
مثلاً برنامه ۹۰ هفته قبلش و انبوه برنامههاي ورزشي ديگر صدا و سيما دربارهاش رپورتاژ ميروند! روز بازي گاه از ساعتها قبلش ميزگرد و تحليل و كارشناس در رسانه ملي از بازي ميگويند. بعد بازي مستقيم از چند شبكه راديويي و تلويزيوني پخش ميشود. تا شنبه بعد بخشهاي مختلف خبري و به ويژه قسمت ورزشي آنها گلها را نشان ميدهند و نتايج را ميگويند. شنبه برنامه ورزش از شبكه ۲ مسئولان تيمها و بازيكنان و داور و... خلاصه هر كه را دستش برسد ميآورد روي خط و از بازي ميگويد و كارشناس هم ميآورد اينها را تحليل كند. در اين ميان برنامههاي ورزشي شبكه ورزش و صداي جمهوري اسلامي هم سرجاي خودش. دوشنبه شب تازه ميرسيم به ۹۰ و تحليل جزء به جزء حركات بازي. از داوري تا حواشي و شاديهاي بعد از گل و... چند روز بعد برنامه ورزش و مردم و باز تكرار همين حرفها و...اين همه جدا از هياهوي مطبوعاتي و دهها روزنامه و هفتهنامه و... است كه در اينباره غوغاسالاري بيحد ميكنند و از كنار ريزترين اتفاقات آن نميگذرند.
در همين حال هر شب و نصفه شب برنامه مسابقات فوتبال جامهاي اروپايي، غرب آسيا و... آيا مسئولان مربوطه و به ويژه ارباب رسانهاي ما متوجهند با افكار عمومي چه ميكنند؟ آيا اين الگوسازي آن هم در فوتبالي كه حتي دستاندركاران آن، چپ و راست از ناپاكياش ميگويند و جدا از آن در حوزه خود نيز سالهاست هيچ موفقيت چشمگير و پيشرفتي نداشته درست است؟به ويژه به فراموشي سپردن عرصههاي مهم ديگر در تقابل با اين غوغاسالاري؟ به طور مثال در همين حوزه ورزش، وقتي مهجوريت قهرمانان المپيكي و مدالآوران ديگر رشتهها را ميبينيم، چرا همچنان به آتش بيگرما و بيحاصل فوتبال هيزم ميريزيم.
بيرون از حوزه ورزش كه اوضاع الحق اسفانگيز است. اين روزها مصادف است با روز و هفته بزرگداشت پژوهش و پژوهشگران. شما را به خدا يك رصد بكنيد و ببينيد در اين مدت چه ميزان به مبحث پژوهش و چهرههاي فاخر و زحمتكش آن در رسانه ملي پرداخته شده و همزمان چقدر به فوتبال؟ تمام بحث پژوهش و بزرگداشت آن به چند خبر شش- هفت ثانيهاي در بخشهاي محدود و لابهلاي اخبار ديگر و نمايش تقديم چند لوح به پژوهشگران محدود شد و تمام، كاش به قدر نصف توجهي كه رسانههاي ما و خاصه رسانه ملي فقط به ماجراي انتقال دوباره فرهاد مجيدي به تيم استقلال كرد، به كل حوزه پژوهش و اخبارش، آن هم در سالروز و هفته گراميداشت آن توجه ميشد. مسئولان محترم! اين راه به تركستان است. اين رفتار همان سرمايهگذاري و صرف هزينههاي هنگفت مادي و معنوي در حوزهاي است كه هيچ فايده چشمگيري نداشته و تا حال نيز امتحانش را پس داده است. چرا رسانه را در خدمت گسترش ارزشهايي قرار نميدهيم كه خروجي معلومي دارد و نياز امروز كشور است؟مگر نه آنكه همين رسانه مردم را تا اين درجه به فوتبال و حواشي آن علاقهمند و مشغول كرد. چرا مشابه اين تلاش در ديگر حوزهها نميشود. رسانه بايد پيشرو باشد و هادي مردم، نه دنبالهرو هيجانات كاذب آنها و ساعي در دامن زدن به آن!