بررسي تحولات سوريه نشان ميدهد كه در مقايسه با ماههاي گذشته از شدت و گستره بحران اين كشور به ويژه از بعد ارزش خبري كاسته شده است كه علت آن از يكسو به تثبيت نسبي اوضاع در داخل (به دليل شكست طرحهاي براندازانه )و از ديگر سو به خبرساز شدن تحولات تنشهاي داخلي مصر و حمله فرانسه به مالي برمي گردد. با اين حال دو نكته در حوزههاي سياسي و امنيتي سوريه در روزهاي اخير جلب توجه ميكند كه در عين حال وجود ارتباط معنادار ميان آن دو قابل تامل و تحليل است.
در عرصه سياسي و روابط بينالملل، نشست شوراي امنيت با حضور اخضر ابراهيمي نماينده مشترك سازمان ملل و اتحاديه عرب برگزار شد و وي نسبت به عواقب منطقهاي و بينالمللي ادامه وضعيت كنوني در سوريه هشدار داد و همزمان با آن، دو نشست به طور همزمان اما جداگانه يكي با حضور مخالفان برانداز در پاريس و ديگري با حضور مخالفان اصلاحطلب در ژنو برگزار شد. گزارشهاي رسيده حاكي از اين است كه كاملاً فضاي يأس و نااميدي بر نشست پاريس ـ كه پنجمين نشست گروه موسوم به دوستان سوريه بود ـ حاكم بود و در عين حال شركتكنندگان در آن چه از نظر تعداد و سطح (كم و كيف) رو به تحليل و كاهش رفته بود و در عين حال هيچ تصميم جدي نيز در آن اتخاذ نشد و اين در حالي بود كه نشستهاي قبلي معمولاً با هياهو برگزار ميشد و با اتخاذ تصميمهاي اساسي همراه بود.
در مقابل نشست ژنو هر چند با مانع تراشي دولت ميزبان براي ممانعت از اجازه ورود ۶۵ نفر از مدعوين همراه بود، اما از اين جهت حائز اهميت بود كه با توجه به تغيير تحولات ميداني به مخالفان اصلاحطلب در برابر مخالفان برانداز ـ كه محور كار كنفرانسهاي موسوم به دوستان سوريه است ـ مشروعيت بينالمللي ميدهد و از اين طريق به تقويت فرآيند سياسي حول طرح ژنو كمك ميكند. در اين ميان برگزاري اولين كنفرانس بينالمللي كمك به آوارگان سوريه كه در آن حاميان هر دو گروه مخالف و رقيب درگير در سوريه مشاركت دارند، از اين جهت حائز اهميت است كه نوعي تغيير شيفت تدريجي را از تلاشهاي براندازانه به سمت بشردوستانه نشان ميدهد و در عين حال بيانگر عمق و گستره فاجعهاي است كه اتخاذ تلاشهاي براندازانه از سوي مخالفان داخلي و حاميان خارجي آنها براي مردم سوريه به بار آورده است.
در مجموع به نظر ميرسد روند تحولات در سوريه به سمت حل سياسي بحران پيش ميرود و اختلاف نظرهاي موجود عمدتا به چارچوبها و محتواي طرحهايي مربوط ميشود كه براي حل بحران چه در داخل و چه در خارج از سوريه مطرح و ارائه شده است. اما در عرصه تحولات امنيتي سوريه آنچه اين روزها در كانون توجه رسانهها قرار دارد تصاوير دلخراش قتل حدود ۷۰ تن از جوانان سوري در منطقه بستان القصر شهر حلب است كه پس از اعدام به رودخانه الطويق انداخته شدهاند. هرچند به روال معمول مخالفان مسلح و حاميان خارجي آنها، انگشت اتهام را به سمت دولت و ارتش سوريه نشانه رفتهاند، اما دلايل زيادي وجود دارد كه نقش گروههاي مسلح و بخصوص شاخه القاعدهاي آن را در اين كشتار تائيد ميكند. نخست اينكه منطقهاي كه كشتار در آن صورت گرفته تحت كنترل مخالفان مسلح بوده است. دوم اينكه در گذشته نيز بارها هر وقت گروههاي مسلح با مقاومت مناطق تحت كنترل آنها براي همكاري مواجه ميشدند دست به اعدام جوانان منطقه ميزدند. علاوه بر اين، در گذشته نيز هر زمان كه نشست بينالمللي درباره سوريه برگزار ميشد يا بنا بود نماينده سازمان ملل به سوريه و منطقه براي حل بحران سفر بكند، كشتارهاي مشابهي صورت ميگرفت تا هم از به نتيجه رسيدن رايزنيهاي منطقهاي و بينالمللي براي حل بحران جلوگيري شود و هم اينكه با فضاسازي زمينه لازم براي مصوبات ضد سوري در اين نشستها فراهم شود. از اين جهت ارتباط معناداري بين نشست اخير شوراي امنيت و همچنين كنفرانسهاي پاريس، ژنو و كويت با دور جديد كشتارها در حلب مشاهده ميشود كه ناخواسته اذهان را به سمت گروههاي مسلح و تروريست ميبرد.