مجمع عمومي سازمان ملل در نشست روز پنج شنبه خود در ۲۹ نوامبر ـ كه در سالروز تصويب قطعنامه ۱۸۱ اين مجمع در خصوص تقسيم فلسطين در سال ۱۹۴۷ صورت گرفت ـ با ۱۳۸ رأي مثبت در برابر ۴۱ ممتنع و ۹ رأي منفي با تصويب قطعنامهاي جايگاه فلسطين را از نهاد ناظر به كشور غير عضو ناظر ارتقا داد. با اين ارتقاي موقعيت، نمايندگي فلسطين در سازمان ملل از اين امكان برخوردار ميشود كه به عضويت نهادهاي تخصصي وابسته به اين سازمان از جمله ديوان كيفري بينالمللي در آيد و بدين ترتيب ارتكاب جنايات جنگي مسئولان رژيم صهيونيستي را در مراجع و محاكم بينالمللي مورد پيگرد قضايي و حقوقي قرار دهد و از اين لحاظ تصويب اين قطعنامه ميتواند نقش بازدارندهاي در قبال ادامه ارتكاب اين جنايات از سوي رژيم ايفا كند. از اين ديد، تصويب اين قطعنامه و ارتقاي موقعيت نمايندگي فلسطين در سازمان ملل يك گام به جلو در جهت تقويت موقعيت بينالمللي فلسطينيها محسوب ميشود، اما بيترديد تا رسيدن به تشكيل دولت فلسطيني حتي در اراضي اشغالي سال ۱۹۶۷ شامل كرانه باختري و نوار غزه راه درازي باقي است و امكان دستيابي به آن نيز با توجه به وضعيت حاكم بر كرانه باختري جز از طريق مقاومت امكانپذير نخواهد بود، زيرا در حال حاضر بيش از ۵۰ درصد كرانه باختري پوشيده از شهركهاي صهيونيستنشين است كه در مناطق استراتژيك و حاصلخيز داير شدهاند و ساخت آنها نيز بر اساس يك نقشه از پيش طراحي شده در سه نوار امنيتي جداگانه و به صورت زنجيروار از شمال به جنوب كرانه باختري امتداد يافته و در حوالي بيتالمقدس اين شهر را از هر چهار سو در محاصره كامل قرار ميدهند تا اين شهر را به طور كامل از ديگر مناطق كرانه باختري جدا كنند. همچنين در اين شهركها نزديك به نيم ميليون مهاجر صهيونيستنشين نيز اسكان يافتهاند. در چنين شرايطي، تشكيل دولت فلسطيني در كرانه باختري و نوار غزه مستلزم برچيدن بيش از ۳۰۰ شهرك يهودينشين با نزديك به نيم ميليون سكنه يهودي است و اين در شرايطي است كه رژيم صهيونيستي نه با برچيدن بلكه حتي با توقف شهركسازي نيز موافقت نكرده است و حتي بيم آن ميرفت كه در واكنش به تصويب قطعنامه مجمع عمومي، اقدامات شهركسازي صهيونيستها تشديد هم بشود كه البته اين طور هم شد و همان روز جمعه اعلام شد كه تل آويو طرح ساخت ۳هزار واحد را تصويب كرده است. در چنين وضعيتي تصويب قطعنامه ارتقاي موقعيت فلسطين در سازمان ملل ـ از نهادناظر به دولت ناظر غير عضو ـ زماني ميتواند تاثير عملي در پي داشته باشد كه با برداشتن گامهاي بعدي براي ملزم كردن رژيم صهيونيستي به برچيدن شهركهاي صهيونيستنشين همراه باشد و با توجه به مقاومت اين رژيم، آمادگي و تدابير لازم براي استفاده از زور مشروع و همچنين مقابله با جنگ احتمالي از سوي رژيم صهيونيستي اتخاذ شود، زيرا تصور ميشود در صورتي كه اين رژيم مجبور به موافقت با دولت فلسطين در كرانه باختري شود و به برچيدن شهركها اقدام كند، طرح تشكيل دولت خالص يهودي را به مرحله اجرا خواهد گذاشت كه در آن اخراج بيش از يك ميليون و ۳۰۰هزار فلسطيني ساكن اراضي اشغالي سال ۱۹۴۸ موسوم به اسرائيل پيش بيني شده است. البته براي اينكه كار به اينجاها كشيده نشود، از مدتها قبل گاه و بيگاه صحبت هايي از تهيه طرحهاي تغيير نقشه خاورميانه ميشد كه بر اساس آن گفته ميشد ما بهازاي شهركهاي واقع در كرانه باختري از اردن و مابهازاي اردن نيز از عراق تامين و جبران شود. به هر حال هر كدام از اين گزينهها مبنايي براي تشكيل دولت فلسطيني در آينده قرار گيرد، چشم انداز بسيار پرچالشي را به تصوير ميكشد و سؤالي كه اينك مطرح است اينكه آيا مسئولان تشكيلات خودگردان قدرت و جرئت ورود به اين مسير پر پيچ و خم و پرچالش را خواهند داشت يا نه؟!