کد خبر: 500724
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۹
در گفتگوي «جوان» با پدر زلزله‌شناسي ايران بررسي شد
محسن جعفري

مردم به دليل زلزله‌هاي اخير در ورزقان، خراسان‌جنوبي، كرمان و انزلي خيلي ترسيده‌اند و هر لحظه احساس مي‌كنند زلزله‌اي بزرگ در حال رخ دادن است. آنها گمان مي‌كنند اين زلزله‌ها پيش‌مقدمه‌اي براي وقوع زمين‌لرزه‌اي با ريشتر‌هاي قوي است. 

به اعتقاد من آگاهي داشتن، ترس را هم به دنبال خود خواهد آورد و اگر كسي اطلاعي از زلزله نداشته باشد ترس كمتري هم دارد. يك ضرب‌المثل مي‌گويد: «چيزي كه نمي‌دانم من را داغ نمي‌كند» ما در مؤسسه ژئوفيزيك حدود ۱۰۰ پايگاه داريم و پژوهشگاه‌هايي كه بين‌المللي هستند اما با اين حال بازهم نمي‌توان از زمان زلزله خبري داد. با اين حال نياز است تا تعداد پايگاه‌هاي ما به ۶۰۰ عدد برسد به دليل آنكه ما در طول تاريخ هميشه كشوري زلزله‌خيز داشته‌ايم و بايد هرچه زودتر راهكارهايي ارائه كنيم تا از تلفات زلزله‌ها كاسته شود. نمي‌دانم چرا بايد كشور ما با پنج ريشتر زلزله اين تعداد تلفات را بدهد؟! در شرايطي كه با زلزله ۶ ريشتري در دنيا آب از آب تكان نمي‌خورد! به عنوان مثال در توكيو با ۷ ريشتر زلزله كوچك‌ترين تلفاتي به جاي نمي‌ماند. بياييد كمي منطقي‌تر باشيم. در آنجا تلويزيون‌ها به ديوار وصل است و حتي يك وسيله آويزان موجود نيست. خانه‌هاي قديمي يافت نمي‌شود و همه چيز با ضابطه است نه رابطه! مردم در تركيه به زلزله عادت كرده‌اند و با آن كنار آمده‌اند اما ما متأسفانه مواجهه با زلزله را بلد نيستيم و تعجبي ندارد كه مردم از وقوع زمين‌لرزه ترس داشته باشند.


چقدر شيوه‌هاي ساخت و ساز ما در نهادينه شدن ترس از زلزله در وجود مردم مؤثر بوده است؟ 

در زلزله قائنات در ارديبهشت سال ۷۶ يعني ۱۵ سال پيش كه حدود ۷ ريشتر بود حتي ساختمان‌هاي بتون‌آرمه كه مهندسي ساز بودند خراب شدند و ساختمان‌هاي بتني بيشتر تلفات دادند. خودم در آنجا بودم و شاهد خرابي ساختمان‌هاي زيادي بودم. دليل اصلي آن هم اين بود كه ستون‌هاي ساختمان‌ها باريك و سقف‌ها سنگين بودند و به جاي ۱۶ ميلگرد ۴ عدد كار شده بود و اين بدان معناست كه كار اصولي صورت نگرفته و سهل‌انگاري رخ داده است. در تهران هم متأسفانه اكنون اينگونه است و اگر نظارتي توسط شهرداري نباشد از همان حوادث سال ۷۶ اتفاق مي‌افتد. اما صحبت من اينجاست كه چرا بايد خانه‌هاي روستايي ما خراب شود اما در ژاپن اين اتفاق رخ ندهد؟ يعني نمي‌توان به مردم ما ياد داد كه چگونه با اين مسائل كنار بيايند؟ بايد به زلزله لبخند زد و با زلزله زندگي كرد و من بارها اعلام كرده‌ام كه در مجامع عمومي ايران بايد در اين ارتباط صحبت شود. هشدار دادن و آگاهي كشتار را كم مي‌كند تا ساليان سال هم ايران گرفتار اين لرزه‌هاست اما اين حرف رئيس‌جمهوري كه مي‌گويند ما دعا مي‌كنيم تا گسل‌هاي تهران ديرتر فعال شوند، چندان كارشناسانه نيست! 

روش‌هاي علمي چقدر در تشخيص زمين‌لرزه مؤثر است؟ 

علم هنوز نمي‌تواند جواب بدهد و كسي نمي‌تواند بگويد كه زلزله مي‌آيد يا نمي‌آيد. علم قادر به تشخيص نيست و اگر هم كسي به اين مهم دست پيدا كند بايد جايزه نوبل بگيرد اما با اين حال، زلزله‌هاي اخير نشان‌دهنده آن است كه منطقه آبستن حوادثي است. چين، يونان و ژاپن طي هفته‌هاي اخير بارها لرزيده‌اند و دليل آن هم گرماي زمين است كه افزايش چشمگيري داشته و همين داغي سبب شده است صفحات تكنوليتيكي (زمين‌ساختي) تكان بخورند. در حال حاضر حتي در توكيو هم نمي‌توان گفت كه زلزله چه زماني رخ مي‌دهد اما با تجربيات زلزله مي‌توان ايمني را رعايت كرد. كشور ما تا ۸ ريشتر زلزله استعداد دارد اما ژاپن تا ۵/۹ ريشتر جواب مي‌دهد. با اين حال زلزله ۵/۵ ريشتري در كشور ما كشته مي‌دهد اما در ژاپن زلزله ۷ ريشتري تنها يك قلقلك است! 

از زلزله احتمالي تهران چه خبر؟ مي‌گويند اگر رخ دهد فاجعه جهاني رخ مي‌دهد؟ 

۱۸۰ سال پيش كه تهران ۱۸۰ متر مربع بود زلزله بزرگي آمد و در منطقه تهران بزرگ طبق شواهد تاريخي ۴۵ هزار نفر كشته شدند. از آن زمان تاكنون محاسبات زيادي انجام گرفته و واقعيت اين است كه اگر زلزله‌اي ۵ ريشتري در گسل ري رخ دهد كشته‌ها و زخمي‌ها ميليوني مي‌شوند و شهر تهران تعطيل مي‌شود آن هم حداقل براي ۱۰ سال! نبود فاضلاب و لوله آب و گاز و نارسايي‌هاي ديگر و مشكلات عديده ساخت و ساز مي‌تواند براي امدادرساني و نجات، كارايي مأموران را بگيرد. طبق گفته وزير بهداشت و رئيس هلال احمر بيمارستان‌هاي تهران هم فرسوده‌اند و حتي زلزله ۶ ريشتري بيمارستان‌ها را غيرقابل استفاده مي‌كند. ۱۲ سال پيش ژاپني‌ها با تحقيقاتي كه انجام دادند نشان دادند كه وضعيت فوق‌بحراني است. حتي شهرداري تهران و آژانس همكاري‌هاي بين‌المللي ژاپن تفاهمنامه همكاري امضا كردند. با اين حال من اميدي به برون‌رفت از اين شرايط ندارم! مردم بايد فداكاري كنند و كلي ساختمان در پايتخت تخريب شود تا از نو ساخته شوند. دولت هم بايد سرمايه‌گذاري كلاني انجام دهد تا تلفات تنها كم شود. 

به اعتقاد شما بافت‌هاي فرسوده بيشترين آمار تلفات را بر جاي مي‌گذارند. براي حل اين معضل چه راهكاري داريد؟ 

۵۰ سال پيش من حرف‌هاي امروز را زدم و كسي گوش نكرد. حتي برنامه‌هايي گذاشتيم اما گفتند به دليل ترس مردم حرفي را بازگو نكنيد. اكنون هم وضعيت ساخت و ساز‌ها مطلوب و جدي گرفته نمي‌شود. ساختمان نوساز پس از يك‌روز فرو مي‌ريزد! با يك زمين‌لرزه ۵ ريشتري ۱۰ درصد از تهران آسيب مي‌بيند و اين خود فاجعه است. ژاپني‌ها حتي نقشه‌هايي را براي ما جهت فرار درست كرده‌اند و حتي سيلو درست كرده‌اند اما اينها علاج كار نيست. من احساس مي‌كنم كسي اهميتي به زلزله نمي‌دهد و آنچنان جديتي بين مردم براي باور زلزله نيست! در سال ۱۹۲۳ توكيو با خاك يكسان شد اما دوباره آن را ساختند و اكنون ايمن است. ايمن‌سازي باور كنيم كه جادوگري نيست و تنها يك مقاوم‌سازي است و اين را مسئولان و مردم بايد باور داشته باشند. 

اما ترميم بافت‌هاي فرسوده همانگونه كه گفتيد زمانبر است. 

اگر الان با بافت‌هاي فرسوده مقابله كنيم، ۴۰ سال وقت مي‌برد تا كشتار را كم كنيم آن هم براي زلزله‌اي ۶ ريشتري! مصالح بد، مهندسي بد، نداشتن تعهد و وجدان و نظارت بد از جمله مشكلات تهران است. روي گسل‌ها چه كسي گفته كه بايد خانه ساخت. از گسل نياوران و شهر ري بايد حداقل ۲ كيلومتر فاصله گرفت اما اكنون شيك‌ترين خانه‌ها در همين مكان‌ها ساخته شده و شك نكنيد كه تاوان آن را پس مي‌دهيم. ۲۲۰ سال است كه بدون برنامه‌ريزي سازندگي كرده‌ايم و هيچ شهرداري به اصول شهرسازي يا توجه نداشته يا نتوانسته كاري را صورت دهد. 

با انتقال پايتخت به عنوان طرحي براي كاستن از تلفات زلزله احتمالي تهران چقدر موافقيد؟ بعضي‌ها مي‌گويند انتقال پايتخت ممكن نيست و به همين خاطر طرح مهاجرت معكوس و خروج مردم از تهران را مطرح كرده‌اند. 

اعتقاد دارم كه پادگان‌ها، كارخانه‌ها، سفارتخانه‌ها و برخي ديگر از ادارات را به بيرون از پايتخت منتقل كنند. در مالزي يك شهرك درست كرده‌اند براي نگهداري امور كشور، حتي كارمندان هم بايد بيرون از شهر باشند. اينكه پايتخت را چند تكه كنند طرح خوبي است اما تعطيلي كامل آن امكانپذير نيست. يا براي مثال تهران را بزرگ‌تر كنيم نه از لحاظ ساختمان بلكه از لحاظ جمعيتي. به جز اين باشد كسي حاضر به مهاجرت نيست. با اين سياست تهران و دانسيته آن را كم مي‌كنيم. در حالي كه شهرداري سياست بلندسازي را در دستور كار دارد و در كوچه‌ها به جاي دو طبقه، ۱۲ طبقه مي‌سازند و اين ماجرا را بغرنج‌تر مي‌كند. شهر تهران در آستانه رشد به سمت آسمان است و اين صحيح نيست. بي‌ترديد با نوسازي بافت‌هاي فرسوده و محكم‌كاري مي‌توان تلفات زلزله را كاهش داد اما اين حلال مسئله نيست و تنها مرهمي است براي مسائل! تهران با يك زلزله ۵/۶ ريشتري تبديل به يك قبرستان دسته‌جمعي مي‌شود و حتي كارشناسان ژاپني هم گفتند كه كشته‌ها ميليوني است. با اين حال حتي اتوبان‌سازي‌هاي اخير هم دواي درد فرار نيست و با وجود ۴۰۰ كيلومتر اتوبان باز هم همه آنها بسته هستند! من به شخصه معتقدم كه زلزله تهران همچون غده‌اي است كه به جراحي خاص نياز دارد و شايد متأسفانه وقوع زلزله‌اي بزرگ آن جراحي باشد!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار