کد خبر: 508256
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۲

به گزارش خبرنگار ما، ششم دي ماه امسال مردي به پليس خبر داد جسد دختر جواني را داخل انباري ساختمان مسكوني‌‌شان پيدا كرده است. وقتي مأموران پليس به محل رسيدند، مشخص شد جسد متعلق به دختري به نام مهناز، نامزد يكي از ساكنان ساختمان به نام محمد است. محمد نيز لحظاتي بعد در محل حاضر شد و بعد از ديدن جسد نامزدش از سوي پليس مورد بازجويي قرار گرفت. او در اولين بازجويي‌ها به تيم جنايي گفت: مهناز شب را ميهمان من بود و نيمه شب او را به خانه پدرش بردم تا اينكه امروز از ماجراي كشف جسدش با خبر شدم. سپس به دستور قاضي روشن، بازپرس كشيك قتل، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد و محمد به عنوان مظنون اصلي بازداشت شد.
كارآگاهان اداره دهم سپس به خانه محمد رفتند و متوجه شدند يكي از شيشه‌هاي پنجره شكسته است. متهم در توضيح علت شكستگي شيشه گفت: مهناز تا آخر شب در خانه من بود ما با هم بر سر موضوعي جر و بحث‌مان شد و با هم درگير شديم كه شيشه شكست.
بررسي‌هاي بيشتر نشان داد كه قفل در ورودي آپارتمان هم تخريب شده است. محمد گفت: وقتي مهناز را به خانه پدرش بردم و به خانه برگشتم، متوجه شدم كليد را داخل خانه جا گذاشتم به خاطر همين مجبور شدم قفل را بشكنم.
مادر مهناز هم به پليس گفت: ساعت ۲:۳۰ بامداد دخترم همراه نامزدش به خانه برگشت. وقتي وارد خانه شد، متوجه شدم كاپشن تنش نيست. بدون اينكه با من صحبت كند، گوشي تلفن همراه پدرش را برداشت و به طبقه بالا رفت. صبح روز بعد من و پدرش به طبقه بالا رفتيم و متوجه شديم در اتاقش قفل است. هرچه در زديم، جواب نداد تا اينكه با كليد خودم در را باز كرديم اما مهناز داخل اتاق نبود. احتمال داديم به خانه محمد برگشته باشد، به خاطر همين با آژانسي كه هميشه از آنجا ماشين كرايه مي‌كرد، تماس گرفتيم. مدير آژانس هم به ما گفت نيمه‌هاي شب دخترم با يكي از ماشين‌هاي آژانس به خانه محمد رفته است اما وقتي با محمد تماس گرفتيم، گفت از دخترم خبر ندارد و به خانه او نيامده است. به خاطر همين نگران شديم و به خانه محمد رفتيم. وقتي وارد خانه شديم، كاپشن و مقداري از لوازم شخصي دخترم آنجا بود. محمد گفت مهناز آنها را جا گذاشته و قرار بود كه آن را به خانه‌مان بياورد. بعد هم با پيشنهاد محمد براي شكايت به كلانتري رفتيم.
در شاخه ديگري از تحقيقات، راننده آژانس هم مورد تحقيق قرار گرفت و تأييد كرد كه مهناز را به خانه محمد برده است.
متهم سرانجام روز گذشته به قتل اقرار كرد و گفت: آن شب بعد از اينكه مهناز دوباره به خانه من برگشت، با هم مشاجره كرديم. من چند بار او را كتك زدم و سرش را به در و ديوار كوبيدم كه متوجه شدم بيهوش شده است.
متهم ادامه داد: من فكر كردم چند دقيقه بعد دوباره به هوش مي‌آيد به خاطر همين او را به انباري يكي از همسايه‌ها كه خالي بود و قفل هم نداشت، بردم و همانجا رهايش كردم چون تصور مي‌كردم بالاخره يكي از همسايه‌ها او را پيدا مي‌كند و به بيمارستان مي‌رساند.
سرهنگ كارآگاه آريا حاجي‌زاده، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: متهم براي ارائه توضيحات به دادسراي امور جنايي اعزام شد و به دستور بازپرس، پرونده و صدور قرار بازداشت موقت براي انجام تحقيقات در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار