
تشكيلات خودگردان فلسطين در دومين سال تلاش خود براي عضويت در سازمان ملل، سرانجام در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۲- دقيقاً ۶۵ سال پس از آنكه سازمان ملل، قطعنامه تقسيم فلسطين را تصويب كرد به عنوان دولت ناظر غير عضو پذيرفته شد. ۱۳۸ رأي مثبت در مقابل ۹ رأي منفي و ۴۱ رأي ممتنع، باعث تبديل عضويت نهاد سازمان آزاديبخش ملي فلسطين به دولت ناظر غير عضو فلسطين شد اما سؤال اساسي اينجاست كه اين تغيير وضعيت، چه پيامدهايي به همراه خواهد داشت؟ به عبارت ديگر، سناريوهاي احتمالي براي اين تغيير وضعيت كدامند؟ به نظر ميرسد، سناريوي احتمالي را براي اين وضعيت ميتوان پيشبيني كرد: تشديد اوضاع و حمله اسرائيل، بهبود اوضاع فلسطين و تداوم وضعيت موجود.
سناريوي اول، تشديد اوضاع و حمله اسرائيل: در سال ۱۹۹۳، اولين توافق مستقيم ميان ساف و اسرائيل تحت عنوان «پيمان اسلو» يا بيانيه اعلام اصول اولويتهاي موقت دولت خودگردان يا بيانيه اعلام اصول به امضا رسيد. پيمان اسلو، زمينه ايجاد دولت خودگردان فلسطين را با وظيفه كنترل مناطق تحت سيطرهاش و پيگيري روند مذاكرات فراهم كرد. در اين پيمان، عقبنشيني نيروهاي واكنش سريع اسرائيل از بخشهايي از نوار غزه و كرانه باختري پيشبيني شده بود كه البته اسرائيل به آن عمل نكرد. دو طرف توافق كرده بودند پيمان اسلو طي پنج سال (يعني تا سال ۱۹۹۸) نهايي شود. موضوعاتي كه قرار بود در پيمان نهايي درباره آن تصميمگيري شده باشد قدس، پناهندگان فلسطيني، امنيت، مرزها و... بود. البته اين پيمان، نتيجهاي جز اعتراف ساف به موجوديت رژيم اسرائيل و به رسميت شناختن آن و مطرح شدن گزينه مذاكرات در مقابل گزينه مقاومت نداشت. در چارچوب اين پيمان اسرائيل توانست به خوبي مديريت بحران را جايگزين حل مناقشات كند. تشكيلات خودگردان نه در محيط بينالمللي، قدرت و موقعيتي براي تعقيب اهداف خود و فلسطينيان داشت و نه در بعد داخلي توانست چتري براي تجميع اقدامات و افكار گروههاي فلسطيني باشد. عباس در اين سالها به شريكي خوب براي مذاكرات سازش تبديل شده بود و انقسام سياسي و اداري نوارغزه از كرانه باختري و تجمع اغلب گروههاي مقاومت محور در اين باريكه، عرصه را براي اهداف صهيونيستي بيش از پيش هموارتر ميكرد.
اما در شرايط جديد، احتمال نزديكي گروههاي فلسطيني كرانه باختري و نوار غزه به يكديگر و تشكيل جبههاي واحد وجود دارد و اسرائيل احتمالاً تلاش ميكند با واكنشي آهنين، جلو اين اقدامات را بگيرد. حمايت امريكا از اسرائيل در اين كوشش و تهديد امريكا عليه سران تشكيلات خودگردان براي پذيرش تبعات عضويت، ميتوانند مقوم و مشوق سياست اسرائيل در اين سناريو باشند.
سناريوي دوم، بهبود اوضاع فلسطين: در وضعيت جديد، اوضاع فلسطين در دو بعد داخلي و خارجي بهبود مييابد. از نظر داخلي، توافق نسبي گروهها براي حمايت از اقدام تشكيلات خودگردان ميتواند محملي براي رفع اختلافات و تحقق آشتي ملي باشد. در بعد بينالمللي نيز فلسطين از اين پس، يك كشور اشغال شده به شمار ميرود و قوانين كشور اشغال شده در مورد فلسطين اعمال خواهد شد. در نتيجه، دولت فلسطين ميتواند عضو نهادهاي زير مجموعه سازمان ملل متحد مانند آژانس بينالمللي انرژي هستهاي، دادگاه جنايات جنگي و كميسيون حقوق بشر سازمان ملل شود. همچنين براساس ماده ۱۷ قانون دادگاه جنايات جنگي، دولت فلسطين ميتواند فرماندهان نظامي ارتش رژيم صهيونيستي را به عنوان جنايتكاران جنگي تحت تعقيب كيفري قرار دهد. بنابراين، دولت وحدت ملي شكل ميگيرد، اختلافات سياسي و اداري كمرنگ ميشوند و اسرائيل نميتواند با مديريت بحران، استراتژيهاي توسعهطلبانه خود عليه ساكنان و اراضي فلسطيني را بدون هيچ دغدغهاي پيگيري كند.
سناريوي سوم، تداوم وضعيت موجود: ايالات متحده امريكا يكي از اصليترين مخالفان اقدام تشكيلات خودگردان براي ارائه درخواست عضويت در سازمان ملل بود. حتي درخواست عضويت تشكيلات در سال گذشته به دليل وتوي اين كشور ملغي شد. هيلاري كلينتون، چند روز پيش از رفتن ابومازن به سازمان ملل، وي را تهديد كرده بود كه اين اقدام به ترور سياسي او خواهد انجاميد. ضمن آنكه كمكهاي امريكا به تشكيلات را متوقف خواهد كرد. از سوي ديگر، اخباري منتشر شد مبني بر اينكه محمود عباس به امريكا تضمين داده است كه با پذيرش درخواست عضويت فلسطين، تشكيلات خودگردان درخواستي براي عضويت در ديگر نهادهاي زيرمجموعه از جمله ديوان بينالمللي دادگستري ارائه نخواهد كرد. از طرفي، در بهترين حالت ممكن هنوز تشكيلات خودگردان تا دست يافتن به وضعيت سياسي و حقوقي دولت، راه زيادي پيش رو دارد. دولت در تعريف سياسي عبارت است از عدهاى از مردم كه در سرزميني مشخص به طور دائم اسكان دارند و داراى حكومتى هستند كه به وضع و اجراى قانون اقدام مىكنند و از حاكميتى برخوردارند كه به صورت روح حاكم و قدرت عالى آنها را از تعرضات داخلى و خارجى مصون مىدارد. اين تعريف، متضمن چهار ركن مردم، سرزمين، حكومت و حاكميت است كه از عوامل متشكله دولت محسوب مى شوند. كداميك از اين مشخصهها در مورد فلسطين حاكم است؟ رئيس انتصابي تشكيلات خودگردان، كرانه باختري را اداره ميكند و دولت منتخب حماس به نخستوزير اسماعيل هنيه در نوارغزه حاكم است. دو طرف نسبت به نفوذ و حاكميت گروه رقيب در اراضي خود به شدت حساس هستند. تشكيلات خودگردان در حالي به تشكيل دولت فلسطين در كرانه باختري و نوار غزه رضايت داده است كه ديگر گروهها، با تاسي از شعار «فلسطين از نهر تا بحر» تمامي اراضي اشغالي را محدوده تشكيل دولت ميدانند. سرويسهاي امنيتي تشكيلات خودگردان همسو با منافع اسرائيل، فعاليتهاي فلسطينيان را كنترل ميكنند و... از اين رو، تا اطلاق عنوان دولت بر فلسطين، راهي دراز وجود دارد.