
به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۴ و ۳۰ دقيقه بعد از ظهر يك شنبه ۲۸ آبان ماه امسال رهگذران در خيابان پاسداران با فريادهاي كمكخواهي زن ميانسالي روبهرو شدند. عابران مشاهده كردند دو مرد موتورسوار با حمله به زني ميانسال قصد دارند كيف دستي او را سرقت كنند. سارقان وقتي متوجه حضور مردم شدند، كيف وي را به زور گرفتند و با موتور گريختند.
دو سارق با موتور به سرعت در حال دور شدند بودند كه در يكي از خيابانهاي اطراف كنترل خود را از دست دادند و با ماشين سمند پليس كه در حال گشتزني بود، تصادف كردند. پليس هنگام بازداشت دو متهم، كيف زنانه و چند گوشي سرقتي را از سارقان كشف كرد كه نشان ميداد دو مرد جوان سارق هستند و بعد از سرقت كيف شهروندي هنگام فرار از بد شانسي با ماشين پليس تصادف كردند. مأموران در ادامه دو متهم را براي بازجويي به كلانتري منتقل كردند.
زن شاكي گفت: لحظاتي پيش براي خريد به مغازهاي رفتم. دو سارق با موتور جلو مغازه ايستاده بودند و متوجه كيف پولم شدند. من فكر نميكردم آنها مرا زاغ زني ميكنند اما وقتي از مغازه بيرون آمدم و به مكان خلوتي رسيدم، موتوري به من نزديك شد و ناگهان سرنشين آن كيفم را گرفت. من مقاومت كردم كه ترك نشين از موتورپياده شد و مرا به روي زمين هل داد و به زور كيفم را از دستم گرفت و با موتور گريختند. دو متهم در بازجويي به ۱۵ فقره كيفقاپي در آن محدوده اعتراف كردند. دو سارق بعد از تشكيل پرونده، مقابل قاضي هاشميان، داديار شعبه اول دادسراي جنايي مورد بازجويي قرار گرفتند.
گفتوگو با يكي از متهمان
خودت را معرفي كن ؟
شهباز، ۳۴ سال سن دارم.
چرا گريه ميكني ؟
به خاطر دختر چهار سالهام، دلم برايش تنگ شده است.
سابقه داري ؟
نه، مدتي است كه با دوستم كيف قاپي ميكنم.
قبلاً چه كار ميكردي ؟
كارمند بيمارستان بودم.
چي شد كه كيف قاپ شدي ؟
مدتي پيش از طريق دوستان ناباب به شيشه معتاد شدم تا اينكه به خاطر اعتياد از بيمارستان اخراج شدم. به خاطر هزينه خريد شيشه با دوستم تصميم گرفتيم كيفقاپي كنيم.
دوستت هم معتاد است ؟
بله، او هم شيشه مصرف ميكند.
نقش تو در سرقت چه بود ؟
من ترك نشين بودم و همدستم راكب بود.
اموال سرقتي را چه ميكرديد ؟
بعد از سرقت كيف، مدارك شناسايي را داخل صندوق پست ميانداختيم و پول نقد را دو نفري تقسيم ميكرديم و اگر موبايل داخل كيف بود، آن را در ميدان شوش ميفروختيم.
وقتي زن و بچهات را ديدي چه احساسي داشتي ؟
وقتي به دستبند و پابندم نگاه كردند، خيلي خجالت كشيدم، چون آنها فكر ميكردند من هنوز هم در بيمارستان كار ميكنم.
بعد از آزادي دوباره به دنبال سرقت ميروي ؟
نه، خيلي پشيمانم اگر زنم مرا ببخشد، قول ميدهم اين بار زندگي شرافتمندانهاي را شروع كنم.