
در عين حال اين گروه به تعهد خود در آخرين دور مذاكرات در مسكو در خرداد ۹۱ كه بر ادامه مذاكرات ميان طرفين تأكيد داشت نيز پايبند نماند. گرچه در داخل نيز به دليل برگزاري انتخابات ايالات متحده و مشخص نبودن سياست رئيسجمهور آتي اين كشور در قبال كشورمان و از سوي ديگر افزايش فشارهاي اقتصادي كه رهبر معظم انقلاب آن را «وحشيانه» خطاب كردند، ديدگاه چندان مثبتي در خصوص پيشرفت دور تازه مذاكرات وجود ندارد.
در مرداد ماه بود كه جمهوري اسلامي با ارسال نامهاي به كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا خواستار از سرگيري مذاكرات هستهاي ميان طرفين شد تا از اين طريق ضمن به دستگيري ابتكار عمل در اين عرصه، عملاً اشتياق خود را براي پايان دادن به اين بازي پيچيده، نشان دهد؛ موضوعي كه در ادامه منجر به ديدار تابستانه ميان سعيد جليلي و كاترين اشتون در استانبول شد اما تأكيد اشتون به عنوان نماينده غرب بر سر مواضع خصمانه قبلي گروه ۱+۵ نگذاشت كه توافق براي دور تازه مذاكرات ميان طرفين شكل بگيرد.
اشتياق به مذاكره براي فرار از ننگ سوريه
اما ايجاد بنبست در مذاكرات ميان ايران و ۱+۵ چندان دوام نياورد، چراكه شواهد گوناگوني وجود دارد كه غرب بار ديگر قرار است با نيت مذاكره پيش بيايد و در اين مسير براي خود فرصتسازي كند. در اين بين دو دليل اساسي براي از سرگيري مذاكرات وجود دارد؛ نخست پاك كردن افتضاح غرب در سوريه و دوم در پيش بودن زمستانهاي سخت قاره سبز.
حمايت غربيها از تروريستهاي سوري كه با نام ارتش آزاد سوريه در حال جنگ با حكومت قانوني اين كشور هستند، در حالي هزينههاي گزافي را متوجه اين كشورها كرد كه برخلاف پيشبيني آنان، بشار اسد به خوبي توانست در مقابل آنها مقاومت كند و نه تنها حاكميت خود را حفظ كند بلكه با عقبراندن تروريستها از بخشهاي مختلف كشور، عملاً پايههاي قدرت خود را مستحكمتر از قبل كند. همين موضوع رسوايي بزرگي را براي غرب به وجود آورد و امروز آنها ميكوشند با پيش كشيدن موضوع مذاكره هستهاي با ايران، تمركز افكار عمومي جامعه جهاني را از روي افتضاح خود در سوريه به سمت ايران معطوف كنند.
از سوي ديگر، ژستگيري غرب در خصوص تحريم نفتي ايران و فرا رسيدن زمستانهاي سخت اروپا نيز يكي ديگر از دلايلي است كه آنها را مجبور كرده كه بار ديگر پالسهايي درباره مذاكره با ايران مخابره كنند. قطعاً آغاز فصل سرد در اروپا باعث افزايش مصرف نفت در اين قاره خواهد شد و بيشك محروم كردن اين كشورها از نفت ايران، خودزني بزرگي به حساب خواهد آمد، بنابراين غرب قصد دارد كه با از سرگيري مذاكرات هستهاي با جمهوري اسلامي مانع افزايش مجدد قيمت جهاني اين ماده حياتي شود و كمكي به اقتصاد بحرانزده خود كند.
در اين بين تمركز روي شايعه توقف غنيسازي ۲۰درصد توسط جمهوري اسلامي توسط رسانههاي غربي و همچنين انتشار شايعهاي ديگر در خصوص ملاقات محرمانه دكتر جليلي و خانم اشتون جزو همين پالسهايي است كه بيانكننده اشتياق غرب براي از سرگيري مذاكرات هستهاي با ايران است و ميتواند بارديگر افكار عمومي را متوجه موضوع هستهاي ايران كند.
باجهايي كه به غرب داديم اما در كنار تمامي اينها، برخي افراد تحت تأثير غرب در داخل كشور كه همواره از موضع منفعلانه به فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان نگريستهاند، بارديگر از همان موضع به توقف مذاكرات ميان ايران و غرب مينگرند و عنوان ميكنند كه بايد با اعطاي امتياز و شايد توقف غنيسازي، بارديگر مذاكرات را از سر گرفت، اين در حالي است كه نگاهي به گذشته نه چندان دور مذاكرات ايران و غرب بر سر پرونده هستهاي، نشان ميدهد كه هربار جمهوري اسلامي داوطلبانه بر سر موضوع هستهاي در مقابل غرب كوتاه آمد، غربيها گستاختر از گذشته، خواستار امتيازاتي بيشتر از ايران شدهاند، نمونه اين موضوع را ميتوان در توافقنامههاي مختلف ايران در سال ۸۲ با غرب مشاهده كرد.
بر اين اساس در مهر ماه سال ۸۲ و بر اساس توافقنامه سعدآباد از تأسيسات اتمي ايران بازرسيهاي گستردهاي به عمل آمد و فعاليتهاي مرتبط با غنيسازي اورانيوم نيز در ايران متوقف شد، اما اين توقف غنيسازي غرب را قانع نكرد و ايران بار ديگر در توافقنامه پاريس كه در بهمن همان سال به امضا رساند، پذيرفت كه تمامي فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري مانند ساخت، توليد، نصب، آزمايش، سرهمبندي و راهاندازي سانتريفيوژهاي گازي و فعاليتهاي مربوط به جداسازي پلوتونيم را متوقف كند. اوج اين گستاخي غرب به توافقنامه سوم هستهاي ايران با غرب باز ميگردد كه به توافقنامه بروكسل مشهور شده و در اسفند ماه سال ۸۲ امضا شد.
در اين توافقنامه، ايران متعهد شد ساخت و آزمايش سانتريفيوژهاي مورد نياز براي غنيسازي را متوقف كند و اقدام به ساخت قطعات يدكي سانتريفيوژهاي موجود در آن زمان را نيز تعليق كند. بيشك اگر اين روند عقبنشيني ادامه پيدا ميكرد، بعيد به نظر نميرسيد كه غربيها در توافقنامهاي خواستار تعليق و تعطيلي دانشگاهها و مراكز علمي ميشدند كه در خصوص انرژي هستهاي مطالعات انجام ميدادند و دانشجو تربيت ميكردند.
درست در همين برهه حساس بود كه رهبر معظم انقلاب وارد عمل ميشوند و دستور از سرگيري فعاليتهاي هستهاي را صادر ميكنند.
معظم له در همين ارتباط سال ۸۶ در جمع دانشجويان يزدي ميفرمايند: «البته اين فرآيند به ملت ايران و افكار عمومي جهان نشان داد كه وعدههاي غرب توخالي است چراكه تعليق موقت و داوطلبانه ايران، با سوءاستفاده دشمنان در حال تبديل شدن به حذف فعاليتهاي هستهاي در كشور بود كه بنده همان موقع تأكيد كردم اگر روند مطالبه پي در پي طرفهاي هستهاي ادامه يابد وارد ميدان ميشوم كه اين كار انجام و روند توقف فعاليتهاي هستهاي به روند پيشرفت هستهاي تبديل شد»، بنابراين مرور اين تاريخچه ميتواند خود پاسخ افرادي را دهد كه همواره با ترس از هيمنه پوشالي دشمن، در بازي عقب نشستند و باعث امتيازدهي به دشمنان شدند.