
بالاخره «يك خانواده محترم» قربانــــي گرفت. قرباني اين فيلم نيز كسي نبود جز حجتالاسلامحسين رحيمزاده مدير گروه انقلاب و دفاع و مقدس «سيمافيلم»، كسي كه بيشترين بار انتقادات را در طي چند هفته گذشته تحمل كرده بود. با آنكه وي هميشه از عدم مشاركت سيما فيلم در اين فيلم سيمايي سخن ميراند، اما هر چه رحيمزاده ميگفت كمتر شنوندهاي را قانع ميكرد. فيلمي كه هم دولت و هم مجلس با آن به مخالفت پرداخته و وزير ارشاد خبر از محاكمه عاملان آن داده است، كميسيون فرهنگي نيز مجازات سازندگان فيلم را خواسته و از تدوين دستورالعملهايي براي جلوگيري از پيشامد رخداد مشابه خبر داده. يك خانواده محترم تنها فيلم توليد داخل است كه آن را با فيلمهايي چون «بدون دخترم هرگز» و «سنگسار ثريا» مقايسه كردهاند و به عقيده بعضي از كساني كه آن را ديدهاند اين فيلم به مراتب سياهنماتر از چيزي است كه فيلمسازان هاليوودي در توليدات ضد ايرانيشان به تصوير ميكشند.
ماجراي فيلم زماني بحرانيتر شد كه همه آن را به عنوان فيلمي كه با مشاركت سيما فيلم توليد شده است، شناختند. در صورتي كه مديران سيما فيلم و شخص حجتالاسلام رحيمزاده در مصاحبههاي خود به شدت آن را تكذيب كرده و از قطع مشاركت سيما فيلم با يك خانواده محترم پيش از ارسال آن به جشنواره كن خبر ميدادند. اما رسانهها به هيچ وجه از مسئول دانستن سيما فيلم در به وجود آمدن فاجعه يك خانواده محترم، عقبنشيني نكردند. اعضاي كميسيون فرهنگي كه در نشستهاي خصوصي فيلم را ديده بودند و از ساخت چنين فيلمي در داخل كشور كه در آن به همه ارزشهاي انقلاب توهين شده بود، خشمگين شده بودند، در مصاحبههايشان سيما فيلم را از تيغ انتقادات بيبهره نساخته بودند. فشارهايي كه ميتوانست آبروي حرفهاي سيما فيلم را با چالش جدي روبهرو كند. اما در كنار سكوت مسئولان صدا و سيما و تنها بسنده كردن به يك تذكر در مورد دقت در توليدات بعدي، فشارهاي بيروني هر روز بيشتر و بيشتر شد تا اينكه بالاخره تصميم بر اين گرفته شد تا به نحوي سوپاپ اطمينان ديگ جوشان انتقادات، به كار بيفتد تا كمي از فشار دروني آن كاسته شود.
استعفاي رحيمزاده ميتواند يك تاكتيك از سوي سيما فيلم تلقي شود، تاكتيكي براي كم كردن فشارهايي كه به خاطر ساخت فيلم يك خانواده محترم متوجه سيما فيلم شده است. با آنكه سيما فيلم بسيار زودتر از اينكه فيلم وارد جنجال شود مشاركت خود را از فيلم برداشت اما نميتوان رد پاي آن را در مراحل ساخت فيلم ناديده گرفت. سيما فيلم وقتي مشاركت خود را از فيلم برداشت كه ديگر كار از كار گذشته بود و فيلم تكميل شده و در آستانه اكران در جشنواره فيلم كن بود.
شايد اگر مسئولان سيما فيلم از عواقب ساخت و نمايش آن باخبر بودند، از همان ابتدا كه طرح فيلم به دستشان ميرسيد آن را ميسوزاندند و خاكسترش را به باد ميدادند تا گرفتار مسائل بعدي آن نشوند. اينكه حاصل كار مسعود بخشي و محمد آفريده چيزي شود كه احتمال دادگاهي شدن و مجازات براي آنها را فراهم بياورد، شايد از نظر مسئولان سيما فيلم چيز شوكآوري بوده باشد. اما به خوبي مشخص است كه كارگردان از ابتدا ميدانسته كه قرار است چه چيزي را براي چه مقصدي بسازد. كسي كه سابقه توليد فيلم بلند سينمايي را نداشته به راحتي ميآيد و مشاركت شركت با اسم و رسمي مانند سيما فيلم را ميگيرد و شروع به كار ميكند. بدون آنكه كسي بپرسد كه قرار است از دل اين ماجرا چه چيزي بيرون آيد. نتيجه اين سهلانگاري و غفلت باعث ايجاد خسارتي شد كه هنوز در حال بالا رفتن ميزان و گستردگي آن هستيم. شايد بهترين خبر براي سازندگان يك خانواده محترم و مسئولان سيما فيلم اين باشد كه در روزهاي فعلي، فيلم ديگري در كانون توجه رسانهها قرار گرفته است. فعلاً «من مادر هستم» توانسته كمي از بار سنگين انتقادات را از دوش «يك خانواده محترم» بردارد اما اين مسئله مقطعيتر از آن است كه بتواند باعث به فراموشي سپردن يك خانواده محترم شود.
به نظر ميرسد براي از بين بردن نحسي «يك خانواده محترم» احتياج به يك قرباني بود و نزديكترين كسي كه ميشد او را قرباني يك اشتباه سازماني كرد كسي جز رحيمزاده نبوده است. البته رحيمزاده خودش به اين نكته اشاره ميكند و مشخص است كه دلخوشي از عدم پشتيباني سيما فيلم و مسئولان بلندپايه صدا و سيما از خود ندارد. وي كه هنوز نميداند از كار بركنار شده يا با استعفايش موافقت شده است، ميگويد: «حدود سه الي چهار هفته پيش بود كه اعلام كردم اگر درباره فيلم سينمايي «يك خانواده محترم» استعفايي لازم است، من آمادهام چون اينطور احساس كردم كه هيچكس حاضر نيست مسئوليتي بپذيرد، گفتم بگذار من كه از همه مسئوليتم بيشتر است، بپذيرم».
حالا چرا هيچ كس حاضر نبوده گوشهاي از بار مسئوليت را بر عهده بگيرد مسئله جداگانهاي است كه مختص مكان خاصي مانند سيما فيلم نميشود و تقريباً آفتي است كه در ميان بسياري از مديران داخلي ديده ميشود. در زمان كسب افتخار و موفقيت همه در آن سهيم هستند اما در هنگام شكست و خطا هيچكس خودش را مقصر نميداند. شايد بزرگترين قصور سيما فيلم اين بوده است كه بر روي كار بخشي و آفريده آنچنان كه لازم بوده نظارت نداشته است، رحيمزاده به اين موضوع هم اشاره ميكند و ميگويد: «برحسب يك اعتماد اين فيلم جلو رفته و در ادامه هم فسخ مشاركت شده است، حالا همه دارند سر و صدا ميكنند، اولين كسي كه راجع به اين فيلم موضع گرفت شخص بنده بود ولي حالا ديگر شما هرجور صلاح ميدانيد.» اعتماد رحيمزاده كار دستش داد. وي در دو زمينه چوب اعتمادش را خورده، ابتدا اعتماد به اينكه سازندگان فيلم همان چيزي را خواهند ساخت كه در طرح فيلمنامه آورده بودند و نه آن چيزي كه ساختند و در كن به نمايش گذاشتند. دومين مورد شكست رحيمزاده به اعتمادش به ساير مسئولان سيما فيلم است، مديراني كه ميتوانستند از قرباني شدن وي جلوگيري كنند. رحيمزاده در پاسخ به اينكه آيا قرباني شده است؟ صراحت به خرج ميدهد و ميگويد: «شايد اين درست باشد. من آدمي نيستم كه چيزي را جابهجا كنم. اگر سازمان دوست دارد بگويد بركناري كه جو را آرام كند، بگويد بركناري، اگر بگويد استعفا به من احترام گذاشته و اگر هم بگويند قرباني دلشان براي من سوخته است.» وي ادامه ميدهد: «به هر حال يك ماشيني در حال حركت بوده است، يكي گفته ما را هم برسانيد، سوارشان كردهايم در نيمه راه ما را پياده كردهاند، ماشين را برداشته و رفتهاند. قصه اين است. آقاي آفريده يا هركس ديگري كه اين فيلم را برده، ما نبودهايم. اگر گفته شده اين فيلم را بسازيد و به همين نحو بسازيد بايد همان را بسازند نبايد كه فيلم ضد ارزشي بسازند.»
رحيمزاده چه مستعفي باشد چه بركنار شده، فرق خاصي در نبودنش بر كرسي مديريت گروه انقلاب و دفاع و مقدس سيمافيلم ندارد. شنيدهها حكايت از آن دارد كه حسن اسلاميمهر مدير سيما فيلم نيز استعفانامهاش را به مهندس ضرغامي داده ولي با آن موافقت نشده است، گويا براي خواباندن بلواي يك خانواده محترم همان يك قرباني كافي باشد و سيما فيلم از اين پس سياست انقباضي را در مورد قبول مشاركت در پروژههاي سينمايي دنبال خواهد كرد تا ديگر شاهد ايجاد شرايط مشابه در آينده نباشد.