
سال گذشته به يكي از هيئتهاي بزرگ و معروف شهر رفتيم كه يكي از مداحان مشهور آنجا دعوت بود. به واسطه علاقه و اشتياق جوانان به ايشان، جمعيت زيادي جمع شده بودند. در ميانه مداحي كه همه در حس و حال بودند، ناگهان صداي حاج آقاي مداح بلند شد كه با عصبانيت فرياد زد: «اون گوشي صاحب مرده را خاموش كن! گوشيو ازش بگيرين! بگيرين گوشيو...! من هرجايي نميخونم، از تهران اومدم فقط بهخاطر آقاي فلاني!»
همه حاضران مجلس ترسيدند كه چه اتفاقي افتاده و به دنبال مخاطب صدا گشتند. جوان بيچاره با ديدن اين صحنه رنگ از رويش پريده بود و از ترس خشكش زده بود، اين ماجرا گذشت. شب قدر امسال نمايشگاه قرآن فرصتي داد تا با دوستان به يكي از مجالس بزرگ تهران برويم كه خيلي تعريفش را هم ميكردند. وسط شور و حال مجلس بوديم و به حساب و كتاب اعمالمان رسيدگي ميكرديم كه ناگهان صداي اين مداح مشهور و كشوري اين مجلس هم بلند شد كه «گوشيو ازش بگيريد!! تا گوشيو از اين پسره نگيريد، من ديگه يك كلمه هم نميخونم!» بعد شروع كرد آدرس محل استقرار آن جوان بدبخت را از پشت بلندگو دادن كه همهمهاي به پا شد و ديگر فكر نميكنم آن جوان جرئت حضور در مجلس عزاداري و روضهخواني را داشته باشد! فرداي آن شب در مراسم شب قدر در يكي ديگر از مجالس تهران كه خيلي از آن تعريف ميكردند، حاضر شديم. مداح از ساعت ۱۲شب تا نيم ساعت قبل از اذان صبح روضه مصايب حضرت زينب را خواند كه؛ «خانم اگرمردان با غيرت اين مجلس آنجا بودند، نميگذاشتند شما آواره بشويد!» در حاليكه ما دو خانم غريب بعد از مراسم به مسئول گفتيم اجازه بدهيد اينجا سحريمان را كه با خود آورديم، بخوريم بعد از نمازصبح كه هوا روشن شد برويم. با كمال تعجب با لحن بدي ما را از مسجد بيرون كردند و گفتند برويد مسجد آن طرف چهارراه! پرسان پرسان رفتيم آن مسجد. ديديم در را بستهاند؛ گفتند دارند سحري ميدهند و كسي را راه نميدهند. خلاصه آن روز مجبور شديم توي چمنهاي كنار خيابان سحري بخوريم و نماز صبح بخوانيم.
اينها را نگفتم كه خداي نكرده مداحان مشهور تهراني را زيرسؤال ببرم كه قطعاً هستند عدهاي از همين مداحان كه متأثر از فضاي معنوي و روحاني اهل بيت(ع) اخلاق و منش ديني دارند، بلكه منظور از نوشتن اين سطور آن است كه مداحان چه بخواهند و چه نخواهند به دليل فضاي رسانهاي ايجاد شده، الگو و ليدرهاي ديني اجتماع محسوب ميشوند كه ميتوانند از غليان احساسات ايجاد شده ميان مخاطبان بهخصوص نوجوانان و جوانان استفاده مطلوب ببرند و نبايد به راحتي اين ظرفيتها را هرز بدهند و تنها با يك شور و هيجان مقطعي زايل كنند.
به هرحال كسي كه به بركت خيمه امام حسين(ع) به شهرت رسيده است كه گاه حتي از روحانيون و علماي ديني نزد مردم جايگاه محبوبتري هم دارد، تمام رفتار و گفتار او روي مخاطب اثر ميگذارد و باعث جذب يا دفع او ميشود، از سويي ديگر مداحي كه به بركت اهل بيت(ع) در جايگاه مداحي قرار ميگيرد، خواهناخواه به فردي كه معرف اسلام و مكتب اهل بيت است، تبديل ميشود. اين برخوردها متأسفانه ميتواند به نگاه جوانان در اين زمينه آسيب جدي برساند؛چه آنكه وقتي اين مداح نتواسته است از نظر اخلاقي خودسازي داشته باشد، نه تنها تأثير كلامش از بين ميرود بلكه عملكردش هم در تناقضي آشكار برابر مكتب تشيع قرار ميگيرد؛ اينجاست كه ممكن است آن فرد را به همان مثال مشهور عالم بيعمل به چه ماند به زنبور بيعسل تشبيه كنند.
بيشك مداح اهل بيت(ع) بايد از همه نظر خود را در جايگاه مداح آن خاندان پاك بداند، مداحي اهلبيت(ع) چيزي نيست كه تنها با صداي خوش و دلكش همراه باشد چه آنكه خوانندگان بسياري هستند كه صداي بهتري دارند بلكه مداح از همه نظر ميبايست، مداح شود پس چه خوش آنكه مداحان ما خود را به جايگاهي برسانند كه دعبل خزاعي در عين شهرت و گمنامي رساند. مداحان در هر لحظه اين مسئله را در ذهن خود داشته باشند، همانگونه كه خود ميگويند انگار در حضورامام زمان(عج) مداحي ميكنند، آيا در حضور ايشان نيز از چنين الفاظ و رفتاري استفاده ميكنند؟! آيا حتي اگر اين مداحان براي مراسم عزاداري به بيت حضرت آقا نيز دعوت بشوند، چنين برخوردي دارند؟! بنابراين بايد برخورد و رفتار آنها بهگونهاي باشد كه صد برابر بيشتر از زمانيكه در حضور وليفقيه مداحي ميكنند مراقب رفتارشان باشند؛ چراكه امام زمان(عج) در چنين مجالسي حضور دارند و ناظر بر اعمال همه ما هستند. آيا اينطور نيست؟!