كيم جونگ اون پس از مرگ پدرش در دسامبر ۲۰۱۱ به رهبري كرهشمالي منصوب شد. از همان ابتدا اين سؤال مطرح شد كه آيا رهبر جوان كرهشمالي همان راه پدر و پدربزرگ و مسير ۶۰ سال گذشته را ميرود يا اينكه قصد دارد به خاطر شور جواني و همچنين پيشرفتها و تغييرات كلان در جهان براي مردم كرهشمالي طرحي نو در اندازد. سؤال دوم نيز به اين مسئله مربوط ميشد كه آيا پيونگيانگ با همسايه جنوبي خود به سمت تعامل گام بر ميدارد يا اينكه خصومتها همچون گذشته با سئول ادامه پيدا ميكند. همزمان، تغيير مناسبات، روابط و صورتبندي قدرت در حوزه آسيا- پاسيفيك با قدرت گرفتن چين نگاهها و سؤالها در اين حوزه را بيشتر كرده است. تا جايي كه تنشها بين چين و ژاپن و حتي به صورت پنهاني با كرهجنوبي نيز افزايش پيدا كرده است. تقابل سياست شرقي- غربي در اين حوزه نه تنها قدرتهاي بزرگ از جمله امريكا را به اين منطقه كشانده بلكه وزن كشورهاي شرق آسيا را تغيير داده است زيرا اين حوزه سرزميني كه از موقعيت ژئوپلتيك مناسبي برخوردار است، در حال تبديل شدن به محل بازي بزرگان است. بنابراين منطقه از اين پس شاهد يارگيريهاي بيشتري خواهد بود. همانطور كه باراك اوباما وقتي در انتخابات رياست جمهوري بر ميت رامني، رقيب جمهوريخواه خود پيروز شد در سفر به شرق آسيا به منظور يارگيريهاي جديد به سه كشور برمه (ميانمار)، تايلند و كامبوج سفر كرد. بعد از اين كشورهاي ديگر منطقه نيز همچون اندونزي، ويتنام، فيليپين و... از اهميت بيشتري برخوردار خواهند شد كه عمدتاً در تقابل بين امريكا و چين به اين سمت يا آن سمت گرايش پيدا خواهند كرد. در اين ميان كرهشمالي از موقعيت خاصي برخوردار است به اين دليل كه با توجه به سياستها و مواضع شش دههاي خود فضاي خاصي را ايجاد كرده و با داشتن تسليحات هستهاي و متحد بودن با شرق مثل چين و روسيه، در تقابل با كشورهاي غربي به خصوص امريكا قرار دارد اما در اين ميان برخي از كشورهاي غربي كه در حوزه اروپا قرار دارند با در نظر گرفتن منافع ملي تمايل دارند كه با اين كشور ارتباط برقرار كنند. به هر جهت منافع ملي بسياري از سياستها، روابط و مواضع را مشخص ميكند. آلمان به عنوان يكي از توسعهيافتهترين كشورهاي اروپايي اولين گامهاي خود را براي ارتباطگيري و ايجاد رابطه با پيونگيانگ برداشته است. در همين رابطه روزنامه آلماني «فرانكفورتر آلگماينه تسايتونگ» طي گزارشي با تأكيد بر اينكه رهبر كرهشمالي به زودي دروازههاي اين كشور را به سمت سرمايهگذاران خارجي باز خواهد كرد، نوشته است كه آلمان كمكهاي اقتصادي و سياسي در اختيار پيونگيانگ قرار داده است. اين رويكرد نشان ميدهد مقامات آلمان به تحولات حوزه پاسيفيك بياعتنا نبوده و به هر شكل ممكن خواهان نفوذ در اين منطقه هستند و برايشان مهم هم نيست كشورهايي كه با آنها ارتباط ميگيرند متحد غرب همچون كرهجنوبي و ژاپن باشند يا اينكه از جمله متحدان كشورهاي شرقي مثل چين و روسيه باشند. براي آلمان اين مسئله اهميت دارد كه بتواند در منطقه شرق آسيا قدرت بازيگري خود را افزايش دهد كه در اين رويكرد فعلاً از ابزار اقتصادي استفاده ميكند. از آنجايي كه كرهشمالي نيز به لحاظ مالي و زيرساختهاي اقتصادي، كشوري نيازمند است ميتواند پذيراي مشاورههاي آلمان باشد. البته اين مسئله مستلزم آن است كه رهبر و مقامات كرهشمالي تغييراتي در رويههاي شش دهه گذشته خود انجام دهند كه بر اساس اخبار منتشر شده از داخل كشور، ميتوان گفت اين اتفاق در حال رخ دادن است. كيم جونگ اون، رهبر جوان كرهشمالي طي يك سخنراني كه به مناسبت سال ميلادي جديد انجام شد از «ابداعات و دگرگونيهاي بزرگ» صحبت كرد. از اين رو مقامات آلمان بر اين اعتقاد هستند كه رهبر جوان كرهشمالي به زودي درهاي كشور را به سمت سرمايهگذاران باز خواهد كرد با اين وجود آلمان در حال حاضر بر اين اعتقاد است كه ميزان و سطح اصلاحات و تغييرات كرهشمالي در حال حاضر شبيه «مرحله آبي اصلاحات ويتنامي» است كه بر اساس آن دولتمردان بر اساس نيازي كه ميبينند سرمايهگذاران خارجي را خودشان انتخاب ميكنند. با اين وجود مقامات آلمان بر اين باورند كه بايد به گونهاي به كرهشمالي نزديك شوند كه پيونگيانگ آنها را به عنوان سرمايهگذاران در كشور خودشان انتخاب كنند. به خصوص كه رهبر كرهشمالي از اقدامات عملي در زمينههاي اصلاحي در سال ۲۰۱۳ سخن به ميان آورده است. چينيها پيش از اين توانستهاند با نفوذ در كرهشمالي در برخي از زمينههاي اقتصادي آن فعاليت كنند بنابراين آلمانيها نميخواهند از اين رقابت هرچند كوچك عقب بمانند به ويژه كه انتظار دارند اين رقابت در آينده افزايش پيدا كند به اين دليل كه رهبر كرهشمالي نشان داده است تمايل به باز كردن درهاي كشور دارد. كيم جونگ اون حتي در مواضع خود از همكاري و ايجاد رابطه با كرهجنوبي نيز سخن به ميان آورده است كه در مقايسه با مواضع ۶۰ سال گذشته كاملاً تازه است.