کد خبر: 510685
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۹:۱۵
بخش اول/
بهزاد كاظمي
جمهوري اسلامي ايران در زمان كنوني مهم‌ترين دشمن ايدئولوژيك غرب و به خصوص امريكا محسوب مي‌شود، از آن رو است كه از بدو انقلاب اسلامي در فازهاي متعدد براي نابودي آن از سوي امريكا هزينه شده است. آگاهي از اين برنامه‌ها برابر است با آگاهي از دشمني‌هاي دشمن. موضوع هسته‌اي ايران در سال‌هاي اخير به خط مقدم نبرد نرم ايران و غرب تبديل شده است. 

اهميت مسئله زماني هويدا مي‌شود كه بدانيم امريكا در مواجهه با شوروي درطول جنگ سرد، از سال ۱۹۴۵ تا۱۹۹۰، به ‌مدت ۴۵ سال تنها سه دكترين عملياتي در دستور كار داشت: دكترين «تلافي بزرگ»، «واكنش منعطف» و «انهدام حتمي متقابل» (ضد نيرو)، اما روي ايران در ۱۰ سال اخير از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱، حدود ۱۱ دكترين و استراتژي آزمايش كرده است، پس امريكا در برابر ابرقدرتي مثل شوروي، به‌طور متوسط هر ۱۵ سال يك دكترين! و در برابر ايران تقريباً هر سال يك دكترين! به اجرا گذاشته و البته در همه آنها، كم و بيش شكست خورده و ناموفق بوده است.
۱۱ استراتژي: از سال ۲۰۰۱ به ترتيب «هويج و چماق» (۲۰۰۲)- پليس خوب، پليس بد (۲۰۰۳)- مكانيسم ماشه (۲۰۰۴)- شوك و بهت (۲۰۰۵)- چيكن استراتژي (۲۰۰۵)- استراتژي قورباغه (۲۰۰۶)- آنفلوآنزاي نيويوركي (۲۰۰۷)- استراتژي دائم پارادايم (۲۰۰۸)- هويج سمي (۲۰۰۸)- آژاكس ۲ (۲۰۰۹)- مده آ (۲۰۱۰). 

اين نكته اثبات مي‌كند كه حل و فصل موضوع هسته‌اي ايران براي غرب، پيچيده‌تر، پرهزينه‌تر و طاقت‌فرساتر از فروپاشي شوروي شده است.
غرب دائماً در حال تغيير تاكتيك و استراتژي است و جواب استراتژي را بايد با استراتژي داد و به استراتژي دشمن حمله كرد. در اين نوشتار به شكلي گذرا بر راهبردهاي اتخاذ شده جهان غرب عليه جمهوري اسلامي ايران مروري خواهيم داشت.
دكترين (Doctrine) به نظريه، اصول عقيده، آيين، مكتب يا قواعد بنيادين معتبري گفته مي‌شود كه هدايت‌كننده اقدام در پشتيباني از سياست‌ها و برنامه‌ها در جهت تأمين اهداف بوده و به كاربردن آنها مستلزم درك مقتضيات و تصميم‌گيري صحيح و منطقي مي‌باشد.
اين مقاله به معرفي دكترين‌ها و استراتژي‌هاي غرب در مقابل جمهوري اسلامي ايران به صورت اجمالي پرداخته و از اين شماره هر روز به بررسي بخشي از اين استراتژي‌ها خواهيم پرداخت. 

۱- استراتژي هويج و چماق (Carrot and Stick) 

با طرح محور شرارت از سوي رئيس‌جمهور امريكا، دكترين هويج و چماق، همزمان عليه عراق و ايران مطرح شد. مبتني بر اين دكترين، كشور هدف همچون اسب «وحشي» است كه بايد «رام» شود. هنگام گرسنگي اسب وحشي در بند، او را تطميع نموده و به او «هويج» مي‌دهند اما با هربار كه آن اسب، بخشي از هويج را مي‌خورد، يك ضربه شلاق يا چماق بر سر او فرود مي‌آيد. تكرار اين روند تطميع با هويج و تهديد با چماق، تا زمان «رام» شدن آن اسب ادامه مي‌يابد: تا زماني كه «زين» را بر پشت خود بپذيرد و «سواري» بدهد. اين دكترين در مورد عراق صدام حسين در كمتر از ۱۴ ماه به نتيجه نشست، اما در مورد ايران مؤثر واقع نشد. چماق در دست امريكا و اسرائيل و هويج در كف اتحاديه اروپا خشكيد.
در استراتژي هويج و چماق فرض بر اين بود كه ايران به مثابه يك اسب وحشي است كه بايد رام غرب شود. در اين فرآيند انگليس، آلمان و فرانسه هويج را به دست مي‌گيرند و امريكا و اسرائيل چماق را. هويج عبارت است از امتيازاتي كه اين سه كشور پيشنهاد مي‌دهند و چماق نيز ضرباتي است كه امريكا پس از جذب ايران به اين امتيازات بر سر ايران مي‌كوبد، به عنوان مثال مي‌توان به وقايع سال ۸۲ در موضوع هسته‌اي اشاره كرد. در تاريخ ۲۹/۷/۸۲ تفاهمنامه سعدآباد بين ايران و سه كشور اروپايي امضا شد كه در آن ايران براي حل وفصل موضوع هسته‌اي خود به پذيرش پروتكل الحاقي ترغيب شده بود. در همين راستا در تاريخ ۱۹/۸/۸۲ پروتكل الحاقي توسط ايران پذيرفته شد. اگر تا به اينجا را با دكترين هويج منطبق كنيم، صدور قطعنامه‌هاي دوم و سوم شوراي حكام در تاريخ‌هاي ۲۵/۹/۸۲ و ۲۵/۱۲/۸۲ با محوريت امريكا چماق‌هايي بود كه بايد بر سر ايران فرو مي‌آمد. مي‌بينيم كه غرب براي اعمال بخش دوم طرح خود يعني چماق بيشتر از يك ماه صبر نمي‌كند. 

۲- استراتژي پليس خوب، پليس بد (Good Cop Bad Cop) 

با شكست دكترين هويج و چماق، رويكرد غرب تلطيف شد و لعاب قانون به خود گرفت. يك قانون جهاني وجود دارد كه ضابط آن «واحد پليس جهاني» است كه اتفاقاً همه اعضاي آن كشورهاي غربي هستند.
اين «كلانتري» جهاني، دو نوع پليس دارد؛ پليس خوب و پليس بد. انگليس، فرانسه و آلمان، به عنوان پليس‌هاي خوب، در سر «گردنه» گذرگاه جهاني، جلوي اتومبيل ايران را گرفته و تقاضاي نامشروع «تعليق» بدون مدت تحقيقات و فعاليت‌هاي تكنولوژيك هسته‌اي ايران را ارائه نمودند. هشدار آنها اين بود: توصيه ما اين است كه به خواسته‌هاي ما تن دهيد، در غير اين صورت دو پليس بد - امريكا و اسرائيل - تا لحظاتي ديگر آژير سر مي‌رسند و اين «خواسته‌ها» را به زور به شما تحميل مي‌كنند.
پليس خوب، پليس بد در سال ۲۰۰۴ فرآيند بعدي بود. در اين طرح كه مي‌توان آن را به نوعي تكامل‌يافته دكترين قبلي دانست، دنيا به مثابه دهكده‌اي است كه چند كشور غربي ژاندارم آن هستند. در اين ميان سه كشور اروپايي پليس خوب و امريكا پليس بد است. ايران بهتر است كه قضيه پرونده هسته‌اي خود را با پليس‌هاي خوب به پايان ببرد و با خواسته‌هاي اين سه كشور اروپايي مبني بر تعليق تمامي فعاليت‌هاي هسته‌اي موافقت كند.
تأكيد مفرط مذاكره‌كنندگان اروپايي در مذاكرات ۲۵/۸/۸۳ پاريس بر تعليق گسترده فعاليت‌هاي هسته‌اي گواه اين است كه آنها نقش پليس خوب را به خوبي ايفا كرده‌اند. متعاقب موافقتنامه پاريس در تاريخ ۲/۹/۸۳ تأسيسات UCF اصفهان تعليق شد، ضمن اينكه سال ۸۳ بيشترين فراواني سفر مدير كل آژانس به ايران را به خود اختصاص داده كه بي‌ارتباط با دكترين پليس خوب نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار