اگر از سوي امريكا و غرب و خصوصاً فرانسه تحركات ديپلماتيك براي توقف درگيري يا آتش بس با شدت روبه رو است، براي اين است كه كارنامه اين جنگ و ماجراجويي جديد نتانياهو، بيش از اين سياه نشود. نكته مهم در انگيزههاي اصلي براي طراحي اين جنگ و حمله به غزه را در مناقشات و گفت و گوهاي راهبردي بين مقامات اسرائيلي با مسئولان امريكايي بايد جستوجو كرد تا به خوبي درك كنيم كه حاصل و نتيجه اين جنگ را در كدام پرونده بايد ثبت كرد.
اسرائيليها براي پروژه فشار به امريكا جهت پذيرش حمله نظامي به ايران يا سوريه يا لبنان، همواره با يك مشكل از سوي برآوردهاي غربي روبه رو بودند. اين مشكل در قالب نوع و گستره واكنش مقاومت يا حمايتهاي منطقهاي و خصوصاً كشورهايي كه با بيداري اسلامي حكومتهاي جديدي را تجربه ميكنند، قرار داشت. اسرائيليها اصرار داشتند تا ثابت كنند واكنشهاي مقاومت و حمايتهاي منطقهاي در سطحي نيست كه نگراني امريكا و غرب را در بر گيرد، بلكه ازطريق محدود كردن واكنشها، پروژه جراحي بزرگ منطقه امكانپذير است.
اين بن بست مذاكراتي، مبناي پيشنهاد نتانياهو به امريكا و غرب بود تا از طريق يك تست عمليات نظامي محدود در غزه، به پاسخ راهبردي دست يابند. به همين دليل است كه وزارت خارجه رژيم صهيونيستي با صراحت بيان ميكند كه حمايت غرب براي يك عمليات محدود در غزه در جهت تحقق اهدافي روشن كسب شده و تا پايان اين اهداف ادامه خواهد يافت. اگرچه اهداف كوچك و بزرگ ديگري نيز در مباني جنگ عليه غزه لحاظ شده است، ولي مهمترين عنصر در اين اهداف، ثبت برآورد از حجم و گستره واكنش مقاومت و حمايتهاي منطقهاي از مسئله فلسطين و غزه است تا به عنوان يك مدل پايه، در مورد پروژههاي جنگي مربوط به لبنان، سوريه يا ايران، در محاسبات استراتژيك در نظر گرفته شود. حاصل جنگ در غزه، با تمامي وجوه نابرابري امكانات و روشها، كه از سوي صهيونيستها با وحشيانهترين حالت به اجرا در ميآيد و از سلاحهاي كشتار جمعي و غيرقانوني استفاده ميشود، آنچنان غيرقابل تصور است كه اسرائيل و مقامات غربي با دستپاچگي به دنبال توقف آن هستند. اگر در جنگ ۳۳ روزه يا ۲۲ روزه در هفتههاي پاياني، اين استيصال و اجبار براي صهيونيستها ايجاد شد، در جنگ غزه، قبل از پايان هفته اول اين ناتواني، علني شده است. صهيونيستها يقين نداشتند كه در يك جنگ محدود، چهار دسته تسليحات جديد به تواناييهاي مقاومت فلسطيني افزوده شده باشد. موشكهاي ضدزره كورنيت كه توسط سوريه در اختيار گروههاي مقاومت قرار گرفته، موشكهاي ضدهوايي كه تا به حال شكارهاي خوبي از پهپاد يا هواپيماهاي جنگي اسرائيل گرفته و موشكهاي ضدناوچههاي صهيونيستي كه با هوشمندي به دنبال ترور هنيه بودند و نهايتاً موشكهاي دوربرد با شعاعهاي بيش از ۸۰ كيلومتر كه تحمل صهيونيستها را بريده است. به موازات اين غافلگيريها كه هنوز براي سناريوي جنگزميني نيز برنامهها و تسليحات جديد را در كنار خود دارد، حمايتهاي وسيعمردمي در منطقه و جهان و به ويژه در مصر كه از مواضع مقامات دولتي بسيار جلوتر هستند و ميتوانند در شرايطي خاص نيز از آن عبور كنند، پاسخ دردناكي به صهيونيستها دادهاند كه هرگونه محاسبات استراتژيك براي جنگ در منطقه را چه توسط صهيونيستها و چه توسط امريكا و غرب با تغيير روبهرو خواهد كرد. اين آثار روشن در محاسبات راهبردي، حتماً بر برنامه انگليسيها كه يك هزار تفنگدار خود را براي سوريه آماده كردهاند، نتايج روشني به بار خواهد آورد و گزينههاي آنها را محدودتر از گذشته خواهد كرد.