
سال پيش در اين روزها بود كه اپوزيسيون روسيه روزهاي فعالي را پشت سر ميگذاشت. ولاديمير پوتين خود را آماده ميكرد تا با شركت در انتخابات رياست جمهوري روسيه براي سومين بار عهدهدار بالاترين مقام در اين كشور شود و اين بدترين نتيجه ممكن براي اپوزيسيون بود. از نظر اپوزيسيون، رياست جمهوري ديميتري مدودف فقط بد بود اما رياست جمهوري پوتين بدترين حالتي بود كه ميتوانستند تحمل كنند. از اين جهت بود كه گروههاي مختلف اپوزيسيون در سال قبل تمام نيروهاي خود را به خيابانهاي مسكو و سنپترزبورگ كشاندند تا آن كه مانع از بازگشت مجدد پوتين به كرملين شوند.
انتخابات رياست جمهوري روسيه در اوايل مارس ۲۰۱۲ برگزار شد و پوتين با كسب بيش از ۶۰ درصد آرا براي سومين بار و با كسب بيش از ۶۰ درصد آرا پيروز اين انتخابات بود. اين انتخابات از سوي كشورهاي مختلف جهان تأييد شد و باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، با يك تأخير شش روزه به پوتين تبريك گفت. اين نتيجه به معناي شكست كامل اپوزيسيون روسيه بود زيرا نه تنها نتوانسته بود در آن انتخابات تأثيري داشته باشد بلكه پوتين در ابتداي ورود خود به كرملين از چنان وجهه بينالمللي برخوردار شده بود كه ديگر كاري از دست مخالفان او برنميآمد.
انتخابات ماه مارس تنها شكست اپوزيسيون را به دنبال نداشت بلكه نقطه شروعي براي افول آن شد به نحوي كه اين جريان بعد از گذشت يكسال ديگر آن تاب و توان قبل از انتخابات را ندارد.
اپوزيسيون بعد از انتخابات ماه مارس ساكت ننشست و با برگزاري انتخابات خياباني مدعي تقلب در انتخابات شد اما اين اعتراضات نميتوانست راه به جايي ببرد. در واقع، اين تظاهرات به معناي قدرت اپوزيسيون در خيابانهاي مسكو نبود بلكه آخرين نيروي خود را خرج ميكرد چنان كه الگا كامنچوك، پژوهشگر در مسائل روسيه معتقد است كه حوادث ماه دسامبر ناشي از اعتراضات گسترده بعد از انتخابات پارلماني بود. به نظر وي، اپوزيسيون بعد از انتخابات پارلماني توانست نيروي عمدهاي را در اعتراض به نتايج آن بسيج كند و همين نيرو را در ماه دسامبر به خيابان كشاند اما ديگر تحليل رفته بود و بعد از آن ديگر ناپديد شد.
بعد از تظاهرات ماه دسامبر ناگهان نيروي اپوزيسيون به چنان ضعفي دچار شد كه ديگر نميتوانست همانند قبل از ماه دسامبر از تجمعات خياباني برخوردار شود. يك نمونه قابل توجه در گروه، سه دختر آوازهخواني بود كه قبل از انتخابات رياست جمهوري دسامبر در صحن كليساي جامع روسيه اقدام به آوازخواني و رقص عليه پوتين كردند و ترانهاي را با عنوان «مادر مقدس، پوتين را بنداز بره» خواندند. اين سه دختر در زمان اوج اعتراضات ترانه خود را خواندند و بعد از دسامبر دستگير شدند تا در ماه جولاي محاكمه شوند.
در كمال تعجب، بيشترين حمايتها از اين سه دختر نه در روسيه و از سوي تجمعات اپوزيسيون بلكه از بيرون روسيه و به وسيله عوامل غربي انجام شد. به عبارت ديگر، اپوزيسيون در روسيه تا آن حد ضعيف شده بود كه حتي نميتوانست از نماد اعتراض خود به پوتين نيز حمايت كند. دليل اصلي عدم حمايت اپوزيسيون از اين سه دختر در ضعف و سستي رهبران آن نبود بلكه اپوزيسيون ديگر آن بدنه اجتماعي را از دست داده بود و نميتوانست بسيج خياباني به راه بيندازد.
شايد نخستين عامل براي تحليل بدنه اجتماعي اپوزيسيون در يأس و دلسردي است كه بعد از دسامبر بر اين بدنه وارد شده است. دمتري اورشكين، پژوهشگر سياسي روسيه معتقد است فعالان اپوزيسيون روسيه نتوانستند به اهداف مورد نظر خود برسند و در اين مورد ميگويد؛ «چند بار ديگر شما بايد به خيابان برويد تا اينكه فقط دليلي ديگر بر اين نتيجه باشد كه حكومت به شما بيتوجه است».
او به احساس دلسردي و سرخوردگي اشاره ميكند كه از تظاهرات خياباني بر فعالان سياسي اپوزيسيون روسيه وارد شده است. ايگور تاراسوف از جمله كساني است كه از اين نتيجه اورشكين نيز بالاتر رفته و معتقد است جنبش اعتراضي روسيه به شدت صدمه ديده و حتي شكست خورده است. تاراسوف صاحب يك شركت كوچك و ساكن در مسكو است. او از جمله كساني بود كه به صورت فعالانهاي در تظاهرات سال گذشته شركت ميكرد و حتي يك بار دستگير شد و ۱۵ روز را در زندان به سر برد.
او در آن موقع از جمله اعضاي يك شبكه از وبلاگنويسان مخالف بود و حتي در حال حاضر نيز معتقد است كه براي حفظ قانون اساسي مبارزه ميكرد. اكنون، او معتقد است كه براي اصلاحاتي مبارزه كرد كه هيچگاه اتفاق نيفتد و در وضعيت فعلي تنها راه خود را در ترك كشور ميداند. اين مسير او را ديگر دوستانش نيز پيمودهاند كه با دلسردي حاصل از شكست حاضر به ترك روسيه شدهاند.
اين مسير تنها به خروج آنان از صف اپوزيسيون پوتين ختم نشده بلكه باعث شده بدنه اجتماعي اين صف آنقدر تضعيف شود كه ديگر مجالي براي عرض اندام نداشته باشد. به همين دليل است كه اپوزيسيون روسيه بعد از گذشت يك سال ديگر نميتواند چنان اجتماعاتي را در دو شهر اصلي روسيه به راه اندازد و حتي نميتواند اعتراضات محدود سالهاي دور خود را تكرار كند. اين وضعيت به معناي خاموشي اپوزيسيون روسيه بعد از يك دوره كوتاه از درخشش آن است.