
اين روزها در خانه اغلب مخاطبان تلويزيون وسيلهاي كم حجم و كارآمد به نام «ستاپ باكس» وجود دارد. اين جعبه كوچك امكاني را فراهم ميكند تا به حدود ۲۰ شبكه تلويزيوني دسترسي داشته باشيم. اين وسيله كوچك راه اندازي شبكههاي جديد را سهلتر از گذشته كرده و ظاهراً قرار است در سالهاي آينده هم با كمك همين ابزار، مخاطبان سيما به حجم بيشتري از برنامههاي تلويزيوني دسترسي داشته باشند. اگر بپذيريم كه «تلويزيون» يكي از اعضاي ثابت خانواده هاست، ميتوان از اين «ستاپ باكس» به عنوان نوزاد تازه متولد شدهاي نام برد كه با گذشت زمان، شيرين كاري و شيرين زبانيهاي تازهاي از خود بروز ميدهد.
اما سالها قبل وقتي تلويزيون در دو كانال با برنامه هايي محدود تعريف ميشد، نه از ستاپ باكس خبري بود و نه شبكهها اين حجم از فيلم و سريال را به صورت شبانه نمايش ميدادند. در حجم اندك سريالهاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي، يك جنس از برنامه بيش از ساير برنامهها بروز و ظهور داشت و آن «تئاترهاي تلويزيوني» بود. تئاترهايي كه يا به صورت نمايشنامه بر روي صحنه تئاتر اجرا و توسط دوربينهاي تلويزيوني ضبط ميشدند يا اينكه در استوديوهاي تلويزيون ضبط و سپس پخش ميشدند. پدر و مادرهاي امروز و نوجوانها و جوانهاي دهه ۶۰ و ۷۰، خاطرات زيادي از اين تئاترهاي تلويزيوني دارند. اغلب آنها حتماً نمايش «دو مرغابي در مه» را به خاطر دارند كه اولين بار در سال ۱۳۶۴ از تلويزيون پخش شد و بعدها بارها و بارها تكرار آن در شبكههاي مختلف نمايش داده شد. نمايشي كه در آن مرحوم «حسين پناهي» به عنوان نويسنده حضور داشت، «رسول نجفيان» كارگردان آن بود و با حضور «حسين پناهي و مينا هوشيدري»، زندگي زن و شوهري روستايي كه به تهران كوچ كردهاند را روايت ميكرد كه به دليل روحيات خاص روستايي خود نميتوانستند با محيط شهري خود را سازگار كنند.
«باجناق ها» ديگر نمايش آن سالها بود كه در سال ۱۳۶۶ از تلويزيون پخش شد. نمايشي تك قسمتي بر اساس نوشته «علي بهروز نسب» كه به كارگرداني «داريوش مودبيان» و با حضور بازيگراني همچون: اكبر عبدي، رسول نجفيان، آزاده پورمختار، سوسن مقصودلو، حسين محب اهري و داريوش مودبيان ساخته شد و با لحن و زباني طنزآميز، روابط دو باجناق كه در يك محله زندگي ميكردند را به تصوير كشيد. روابطي كه طي آن يك رابطه ساده و دوستانه، به مرور چنان گرفتار تجملات ميشود كه هر كدام از باجناقها براي تأمين هزينههاي ميهماني خانوادگياش مجبور به قرض كردن، فروش وسايل منزل، اضافه كاري و. . . ميشود. اين نمايشنامه با زباني شيرين و مؤثر مسئله «چشم و هم چشمي» را در آن سالها مطرح ميكرد. اگر بخواهيم به نمونههاي ديگر در اين زمينه اشاره كنيم، با حجم فراواني از تئاترهاي تلويزيوني خوب و جذاب مواجه ميشويم كه فهرست بلند بالايي را تشكيل ميدهد. شايد جالب باشد كه بدانيد يكي از اولين آثار تصويري ساخته شده درباره دفاع مقدس، تله تئاتري دو قسمتي به نام «دام» است كه در سال ۱۳۵۹ به كارگرداني «جواد انصافي» ساخته شد. داستان آن هم اينگونه بود كه شخصي به نام «مبارك» كه به جبهههاي جنگ رفته است، اسير سربازان عراقي ميشود. بعثيها او را به كاخ صدام ميبرند و مبارك سعي ميكند مسئولان كاخ صدام را به شورش بر ضد صدام ترغيب كند.
در همان سالها تله تئاتري با نام «سنگر» نيز به كارگرداني بهزاد فراهاني از تلويزيون پخش شد كه به مباحثي مانند: «تحريم انقلاب اسلامي ايران از سوي استكبار جهاني» و برنامهريزي صدام براي حمله به ايران به صورت موازي اشاره ميكرد.
جست و جويي در كتاب «فرهنگ تئاترهاي تلويزيوني» نشان ميدهد براي سالهاي طولاني مخاطبان سيما با آثار جدي و ارزشمندي در اين حوزه مواجه بودند. واكنش مناسب به پديدههاي اجتماعي، پرداختن به رويدادهاي بينالمللي و بهرهگيري از متنهاي نويسندگان خارجي بخشي از ويژگيهاي تله تئاترهاي تلويزيوني در سالهاي دور است. نكته جالبتر اينكه بسياري از هنرمندان و چهرههاي مطرح سينما و تلويزيون، سالها به عنوان نويسنده، كارگردان، بازيگر و حتي عوامل فني در ساخت اين آثار حضور داشتهاند. شايد جالب باشد بدانيد «داوود ميرباقري» كارگردان سريال مختارنامه علاوه بر نويسندگي و كارگرداني متن تله تئاترهايي همچون: «حكايت مسافر گمنام»، به عنوان بازيگر در برخي تئاترهاي تلويزيوني دهه ۶۰ حضور داشته يا فردي مانند «احمد ميرعلايي» كه اين روزها مديرعامل بنياد سينمايي فارابي است، به عنوان نويسنده و بازيگر در نمايشهاي مختلفي ظاهر شده است. «آتيلا پسياني»، «حسين پناهي»، «مرضيه برومند» و «پرويز پرستويي» كه اين روزها ديگر تمايلي به حضور در سينما ندارند، سالها به عنوان بازيگر در نمايشنامههاي تلويزيوني حضور داشتهاند. در آثار معرفي شده اين سالها به اثري با نام «نمايش بيكلام» برخورد ميكنيم كه در سال ۵۸ و با حضور محمدرضا شريفينيا، پرويز پورحسيني و محمدرضا هنرمند ساخته شده است.
نمايشهاي مذكور در طول سالها فعاليت گروههاي «فيلم و سريال و تئاتر» ساخته و اجرا شدند. اين روند تا سال ۷۸ ادامه داشت و بيشترين سهم در توليد برنامههاي تلويزيوني نمايشي به چنين آثاري اختصاص داشت اما پس از اين تاريخ كه ساخت تله تئاتر به شبكه ۴ سيما واگذار شد، اين بخش با ركودي جدي مواجه شد و اين ركود آنقدر ادامه يافت كه به مرور اولويت در عرصه توليد به ساخت «تله فيلم» رسيد و تئاتر تلويزيوني ميدان را براي رقيب خالي كرد.
تله تئاترها آثار كم هزينهاي هستند كه با سهولت بيشتري نسبت به آثار نمايشي ديگر توليد ميشوند و برخلاف تله فيلمها هم آثار يكبار مصرفي نيستند. كافي است شبكههاي تأميني همچون: تماشا، نمايش،آي فيلم و. . . همين تله تئاترهاي قديمي را پخش كنند تا با ميزان زيادي از مخاطب مواجه شوند. مخاطباني كه با توجه به گذشت سالهاي زيادي از پخش آثار قديمي، مشتاق تماشاي چنين برنامه هايي هستند اما مسئله مهمتر «توليد تئاتر تلويزيوني» است كه در سالهاي اخير به شدت دچار ركود شده است و گاه در طول يك سال به تعداد انگشتان يك دست هم نميرسد. هر سال حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ تله فيلم در شبكههاي مختلف توليد ميشود و اين ميزان به جز تله فيلمهاي توليد شده در مراكز استانهاست. در چنين شرايطي توليد تله فيلم حدود ۴۲ برابر توليد تئاتر تلويزيوني است. تئاتر تلويزيوني محصول گراني نيست و در شرايطي كه حدود ۱۲۰ ميليون تومان به طور متوسط براي ساخت يك تله فيلم هزينه ميشود، ميتوان با يك چهارم اين رقم تئاتري تلويزيوني را ساخت؛ آثاري كه به مراتب هنريتر و ارزشمندتر هستند و ميتوانند مخاطبان خاص را نيز جذب تلويزيون كنند.
تله تئاترها قابليت فراواني براي عرضه به شبكه نمايش خانگي دارند. امكاني كه ميتواند علاقهمندان را با حجم فراواني از گنجينههاي تصويري آشنا كند. بخش عمدهاي از تله تئاترهاي پخش شده از تلويزيون در سالهاي گذشته، صرفا آثار تلويزيوني نبودهاند و نمايشهاي صحنهاي بودهاند كه براي پخش از تلويزيون ضبط شدهاند و به همين دليل تنها نسخه تصويري موجود از اين نمايشها هستند. نمايش هايي كه فعلا در آرشيو صدا و سيما خاك ميخورند به شدت نيازمند توجهي جدي هستند تا بار ديگر راهي شبكه نمايش خانگي و شبكههاي تلويزيوني شوند و مخاطب خود را پيدا كنند؛ مخاطبي كه حس نوستالژي او از ديدن اين آثار شگفتزده خواهد شد.