
سعيد جابري انصاري كه در حال حاضر در حال گذراندن تحصيلات در مقطع كارشناسي ارشد در رشته مديريت آموزشي است، پيشتر هم مسئوليتهايي را به عهده داشته و اينبار در خط مقدم «جنگ نرم» قرار است در برابر دشمن كه اينبار سلاحش به جاي توپ و تانك، فيلمهاي مستهجن، جهتدار و بازيهاي رايانهاي و در كل سلاحي به نام «تهاجم فرهنگي»است به جبهه رفته و ميتوان او را از اين پس رزمندهاي خواند كه بعد از ۳۰ سال فرماندهي اين لشكر كه جهادي بسيار تخصصيتر و درگيرانهتر از هشت سال دفاع مقدس را پيش رو دارد به عهده گرفته است. ستاد اجرايي كه از هويتش برميآيد بايد سالها پيش به راه ميافتاد، ولي به گفته آقاي جابري انصاري هنوز يكساله هم نشده و بهرغم تأكيد مسئولان نظام، از حضرت امام (ره) تا مقام معظم رهبري، بر مبارزه با تهاجم و ناتوي فرهنگي، گويا تا كمتر از يكسال پيش گوش شنوايي نبوده كه چنين تشكيلاتي تأسيس و مشغول به كار شود.
گفتوگويي كه ميخوانيد اولين معرفي رسمي اين ستاد در جرايد به حساب ميآيد كه مطمئناً بسياري از خوانندگان درخواهند يافت كه مشكلات فرهنگي و هنريشان از اين پس متولياي دارد كه ميتوانند براي اعاده حق از دست رفته به آن مراجعه كنند...
در اتاق كوچك، ولي صميمي با هم نشستيم و گفتيم و شنيديم كه در ذيل خواهيد خواند.
به عنوان اولين سؤال ضرورت تأسيس چنين ستادي بستگي به چه عواملي داشته و اين ستاد از كي رسماً شروع به كار كرده است؟ اين ستاد از دي ماه سال ۱۳۹۰ با همكاري نمايندگاني از وزارتخانهها و سازمانهاي مختلف از قبيل سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، قوه قضائيه و سازمان تبليغات اسلامي، نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران و چند دستگاه دولتي ديگر به منظور كنترل كمي و كيفي آثار و محصولات فرهنگي و هنري داخل كشور راهاندازي و مشغول به كار شده است. اين ستاد به منظور حمايت و صيانت از توليدكنندگان و عرضهكنندگان محصولات فرهنگي و هنري در كل كشور راهاندازي شده تا بعد از گذشت بيش از ۳۰ سال از انقلاب اسلامي موفق شويم برنامهريزياي منسجم و قانونمند در اين زمينه داشته باشيم و هدفغايي آن مبارزه با «جنگ نرم»و تغيير دادن الگوهاي نسل جوان ميباشد. با توجه به اينكه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صدور عمده مجوزهاي محصولات فرهنگي اعم از فيلم، كتاب، بازيهاي رايانهاي و غيره را به عهده دارد، لذا نياز مبرمي هم برايش به وجود ميآيد و آن اين است كه ستادي براي نظارت بر اجراي مصوبات و محصولات توليد شده فرهنگي با مجوز اين وزارتخانه داشته باشد كه با تمهيد و تدبير عالمانه وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي آقاي دكتر حسيني و معاونان محترم وزير سرانجام ستاد حمايت و صيانت از آثار فرهنگي كشور راهاندازي و مشغول به كار شد.
به دليل اينكه شغل اصلي من فيلمسازيست قصد دارم با شما صريح صحبت كنم؛ اين تعريف شما آيا مصداق «سانسور» را در ذهن مخاطب و هنرمندان و فرهنگيان متبادر نميكند؟ نظارت هميشه بايد وجود داشته باشد، آن هم در تمام حوزهها؛ يعني هرجا قانوني صادر ميشود،ارگاني هم بايد باشد براي نظارت بر اجراي آن قانون. به عنوان مثال وقتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي كتابي مجوز نشر صادر ميكند، چگونه بايد دريافت كه آن كتاب منطبق با مجوز صادر شده منتشر و در دسترس جامعه قرار گرفته؟ لذا وجود چنين ستادي نه تنها حكم سانسور را ندارد، بلكه به عنوان حامي فرهنگيان بعد از ارائه اثر فرهنگيشان هم ميباشد چرا كه ميتواند بازار محصولات فرهنگي را كنترل كرده و از ورود محصولات غيرمجاز هم جلوگيري كند كه اين حركت امنيت سرمايهگذاري در حوزه فرهنگي را هم تأمين ميكند. در واقع ستاد حمايت از صيانت از محصولات فرهنگي و هنري كشور يك وظيفه خطير به عهده دارد. آن هم كنترل بازار عرضه آثار فرهنگي هنري كشور، به منظور جلوگيري از ورود محصولات فرهنگي با مصاديق غيرمجاز به بازار عرضه آثار فرهنگي هنري كشور.
اينطور كه شما تعريف ميدهيد بايد از اين پس «ستاد حمايت و صيانت از محصولات فرهنگي و هنري كشور» را يكي از بازوهاي مبارزه با «جنگ نرم» به حساب آورد، راه پرخطري است، در اين راه با چه مشكلاتي مواجه هستيد و مردم به عنوان اولويت اهداف اين ستاد چه نقشي در سادهتر شدن طي طريق اين ستاد خواهند داشت؟ قطعاً همينطور است. اگر مردم از نظام حمايت نكنند، نظام چطور ميتواند حامي مردم باشد؟ اين ستاد هم يك نظام كوچك به حساب ميآيد، وقتي اطلاعرساني ميكند، از مردم توقع توجه دارد. نه توجه به خواستههاي ستاد، توجه به تهاجمي كه فرزندانشان را و نسل جوان و نسلهاي چهارم و پنجم را هدف قرار داده. اگر مردم نباشند كه هيچ نظامي تعريف علمي و اثباتي پيدا نميكند، اين ستاد وقتي معنادار ميشود كه مردم آن را در خدمت و ياري به خود ببينند. ما براي سهولت ارتباط مردمي با اين ستاد شماره ۴۲۹۹۱ را هم مهيا كردهايم كه گزارشهاي مردمي هم به آن برسد. همچنين در اين ستاد سايتي وجود دارد كه مردم ميتوانند براي اطلاع از عملكرد اين ستاد به آن مراجعه نمايند با آدرس رايانهاي www.hsetad.ir ببينيد، دشمن قصد دارد جامعه دينمدار ما را به جامعهاي مصرفي تبديل كند، بعد بيايد و راه مصرف را از ما بگيرد، توليدمان را فلج كند و خودش عرضهكننده شود كه اين معناي بارز استعمار است. يعني من براي مايحتاج اوليهام نيازمند او باشم.
شما مدام يادآور ميشويد كه اين ستاد براي حفظ ارزشها داير شده. ميتوانيد تعريفي از ارزشها براي مخاطب بدهيد؟ در كشوري كه پايگاه شيعه است و مجلسش، دولتش و وزارت فرهنگ و ارشادش به اين ارزشها باور دارند و از آن حمايت ميكنند تعريف ارزش كار سختي نيست. هر جا كه دشمن قصد داشته باشد مسير اسلامي جامعه ما را منحرف كند، مصداق بارز امر به معروف و نهي از منكر براي مسلمان تكليف ميكند كه ارزش جامعه رو به انحراف است و حالا وظيفه ستاد حمايت و صيانت تعريف پيدا ميكند، كه اين تكليف، از تأكيدات دائم وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي، آقاي دكتر حسيني است.
پس اين ستاد ماهيت تعزيري ندارد؟
هرگز... ستاد حمايت و صيانت از محصولات فرهنگي كشور براي وحدت ميان هنرمندان و فرهنگيان تشكيل شده است. به عنوان مثال در حوزه سينما اين ستاد حرفش اين است كه بياييم ابتدا آسيبشناسي تخصصي كنيم، سپس اقدام به اصلاح نماييم. پس ماهيت اين ستاد نه تنها تعذيري نيست، بلكه كاملاً مهرورزانه است. ولي در همين زمان كمتر از يكسال اين ستاد در برخورد با متخلفان عرصه كپي غيرمجاز آثار فرهنگي و هنري كه ضربات جبرانناپذيري به مؤسسات و توليدكنندگان آثار نمايش خانگي وارد ميكند بيش از ۵۳ ميليون لوح فشرده غيرمجاز كشف و ضبط كرده است.
اين ستاد به طور موقت تأسيس شده يا دائمي خواهد بود؟ قطعاً دائمي خواهد بود تا به «نداي مقام معظم رهبري در مبارزه بيوقفه با جنگ نرم لبيك گفته شود» و ما بتوانيم با جذب و آموزش حرفهايتر نيروهاي تحت پوشش اقدامات وسيعتري در راستاي اهداف كلي نظام جمهوري اسلامي ايران انجام دهيم. اينها نشانه دغدغهاي است كه وزارت ارشاد نسبت به حفظ ارزشها و هنرمندان ارزشگرا دارد. ما ميخواهيم از هنر و سرمايه توليدكنندگان آثار فرهنگي و هنري حمايت كنيم. اين ستاد برخوردهاي سلبي و كنترلي دارد و نميتواند به تهاجم فرهنگي بيتوجه باشد. همكاران ما در نقاط مختلف استان تهران هر روزه مشغول به فعاليت بوده و اقدام به رصد و جمعآوري محصولات غيرمجاز ميكنند كه جا دارد در همينجا از همكارانم در بازرسي ستاد كه با دلسوزي و شبانهروزي فعاليت ميكنند و همچنين نمايندگان محترم نيروي انتظامي به خاطر تلاششان تشكر كنم البته در استانها نيز اين فرآيند به صورت جدي دنبال ميشود. آنچه كه ميخواهم بر روي آن تأكيد كنم فرهنگسازي است يعني اعتقاد دارم مردم از هر نهاد يا ستادي در اين امر مؤثرترند.
آيا اين ستاد فقط در تهران مشغول به كار است يا در استانهاي ديگر هم داير شده؟ با توجه به ضرورت ايجاد چنين ستادي براي نظارت بر بازار عرضه آثار فرهنگي و هنري، در حال حاضر ۲۴ يا ۲۵ استان كشور داير شده است كه اين گامي مؤثر و غيرقابل انكار در جامعه به حساب ميآيد. لازم است يادآوري كنم كه اين ستاد در تمامي مراكز خود از جمله استان تهران و استانهاي ديگر به صورت تخصصي مشغول به كار است و با كارشناسي دقيق و منطقي و اصولي و عادلانه فعاليت ميكند.
روش انتساب مديران استانهاي ديگر چگونه است؟ در هر استان دبيري وجود دارد كه آن دبير نيروهايي را به خدمت گرفته تا خط مشي اصلي ستاد را كه از استان تهران و همين دفتر كه بنده حقير دبير آن هستم در استان خود به مرحله اجرا بگذارد. در واقع دبير هر استان وظيفه هماهنگي كلي را داشته و حكم اين دبير استاني را مدير كل محترم ارشاد همان استان صادر ميكند. حتي شوراي نظارت و بازرسي هر ستاد در شهرستانها هم تشكيل شده و فعاليت ميكند. يعني اينكه اين ستاد از اين پس در تمامي زيرلايههاي فرهنگي جامعه وجود خواهد داشت.
پس يعني تشكيل اين ستاد حركتي مقطعي نيست. يعني بعد از اين دولت هم داير خواهد بود و فعاليتش را انجام خواهد داد؟
صددرصد. مگر بعد از اين دولت سرمايهگذاران فرهنگي نياز به فضاي امن براي سرمايهگذاري ندارند؟به هر حال ما هم به عنوان جمهوري اسلامي كه يك كشور مستقل و داراي فرهنگ متعالي است و بايد آن را به جهان صادر كند بايد به قانون «برن» (كپيرايت يا حق تكثير) بپيونديم كه لايحه پيوستن به اين قانون هم در حال حاضر توسط وزير محترم ارشاد تنظيم و به هيئت محترم دولت تسليم شده است. اين ستاد به صورت شبانهروزي با صاحبان فكر و انديشه و هنر مذاكره ميكند و در تلاش است تا فضاي فرهنگي ايران اسلامي را براي پيوستن به قانون «برن» آماده كند.
ميخواهم صادقانه سؤالي كنم، آيا اين حرفها شعار نيست؟ چگونه ميتواند شعار باشد وقتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي پيوستن به قانون «برن»لايحه تنظيم ميكنند و به هيئت دولت ميدهند؟
يعني مداركي دال بر اين تلاشها وجود دارد؟
قطعاً؛ در حال حاضر اداره حقوقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در تلاش است تا قانون حقوق معنوي صاحبان آثار هنري را ثبت و اجرا كند. يعني همان قانوني كه در سال ۱۳۴۸تحت عنوان «قانون حمايت از مؤلفين و مصنفين» را به روز كرده و اين را به مجلس برده. اين مدارك موجود است. ما در اداره حقوقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در حال حاضر دايره ثبت آثار هنري تشكيل دادهايم. اينها همه يعني اين ستاد و در رأس آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در برابر هنرمندان نيست و در كنار اين خانواده قصد حمايت آنها براي رسيدن به نظري مشترك براي جهت دادن به توليد آثار فرهنگي و هنري به سوي ارزشهاي بومي و اسلامي ايران عزيز را دارد. اين ستاد حتي در برنامههاي كلان، حفاظت از سرمايهگذاري در حوزه فرهنگ و هنر را هم در برنامهريزيهاي خود گنجانده. البته تمام اين تلاشها فعلاً در سطح داخلي جامعه اتفاق ميافتد، تا زماني كه ما به قانون «برن» بپيونديم.
و تا قبل از پيوستن به اين قانون حقوق هنرمندان چه ميشود؟ هنرمندي كه اثر هنرياش بدون مجوز خالقش مثلاً در شبكههاي ماهوارهاي بدون مجوز پخش ميشود...
پيشنهاد ستاد اين است كه در كشورهاي ديگر ميتوانند همين وظيفه حمايت و صيانت را دنبال كنند و تخصص حقوقي هم دارند و شناخت هم نسبت به فضاي فرهنگي ايران اسلامي دارند وارد عرصه شوند تا حقوق تضييع شده هنرمندان ايراني را در جهان اعاده كنند، تا به ياري خدا تلاشهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نتيجه داده و ايران هم به قانون «برن» بپيوندد.
در مورد فعاليتهاي ستاد حمايت و صيانت از محصولات فرهنگي در حوزه بازيهاي رايانهاي هم توضيحي بدهيد تا تكليف نسل نوجوان كه مخاطبان اصلي اين حوزه هستند هم با اين مقوله روشن شود... بازيهاي رايانهاي اخيراً يكي از مهمترين سلاح هاي «جنگ نرم» به شمار ميرود. صهيونيسم بسيار هدفمند با ارزشهاي ما مبارزه ميكند،قصد ضربه زدن دارد. به عنوان مثال ترويج غرايز ناسالم جنسي در بازيهاي رايانهاي يا حتي فيلمهاي غربي. وظيفه من اطلاعرساني و فرهنگسازي است. مسئولان هم از ابتداي انقلاب در حال مبارزه و روشنگري هستند. صدا و سيما هم در حال توليد برنامههاي مختلفي است كه درصد هوشياري مردم را با اين خطرات بالا ببرد. ولي يكي از مهمترين موارد قابل ذكر ايجاد بنياد بازيهاي رايانهاي است كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آن را انجام داده و در قالب يك بازي رايانهاي در حال تزريق فرهنگ اسلامي به نسل نوجوان است. و مورد مهم آن هم تعيين ردههاي سني براي بازيهاي رايانهاي است. مردم بايد باور كنند كه فرزندان اين كشور و اين انقلاب از همان سني كه اولين عروسك ساخت غرب را، با ارزشهاي غربي در آغوش مي گيرد يا وقتي كه اولين لوح فشرده بازي رايانهاي را داخل دستگاه خود ميگذارد با خطر تهاجم فرهنگي و انحراف از مسير الگوهاي بومي مذهبي ما قرار ميگيرد يعني دقت كنيم آثار فرهنگي هنري كه در قالب محصولات فرهنگي خود را نمايان ميكند ميتواند در تغيير سبك زندگي كودكان و نوجوانان ما مؤثر واقع گردد.
به عنوان دبير اين ستاد مهمترين مشكل كنترل نكردن عرضه سالم محصولات فرهنگي و هنري چيست؟ ما به دنبال تشكيل اتحاديه عرضه محصولات فرهنگي بوده و هستيم. چرا كه مراكز اين عرضه در سطح كشور در حد مطلوب نيست و بعضاً تداخلهاي صنفي ديده ميشود كه نميتوان آن را قانونمند كنترل كرد. اين مورد به خصوص در حوزه الواح فشرده صدق ميكند و به اعتقاد بنده تشكيل يك اتحاديه مستقل مهمترين راه حل به شمار خواهد بود، چرا كه اگر اين اتحاديه تشكيل شود، اين همه افراد شريف و متخصص ميتوانند وارد عرصه كار شده و سرمايهگذاري كنند و اقدامات كنترلي براي عرضه سالم محصولات فرهنگي هنري نيز ميسرتر ميشود. در همين اثنا ما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به دنبال استانداردسازي عرضه محصولات فرهنگي هنري بودهايم اگر اين اتفاق بيفتد محصول فرهنگي و هنري زماني وارد بازار ميشود كه منطبق و هماهنگ با استاندارد مشخص شده تهيه و توليد شده باشد و اگر اين اتفاق مهم بيفتد مشكل بزرگي در فرهنگ كشور حل خواهد شد. اين اقدام زير ساختي بوده و نشاندهنده عزم وزارت ارشاد در يافتن راهبردهاي اساسي در حوزه فرهنگي كشور است. بحق بايد اذعان كنم وزير ارشاد جزو مقتدرترين وزراي فرهنگ بعد از انقلاب اسلامي بوده چرا كه اقدامات وي در ايجاد ساختاري و طرح و برنامهاي براي تحول در عرصههاي فرهنگي كشور بينظير است.
شما به عنوان دبير اين ستاد ميتوانيد قول بدهيد كه حركت در دولتهاي بعدي هم ادامه پيدا كند؟ نيازي به قول من نيست، وقتي صهيونيسم تا لوازم نوشت افزار محصلين ما هم رخنه كرده و حتي لوگوي مورد نظرش را روي كيف مدرسه يك بچه ۹ ساله درج ميكند، اگر مسئولي به نظام جمهوري اسلامي اعتقاد و باور داشته باشد، ديگر نيازي به قول دادن نيست. آن وقت اين حركت خودش پيش ميرود و نسل جوان و نوجوان ما ميتوانند ارزشهاي معنوي فرهنگي خود را بشناسند و به جاي الگوهاي غربي و صهيونيستي به آنها ببالند و اين را جايگزين آن كنند.
آيا رفتار و نگرش اين ستاد نگرش ساختاري به حساب ميآيد؟ قطعاً. ما به دنبال ايجاد ساز و كارهايي هستيم كه با صيانت از سرمايهگذاري، تقاضا براي حضور فعالان فرهنگي را افزايش داده و عرصه را هم كنترل و اصلاح كنيم. اين حركت زير بنايي است و در طي مدت زماني طولاني براي رسيدن به هدف مشاورههاي بسياري با اصحاب فرهنگ و انديشه انجام شده است. مشكل اين ستاد چند دي وي دي فروش كنار خيابان نيست كه شغلشان كاذب به حساب ميآيد، ما به دنبال حركتهاي بينالمللي هستيم، مثلاً ميخواهيم فرهنگ كدگذاري را كه در حال حاضر در هاليوود در حال انجام است را بر روي محصولات نمايش خانگي در ايران نهادينه كنيم و اين نياز به همكاري تمام خانواده سينما دارد و البته يادآور شوم كه اين حركت نه تنها زمانگير نيست، بلكه صبوري هم ميطلبد. اين ستاد حتي در حوزه پوشاك و اسباب بازي هم فعاليت ميكند كه اميدوارم بتوانيم در راستاي اعتلاي فرهنگ بومي و اسلامي خودمان حركتهاي تأثيرگذار خوبي انجام دهيم.
جايي از تشكيل اتحاديه حرف زديد، ميخواهم كمي توضيح دهيد و مثالهايي بياوريد كه مخاطب بيشتر روشن شود...
اين سؤال خوبي بود، حرفهاي زيادي ميتوان در اين باره زد كه در حوصله اين مجال نيست. من تنها به ذكر يك نكته اشاره ميكنم، ستاد حمايت و صيانت از محصولات فرهنگي كشور معتقد است يكي از راهحلهاي كنترل بازار عرضه محصولات فرهنگي و هنري كه نتيجهاش در وهله اول حفظ و حمايت از سرمايهگذاري در اين حوزه است قفلگذاري و بالا بردن قيمت الواح فشرده تا سطح قيمتهاي بينالمللي است. يعني وقتي افرادي كه اقدام به تكثير و كپي الواح فشرده بدون مجوز ميكنند اگر با قيمت بالاي الواح فشرده روبهرو شوند دستشان خالي ميماند و نميتوانند به سود مالي برسند يا اگر تيراژ واقعي هر اثر عرضه شده مشخص شود ديگر به سادگي ميتوان فهميد كه محصول غيرمجاز در جامعه وجود دارد يا نه... ما براي بستن يا تعطيل كردن هيچ ارگان يا جايي وارد عرصه نشدهايم، ما آمدهايم هزينه كنيم، وقت و انرژي بگذاريم تا تشكيلات تازه طراحي و تأسيس كنيم كه نمونه بارزش همين ستاد حمايت و صيانت از آثار فرهنگي هنري است كه زمان ميبرد تا عموم جامعه و اهالي هنر ضرورت ايجاد آن را درك كنند!
حرف آخر... مقام معظم رهبري ميفرمايند «كارفرهنگي چيزي است كه حاضرم جانم را فدايش كنم» اين حرف آخر است، فصل الخطاب است. ديگري نيازي به حرف آخر از سوي من نيست. حرف آخر را مقام معظم رهبري فرمودهاند، و من آنچه را ميكنم كه مولايم و سرورم فرموده...