کد خبر: 504704
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۵
2013 آبستن كدام تحولات فرهنگي خواهد بود؟
محمدصادق دهنادي
حالا با حلول سال ۲۰۱۳، هم براي مايا‌ها و هم براي خرافاتي‌هايي كه در اين چند هفته بدجوري سر كار رفته‌اند، دوره جديد تقويمي است و به عبارت خودمان ۱/۱/۱ به شمار مي‌رود. سال نوي ميلادي جديد مي‌آيد و نه از اين حيث كه زماني نو براي خرافاتي‌هاست، بلكه به خاطر مشكلات و مصائبي كه بشريت در سال‌هاي اخير ميلادي به خود ديده است و از سويي به خاطر پيشرفت‌هايي كه انسان‌ها در حوزه‌هاي مختلف به آن دست يافته‌اند، سالي نو و پيام‌آور وضعيتي تازه در بسياري از عرصه‌هاست. 

فرهنگ جهاني نيز با صورت‌بندي جديدي كه در حوزه اجتماعي، سياسي و حتي اقتصادي جهان به وجود آمده است، سال ۲۰۱۳ در حالي ميراث نه چندان دلچسب سال‌هاي منتهي به ۲۰۱۲ را دريافت مي‌كند كه انتظار بشريت از حوزه فرهنگ بيش از ساير عرصه‌هاست و به همين دليل دستاوردهاي فرهنگي جهان در سال‌هاي پيش در سال جديد بايد به نحو مطلوبي صرف به دست آوردن ارزش‌هاي بلندي گردد. فرا رسيدن سال ۲۰۱۳ با اين نگاه، درنگي تازه براي درك وضعيتي است كه بشريت در آن به سر مي‌برد و آنچه به عنوان فرهنگ در جهان شناسايي شده و مورد نظر قرار مي‌گيرد. 

فرهنگ و تحولات رسانه‌اي
سال ۲۰۱۲ نيز همانطوري كه انتظار مي‌رفت، عرصه‌اي براي توسعه رسانه‌هاي مختلف در عرصه تلويزيون، راديو و اينترنت و فرارسانه‌هاي ديگر بود. 

در واقع گرچه اين تحولات منحصر به سال گذشته ميلادي نيست اما سرعت تحولات اين حوزه به قدري وسيع و سريع و آثارش غيرقابل انتظار است كه حتي متفكران كه تئوريسين فرهنگ جديد جهاني در سايه همين رسانه‌ها هستند، به سرعت در حال رصد اتفاقات و پيامدسنجي براي تحليل درست آن هستند. كتاب‌ها، مقالات و نظريه‌ها، در حال ويراستاري شدن است و همين ويراسته‌ها هم نمي‌تواند تشريح‌كننده سرعت و شدت سرسام‌آور تحولاتي باشد كه در حوزه رسانه و فرهنگ در حال شكل‌گيري است. بي‌شك وقتي فقط در يك‌سال، كل توسعه مجموع چند ساله يك حوزه دو برابر يا چند برابر مي‌شود و روند بمباران اطلاعات به سطح اشباع مي‌رسد و به عبارتي اطلاعات و سطح توليد آن به چندين برابر داده‌هاي موجود مي‌رسد، ممكن است دنيا خيلي زودتر از آنچه به نظر مي‌رسد به مرز فقدان معنا در عرصه فرهنگ جهاني برسد. 

سال ۲۰۱۳ از اين حيث، سالي است كه بيش از هر چيز در آن شاهد تبيين وضعيت كنوني فرهنگ بشر و پيامدهاي فرهنگي رسانه‌ها و اينترنت در جهان هستيم. 

فرهنگ و شبكه‌هاي اجتماعي
گرچه در عبارات مارشال مك لوهان در دهه هفتم قرن گذشته، بشريت با عبارت دهكده جهاني آشنا شده و متفكران آينده‌پژوه مانند آلوين تافلر درباره چنين جامعه‌اي سر و كله زده‌اند اما بشريت سال ۲۰۱۳ با مفهوم عملي و غيرقابل كنترل‌تري از جامعه‌اي كه بر اساس تئوري «زندگي دوم» شكل گرفته روبه‌رو است. جامعه‌اي كه نه تنها يك شبكه اجتماعي با كاركردهاي ارتباطي است، وارد فراارتباط شده و تبديل به يك حقيقت پويا با شهرونداني است كه هويت آزادانه مجازي‌شان را به هويت اجباري‌شان در جهان واقع ترجيح مي‌دهند. با اين ديد، زندگي دوم ديگر نام يك سايت يا بازي اينترنتي در حوزه سبك زندگي نيست، بلكه يك روش تازه براي زندگي بسياري از آدم‌ها به شمار مي‌رود. با چنين شتاب و فراگيري بدون هيچ فكر و پيش‌بيني بايد منتظر ۲۰۱۳ و تحولات فرهنگي آن در حوزه سايبري و اينترنتي بود. 

آواهايي كه برمي‌خيزد
جنبش وال‌استريت، بيداري اسلامي و همچنين اتفاقات اجتماعي خوبي كه به خاطر شكست سياست‌هاي اقتصادي غرب در اروپا به ويژه در كشورهايي مانند يونان و اسپانيا در حال رخداد است، گرچه جنبه‌هاي سياسي و اقتصادي داشته است اما نمي‌تواند آبستن تغييرات عمده در تفكرات فرهنگي نباشد. اين تغييرات فرهنگي است كه حتي در بخش سياست و اقتصاد، در سال‌هاي اخير زوال و رويش دولت‌ها و تفكرات را به بار آورده است و از همين صداهاي همواره نشنيده شده، نهضت‌هاي بزرگ آينده جهان را بيرون مي‌آورد. سال ۲۰۱۳ بي‌شك نقطه عطفي براي انقلاب‌هايي مانند مصر، اردن، يمن، بحرين و حتي كويت است و چه بسا اتفاقاتي كه در اروپا در حال رخ دادن است، صورت‌بندي جدي‌تري از تفكرات مردمي را جايگزين تفكر سرمايه‌داري نمايد. مجموع اين رويكردها سرآغاز اتفاقات فرهنگي شگرف، با رويكرد آزادي و اعتراض خواهد بود. 

فرهنگ و بيم از ركود جهاني
وضعيت اقتصاد جهاني در همه جاي دنيا اثرات خود را به اشكال مختلف نشان مي‌دهد و پيش‌بيني‌هاي بانك جهاني و مجامع اقتصادي درباره سال ۲۰۱۳ نيز نويد مناسبي را براي جامعه جهاني ندارد. بي‌شك اين فقر عمومي كه امريكا، اروپا و حتي آسيا را دچار ركود نموده، بدترين اثرات خود را روي بخش فرهنگ و هنر خواهد گذاشت زيرا در زماني كه معيشت جوامع به دليل مسائل مختلف اقتصادي تهديد شود، اولين اتفاقي كه رخ مي‌دهد اين است كه مسائلي چون سواد فرهنگي، مصرف فرهنگي از سبد خانوارها بيرون رفته و در نتيجه تمركز اقتصادي عموم مردم به ملزومات اوليه و ثانويه باعث از بين رفتن صنعت فرهنگ و هنر و حتي آموزش‌هاي عمومي گردد. به همين دليل، سال ۲۰۱۳ كه از ديد اقتصادي‌ها ادامه سال‌هاي ركود اقتصاد جهان است را بايد سالي براي از بين رفتن بيش از پيش بنيان سرمايه‌گذاري‌هاي فرهنگي، از بين رفتن جشنواره‌ها و نهادهاي خصوصي فرهنگي دانست. 

فرهنگ و توليد قدرت نرم
يكي ديگر از شاخص‌هاي سال ۲۰۱۳، ادامه روند تكثر سياسي جهان و افول ايالات متحده در همه عرصه‌ها و به وجود آمدن قدرت‌هاي جديد منطقه‌اي و جهاني است. اين بلوك‌بندي جديد كه از مدت‌ها پيش در جهان سياست رگه‌هاي پيدايش آن ديده شده است، بي‌شك سال ۲۰۱۳ را نيز با قوت و قدرت بيشتري طي خواهد كرد. بي‌شك اين صورت‌بندي سياسي جهان چندقطبي از سويي و همچنين افول تدريجي قدرت ايالات متحده به ويژه به خاطر مشكلات داخلي در عرصه بين‌المللي تأثير بسزايي در زمينه بخش‌هاي فرهنگي جهان خواهد داشت. 

ادامه اين روند، به معرفي فرهنگ كشورهاي در حال برآمدن از طريق شبكه‌هاي ماهواره‌اي روس، اسپانيايي- لاتين و هندي‌تبار كمك مي‌كند و بي‌شك چين نيز براي دنياي رسانه‌هاي گروهي، سينما و موسيقي برنامه‌ريزي خاصي نموده است. فرهنگ و رسانه كه در حال از بين بردن فواصل مفهومي خود هستند، در عرصه ايجاد و بسط قدرت نرم، نقش مهم‌تري از سلاح و بمب و نيروي نظامي بر عهده دارند و سال ۲۰۱۳ نيز از همين رو مي‌تواند عرصه مهمي بر رويارويي اين قدرت‌ها باشد و بي‌شك فرهنگ مهم‌ترين ابزار و شايد بزرگ‌ترين قرباني سال ۲۰۱۳ براي نبرد كشورهايي باشد كه با يكديگر قصد مخاصمه سخت را ندارند. شايد به همين دليل هم نبايد به اين راحتي در طليعه ۱/۱/۱ خرافاتي‌ها و قبيله مايايي‌ها به فرهنگ جهاني كه بازيچه دست زر و زور و تزوير قدرت‌سالاران جهان واقع شده، خوشبين بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار