اين حمله تروريستي يك روز بعد از حمله تروريستي ديگر در كركوك صورت گرفت كه در نتيجه آن نيز دست كم ۳۰ نفر كشته و بيش از ۷۰ نفر ديگر نيز زخمي شدند. اين حمله كه كاملاً سازماندهي شده بود، علاوه بر انفجار خودروي بمبگذاري شده در جلوي پاسگاه پليس با حملات مسلحانه نيز همراه بوده است.
تاكنون كسي مسئوليت اين حملات را بر عهده نگرفته، اما شاخصهاي موجود نشان ميدهد كه اين حملات يا همانند حمله انتحاري به اعضاي شوراهاي بيداري در منطقه تاجي شمال بغداد كار القاعده بوده يا همانند عمليات تروريستي در كركوك كار مشترك القاعده و بعثيها بوده است.
در خلال اشغال عراق از سوي امريكا، شوراهاي بيداري از درون سنيها براي مقابله با القاعده شكل گرفت و از همان زمان اعضاي اين شوراها در ليست ترور القاعده بوده است. كركوك نيز به اين علت براي حمله تروريستي انتخاب شدكه اين شهر داراي تنوع قومي است و لذا از پتانسيل نسبتاً بالايي براي دامن زدن به اختلافات داخلي برخوردار است.
به هر حال اين دو حمله تروريستي اين نكته را گوشزد ميكند كه نه تنها شيعيان بلكه كردها و سنيهاي ميانهرو نيز در تيررس حملات القاعده و همپيمان بعثي آنها قرار دارند و در صورتي كه تنشهاي سياسي و امنيتي در اين كشور ادامه يابد، همه اقوام و گروهها و تشكيلات سياسي متبوع آنها متضرر و بازنده خواهند شد و لذا اين بازي (كه در پي بازداشت شتاب زده محافظان العيساوي وزير دارايي عراق از فهرست العراقيه به اتهام دست داشتن در اقدامات تروريستي آغاز شد) برخلاف آنچه برخي از جناحهاي سياسي تصور ميكنند برنده مشخصي نخواهد داشت، بلكه همه بازنده خواهند بود. آنچه اين هشدار را جدي ميكند، مشخص شدن مجدد اين نكته به خصوص در تحولات اخير سوريه است كه رژيم صهيونيستي از اين گروهها براي پيشبرد اهداف و سياستهاي خود در منطقه استفاده ابزاري ميكند و مشكلات داخلي نتانياهو و چالشهاي وي براي تشكيل كابينه ائتلافي جديد انگيزه مضاعفي را براي تل آويو در جهت دامن زدن به بحران در منطقه جهت انتقال بحران داخلي خود به خارج ايجاد كرده است.
از اين رو آن دسته از بازيگراني كه در سوريه يا عراق، مخالفان داخلي را به اقدامات براندازانه تحريك و تشويق ميكنند، خواسته يا ناخواسته آب به آسياب رژيم صهيونيستي ميريزند.
در واقع يكي از عوامل تطويل بحران سوريه و عراق و نتيجهبخش نبودن رويكردهاي داخلي براي حل بحران، همين دخالتهاي خارجي بوده است، اما آنچه در اين بين مسلم است اينكه در صورتي كه طرفهاي درگير از همه ظرفيتهاي داخلي براي حل بحران و پاسخ به مطالبات استفاده كنند، ديگر زمينهاي براي سوءاستفاده و نقشآفريني بازيگران آشوبساز خارجي و عوامل داخلي آنها در عراق باقي نميماند، به خصوص آنكه شكست رويكرد براندازي در سوريه ـ كه با تمايل اجباري رهبر ائتلاف مخالفان و حاميان غربي و عربي آنها به سمت گفتوگو با دولت اين كشور همراه بوده است- بيترديد انگيزه اين دسته از بازيگران را كه به اميد پيشبرد رويكرد براندازي در سوريه به اقدام مشابه در عراق دست زده بودند، بيش از پيش تضعيف خواهد كرد و راهي جز گفتوگو براي كنار آمدن با دولت مركزي عراق پيش روي آنها قرار نميدهد.