اين موضوع را مطالعات كريستوفر.اي بيل، استاد دانشگاه كارولينايشمالي نشان ميدهد. او در مطالعه خود از نرمافزار «ضد سرقت ادبي» براي بررسي ميزان پوشش مسلمانان در مطبوعات جريان اصلي امريكا استفاده كرده است. او بيش از ۱۰۸۴ مورد پوشش رسانههاي امريكا در مورد مسلمانان را بررسي كرده است كه از سوي ۱۲۰ سازمان جامعه مدني امريكا در قالب مقالات روزنامهها و متون تلويزيوني در ۵۰۴۰۷ روزنامه امريكايي طي هفت سال بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر منتشر شده است.
بالي در گفتوگو با مجله «بريتيش واير» گفته است روزنامهنگاران شيفته آنهايي شدهاند كه عليه مسلمانان اظهارنظر ميكنند. او ميگويد هرچند «اكثريت گستردهاي از سازمانها براي رساندن پيامهاي طرفداري از مسلمانان جهت شكل دادن به گفتمان عمومي درباره اسلام بعد از ۱۱ سپتامبر به رقابت پرداختهاند» ولي روزنامهنگاران به قدري مشتاق دنبال كردن مسائل گروههاي افراطگرا بودهاند كه اين گروهها به عنوان جريان اصلي گروههاي اسلامي در نظر گرفته شدهاند و در نتيجه، گروههاي اسلامي منزوي شده و اثر كمتري داشتهاند. بالي تصوير مشوشي در اين مورد ارائه كرده و ميگويد: «به نظر من اكثر امريكاييها در معرض پيامهاي ضد مسلمانان در رسانهها و جاهاي ديگر قرار دارند. به نظر من، اين خطر وجود داشته كه بسياري از امريكاييها در معرض پيامهاي مثبت سازمانهاي اسلامي ميانهرو قرار نگرفتهاند زيرا رسانهها پوشش بسيار اندكي به اين گروهها دادهاند و البته به خاطر همين انحراف وضعيت، ما اين اواخر شاهد افزايش نگرشهاي ضداسلامي در داخل امريكا هستيم، هرچند نگرشهاي ضداسلامي بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به طور نسبي كاهش پيدا كرد.»
مطالعه مركز پيشرفت امريكايي (امريكن پراگرس) در آگوست ۲۰۱۱ درباره ريشههاي شبكه اسلامستيزي در امريكا نشان ميدهد كه هفت سازمان مختلف ۴۲ ميليون دلار براي تلاشهايي اختصاص دادهاند كه طي ۱۰ سال گذشته به «شعلهور شدن نفرت عليه مسلمانان در امريكا» دامن زده است. اين مطالعه ميگويد: «طي ۱۰ سال گذشته، شبكه اسلامهراسي (پايهگذاران، محققان، فعالان، رسانههاي تقويتكننده و حاميان سياسي) به سختي تلاش كردهاند تا اين داستان را تقويت كنند كه اوباما يك مسلمان است و «اسلام راديكال» به تمام ابعاد جامعه امريكا، از جمله جنبش محافظهكاري رسوخ كرده است.»
اين شبكه ظاهراً اثرگذار هم بوده است. بالي ميگويد: «گروههايي كه بيشترين توجهها را به خصوص بعد ۱۱ سپتامبر به خودشان جلب كردهاند، كمترين نمايندگي (اسلام) را داشتهاند به طوري كه من آنها را گروههاي حاشيهاي مينامم.»