در پاسخ به اين اظهارنظر منحصربه فرد وزير محترم، بيان چند نكته ضرورت دارد.
نخست اينكه، آقاي وزير حتماً در جريان نيستند(!) كه به مديران مدارس دستور داده شده مصاحبه نكنند! به احتمال زياد، آقاي حاجيبابايي باخبر نيست كه يك خبرنگار براي تهيه گزارش از يك مدرسه، هفت خان رستم كه هيچ، بايد از گذرگاه عذاب اليم عبور كند و بالغ بر ۹۵ درصد موارد هم آموزش و پرورش مجوز تهيه گزارش را نميدهد! با اين فضاي بسته و انحصارطلبانه در آموزش و پرورش، خوب است آقاي وزير اولاً پاسخ دهند كه آيا حقيقتاً در جريان اين اوامر به مديران نيستند و ثانياً راهكاري اعلام كنند تا خبرنگاران بتوانند از نزديك، مدارس را لمس كنند!
جالب اينجاست كه حتي عموم فرهنگيان و معلمان دلسوز هم از مصاحبه و اظهارنظر خودداري ميكنند و با اين بهانه كه حوصله حسابپسدادن و درج در پرونده را ندارند، از گفتوگو يا ذكر اسم خود طفره ميروند! با اين روند، آيا ميتوان توقع اطلاعرساني احسن را از جامعه خبرنگاري داشت؟!
دوم آنكه، وقتي در نشستهاي تشريفاتي وزير محترم با خبرنگاران بين هر دو خبرنگار، يك كارمند وزارتخانه مينشيند تا در صورت پرسيدن سؤالهاي نامربوط، خبرنگاران را توجيه كنند(!) جناب وزير باز هم ميتوانند از خبرنگاران توقعي داشته باشند؟!
سوم اينكه، آيا به فرض با بركنار شدن خبرنگاران، مشكل سوختگي ۳۷ دانشآموز دختر كه حال ۲۹ نفر آنان وخيم گزارش شده است و حدود هشت نفر آنان هم بالاي ۵۰ درصد سوختهاند، حل ميشود؟ اگر حل ميشود، مطمئناً بسياري از خبرنگاران زحمتكش اين آب و خاك- كما اينكه همواره ثابت كردهاند- حاضرند براي حل مشكلات اين عزيزان از كار خود كنارهگيري كنند.
چهارم آنكه، مگر طي نزديك به چهار سالي كه از وزارت جناب وزير ميگذرد، نقدها و نقصهايي را كه خبرنگاران و رسانهها گوشزد كردهاند، در آموزش و پرورش برطرف شده و به هشدارهاي رسانهها توجهي شده كه اگر خبرنگاران براي مدرسه دچار حريق روستاي شين آباد پيرانشهر، پيش از آتشسوزي، اطلاعرساني ميكردند، اميد رسيدگي به آن باشد؟!
پنجم هم اينكه، پذيرش ضعفها و انتقادها يكي از مهمترين ويژگيهاي يك مدير موفق است كه بر اعتبار و توان مديريت او ميافزايد. حادثه آتشسوزي مدرسه شينآباد و سوختن تعدادي از آيندهسازان اين مرزوبوم، حادثه بزرگ و ناگواري است كه عذرخواهي رسمي وزير محترم را از پيشگاه ملت عزيز ايران ميطلبد؛ نه توجيهات گوناگون براي فرار از پذيرش تقصير را!