل حادثه رفتيم. در كوچه وقتي مقتول را ديديم، من شمشير را به سيروس دادم تا او را بزند.
سيروس اولين ضربه را كه زد، شمشير از دستش افتاد و در ادامه من شمشير را برداشتم و ضربهاي به او زدم. رحمان در خون خود ميغلتيد و ما از ترس با موتور فرار كرديم. سيروس نيز در بازجويي حرفهاي دوستش را تكرار كرد و گفت: شب حادثه با موتور به سراغ مقتول رفتيم و من شمشير را از دوستم گرفتم و در تاريكي شب ضربهاي به رحمان زدم. بعد از ضربه من، رحمان به من حمله كرد و شمشير از دستم افتاد كه شهباز شمشير را از روي زمين برداشت و يك ضربه ديگر به او زد.
دو متهم در خصوص كشف اسلحه در صحنه قتل حرفهاي متناقضي زدند كه تحقيقات براي روشن شدن مالكيت اسلحه و استفادهكننده آن ادامه دارد. جسد مرد ميانسال به دستور قاضي شهرياري براي مشخص شدن علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني فرستاده شد.