
مقدمه و طرح مسئله
از زماني كه موج خيزشهاي مردمي در خاورميانه و شمال آفريقا شروع و ادامه پيدا كرد و به خصوص پس از آنكه دامنه اين اعتراضات- ظاهراً طبق برنامه از پيش طراحي شده- به سوريه تسري يافت تا همين چند هفته پيش تحولات فلسطين در حاشيه قرار گرفته بود و همين امر نوعي فرصت طلايي براي رژيم صهيونيستي محسوب ميشد كه از اين فضا در جهت پيشبرد اهداف و سياستهاي خود استفاده كند تا حداقل بتواند بخشي از آثار منفي اين قيامها را بر خود جبران كند اما وقوع چند اتفاق كه البته محاسبه اشتباه دولت نتانياهو نيز در آن دخيل بود اين فرصت از تلآويو گرفت و بار ديگر بحران فلسطين را در سيبل توجهات رسانهها و محافل منطقه و جهان قرار داد كه اين موضوع در كنار تحولات و ناآراميهاي داخلي مصر فضاي تنفسي را براي دولت سوريه فراهم كرد.
عوامل مؤثر بر آمدن مجدد فلسطين از حاشيه به متن
در اين زمينه ميتوان به چند عامل و متغير چه در داخل سرزمينهاي اشغالي اعم از اراضي اشغالي سال ۱۹۴۸ موسوم به اسرائيل يا خارج از آن در كرانه باختري و نواز غزه و چه در منطقه يا در نظام بينالملل اشاره كرد.
الف) عوامل منبعث از تحولات داخلي سرزمينهاي اشغالي
در اين زمينه دستكم دو شاخص جلب توجه ميكند؛ نخست جنگ هشت روزه غزه است كه در پي محاسبه اشتباه دولت نتانياهو به واكنش حماس و گروههاي مقاومت فلسطيني به ترور احمد الجعبري فرمانده ارشد گردانهاي عزالدين قسام و بمباران چند زاغه مهمات و موشك حماس آغاز شد و برخلاف تصور دولت نتانياهو با موشكباران اراضي اشغالي مواجه شد و در نهايت تلآويو را به درخواست آتشبس زودهنگام واداشت.شاخص ديگر در اين زمينه كه به نوعي هم با موضوع اول در ارتباط بوده و هم مسبوق به آن ميباشد، برگزاري انتخابات زودهنگام از سوي نتانياهو است. در واقع از همان ابتدا اعلام انتخابات زودهنگام نوعي مبارزهطلبي با باراك اوباما بود و با توجه به اينكه طبق نظرسنجيها مشخص بود كه اوباما برنده انتخابات رياست جمهوري خواهد شد و با توجه به حمايت نتانياهو از ميت رامني رقيب و همچنين بازماندن پرونده فلسطين، در دومين دور انتخابات رياست جمهوري توجه و تلاشش را بر اين موضوع متمركز خواهد كرد، لذا نتانياهو هم ميخواست با برگزاري انتخابات زودهنگام پايگاه داخلياش را بيش از پيش محكم سازد. از اين ديد براي طرفداران طرح دو دولت چند هفته باقيمانده به انتخابات اسرائيل فرصت مهم و طلايي براي زمين زدن نتانياهو يا حداقل كاهش دادن آراي وي محسوب ميشود و به نظر ميرسد اين كار از طرق مختلف از سوي كشورهاي غربي و امريكا دنبال ميشود كه از جمله ميتوان به تلاش اين كشورها براي وارد كردن چهرههايي مانند ليوني و اولمرت به صحنه انتخابات يا همراهي آنها با گامهاي جديد جامعه جهاني در مجمع عمومي سازمان ملل براي تصويب قطعنامه ارتقاي موقعيت فلسطين از عضو ناظر به كشور ناظر غيرعضو يا تصويب قطعنامهاي در خصوص لزوم پايان دادن به سياست پنهانكاري هستهاي اسرائيل اشاره كرد.
كرانه باختري و نوار غزه
در اين زمينه دو عامل تعيينكننده بود؛ يكي همان جنگ هشت روزه غزه بود كه در بالا به طور خلاصه به كم و كيف آن اشاره شد و دوم اقدام محمود عباس در طرح قطعنامه ارتقاي موقعيت فلسطين در سازمان ملل بود كه با اكثريت ۱۳۷ رأي موافق به تصويب رسيد. اين اقدام پس از آن صورت گرفت كه طرح مشابه در شوراي امنيت از سوي امريكا وتو شد. به هر حال تصويب اين قطعنامه و واكنش خشمگينانه دولت نتانياهو به آن ـ كه با تصويب احداث ۳۶۰۰ واحد مسكوني جديد در كرانه باختري و شرق بيتالمقدس همراه شد- و متقابلا واكنش غرب و اروپا به اين تصميم به فضايي منجر شد كه خواهناخواه مسائل فلسطين را در سيبل توجهات رسانهها و محافل سياسي قرار داد.در روزهاي اخير در پي احضار تعدادي از سفراي رژيم صهيونيستي به وزارت خارجه كشورهاي اروپايي
ب) عوامل منطقهاي
در اين خصوص دو عامل تأثيرگذار بوده است؛ نخست تحولات سياسي و ناآراميهاي داخلي مصر است كه بلافاصله بعد از وساطت اين كشور در انعقاد موافقتنامه آتشبس بين حماس و تلآويو و در اعتراض به صدور فرامين ششگانه محمد مرسي درخصوص افزايش موقت اختيارات رياست جمهوري آغاز شد و بعد از تهيه تدوين قانون اساسي جديد از سوي مجلس مؤسسان به مفاد آن متمركز شد.
دوم خود تحولات داخلي سوريه است كه دو احتمال متضاد درباره آن مطرح است؛ يك احتمال اين است كه شكست پي در پي طرحهاي براندازانه سرانجام اين طرحها حداقل به صورت موقت به بن بست رسانده است. دوم اينكه امكان دارد عاملان براندازي به هدف خود نزديك شده باشند و لذا ميخواهند قبل از سقوط دولت و نظام سياسي سوريه، اسرائيل را نيز وارد پروسه سازش كنند و از اين طريق به برقراري نوع جديدي از توازن در شرايط نوين حاكم بر خاورميانه كمك كنند.
ج) عوامل بينالمللي
اين عوامل بيشتر از انتخابات رياست جمهوري امريكا و پيروزي مجدد باراك اوباما تاثير ميگيرد و مبتني بر اين ذهنيت است كه وي با توجه به اينكه اينبار برخلاف دور اول وامدار يهوديان نيست لذا دستش براي پيشبرد طرح دو دولت در فلسطين در مقايسه با دور اول بازتر است. بر همين اساس گفته ميشود حتي خود دولت اوباما نيز در پشت تحركات بينالمللي براي تصويب قطعنامه تشكيل دولت فلسطيني قرار دارد هر چند كه در ظاهر با آن مخالفت كرده است.
نتيجهگيري
از آنچه گفته شد ميتوان نتيجه گرفت كه مجموعهاي از عوامل موجب شده است كه در خلال چند هفته اخير اقدامات اسرائيل در فلسطين از حاشيه امني كه پس از خيزشهاي مردمي در خاورميانه قرار گرفته بود، خارج شده و در سيبل توجهات قرار گيرد و همين امر فرصتها و تهديدهاي خاص خود را به همراه دارد اما آنچه در اين ميان مسلم است اينكه محور مقاومت با برنامهريزي ميتواند از فرصت ايجاد شده استفاده كند به خصوص آنكه به نظر ميرسد تنش غرب و تلآويو درخصوص شهركسازي يا همان اشغال خزنده ادامهدار خواهد بود.