کد خبر: 500659
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۱
به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۱۰ صبح روز شنبه ۱۳ آبان ماه مأموران كلانتري ۱۶۱ ابوذر هنگام گشتزني در خيابان برادران مقدم با فريادهاي كمك‌خواهي زن سالمندي روبه‌رو شدند كه فرياد مي‌زد، دزد. مأموران مشاهده كردند دو مرد جوان با موتو‌سيكلت گردنبند طلاي اين زن را سرقت و به سرعت فرار كردند. بدين ترتيب تعقيب و گريز سارقان توسط پليس رقم خورد.
سارقان وقتي پليس را در تعقيب خود ديدند در خيابان‌هاي اطراف با رها كردن موتو‌سيكلت با پاي پياده به فرار ادامه دادند تا اينكه سرانجام يكي از آنها توسط پليس دستگير شد. مأموران در تفتيش بدني از متهم كه سياوش نام دارد، گردنبند سرقتي، مقداري پول و يك دستگاه گوشي سرقتي كشف كردند. وي در نخستين بازجويي‌ها با اعتراف به سرقت، همدست فراري خود را به نام فرهاد به پليس لو داد. وي همچنين همدست ديگرش - بهمن- را كه در سرقت‌هاي قبلي با او بوده است، معرفي كرد. مأموران كلانتري در ادامه فرهاد را در يك اقدام غافلگيرانه دستگير كردند. سياوش كه يك سارق حرفه‌اي است، صبح روز دوشنبه ۲۰ آذر ماه مقابل قاضي هاشميان، داديار شعبه اول دادسراي جنايي مورد بازجويي قرار گرفت. وي با گريه‌هاي كودكانه‌اش كه صداي هق هق آن به گوش مي‌رسيد، سعي كرد خود را بي‌گناه معرفي كند.
سياوش به ۳۰ فقره گردنبند قاپي اعتراف كرد و مدام با صداي بلند گريه مي‌كرد و مي‌گفت كه گول دوستانش را خورده است. وي گفت: سال ۸۹ به خاطر سرقت به زندان افتادم. بعد از آزادي توبه كردم و به دنبال كار آبرومندي رفتم. من در يك توليدي مواد شويند‌ه مشغول به كار شدم و بعد از اين ازدواج كردم و زندگي خوبي داشتم تا اينكه دوباره رفيق‌هاي ناباب به سراغم آمدند. به خاطر اينكه زندگي‌ام خراب نشود، از رباط كريم به تهران نقل مكان كردم تا از دوستان خلافكارم دور باشم، اما آنها دست بردار نبودند و مدتي بعد در تهران محل زندگي‌ام را پيدا كردند. آنها مي‌گفتند من گردنبند قاپ حرفه‌اي هستم و بايد با آنها همكاري كنم. بعد از اصرار آنها، وسوسه شدم و گول آنها را خوردم. من صبح‌ها سر كار مي‌رفتم و بعد از پايان كار با همدستانم با شناسايي طعمه‌ها در محل خلوتي گردنبند‌قاپي مي‌كرديم. وي ادامه داد: بعد از سرقت، طلا‌ها را به مالخري در رباط‌كريم مي‌فروختيم و پول آن را بين خودمان تقسيم مي‌كرديم. وي كه گريه امانش نمي‌داد، گفت: چند روز ديگر پدر مي‌شوم و نمي‌دانم در نبود من، همسر و فرزندم چه سرنوشتي دارند.
در پايان قاضي هاشميان دستور داد تا پليس همدست وي و مالخر را دستگير كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار