نمايشگاه بينالمللي مطبوعات طي ۱۹ دوره برگزاري با فراز و فرودهاي بسياري همراه بوده است، ولي طي چند سال اخير به واسطه پيشرفت تكنولوژي در جهان و تغيير رويه و ذائقه جامعه در عرضه و استفاده از رسانههاي جديد و نوظهور خبري، استقبال عمومي مردم از جرايد سنتي و كاغذي با افت و سير نزولي همراه بوده و به نظر ميرسد مردم امروز مثل سابق علاقهاي به خريد و مطالعه اين گونه نشريات ندارند! وجود اينترنت و انواع سايتهاي الكترونيكي خارجي و داخلي، شبكههاي ماهوارهاي خبري و برونمرزي، گوشيهاي تلفن همراه مجهز به دريافت اخبار و غيره، فاصله اقشار جامعه را با مطبوعات كلاسيك بيشتر كرده است. با اين همه، نمايشگاه مطبوعات همچنان پاتوق نوستالژيك و جذابي براي هواداران رسانههاي خبري، گزارشي و تحليلي است، حتي اگر اين گردهمايي رسانههاي اصيل، حريف دنياي پيشرفته تكنولوژي و رسانههاي مجازي نشود و براي رقابت با آن تلاش مضاعفي را به خدمت بگيرد.
هنوز هستند بسياري از افرادي كه عادت دارند صبح به صبح شال و كلاه كنند و راهي نزديكترين كيوسك مطبوعاتي شوند و با خريد نسخهاي از روزنامه دلخواهشان، از تازهترين رويدادها، حوادث و تغييرات اقتصادي، اجتماعي و سياسي آگاه شوند. اما جمعيت اين نسل روزنامهخوان، هر روز كم و كمتر ميشود و چه بسا شمار قابل توجهي از آنها نيز رابط رسانهاي خود را به روز كردهاند و حالا يكي از كاربران حرفهاي اينترنت شدهاند. اينك جاي پرسش است كه نمايشگاه مطبوعات ايران آيا توانسته طي دست كم يك دهه اخير، بر تعداد مخاطبان مجلهها و روزنامهها بيفزايد و رابطهاي صميمي ميان آنها برقرار كند؟ به نظر ميرسد تنها مقطع زماني كه رسانهبازها به آشتي با مطبوعات كاغذي رو مي آورند و در شور و هياهوي همگاني، راهي مصلاي تهران ميشوند، همين مدت زمان يك هفتهاي برگزاري آن است وگرنه در طول سال، به ندرت در سطح شهر روزنامههاي منتشره را در دست مردم ميبينيم.
اگر موضوع آگهيهاي بازرگاني در مطبوعات نبود،خيلي از روزنامههاي ايران به عنوان پرمخاطبترين و پرتيراژترين نشريه دست نمييافتند. امروز اگر برخي از نشريات داخلي در كشور ما گل كردهاند و نامشان همه جا شنيده ميشود، نه به خاطر رويكرد توفيقآميز و سياستهاي خلاقانه و متفاوت آنها در عرصه ژورناليسم است، بلكه جنبه فانتزي، نوشتن براي عوام و انتشار مصاحبه، اخبار و گزارشهايي از زندگي خصوصي هنرمندان و مشاهير ساير رشتهها آنها را زبانزد خاص و عام كرده است. آنچه جاي خالياش در مطبوعات ايران حس ميشود، توليد فكر و محتوا و همچنين فرهنگسازي و تبادل نظر و چالشهاي ژورناليستي با ديگران است. كمتر پيش ميآيد روزنامهاي بتواند يك جريان سياسي، انتقادي، اجتماعي و فرهنگي جديد راه بيندازد و بر جامعه و شهروندانش تأثير بگذارد. در عصر حاضر، توفيق با نشريهاي است كه به وجه سرگرمي ميپردازد و با هدف جذب خانوادهها، توليد مطلب ميكند.
اين شايد همان حلقه مفقودهاي است كه بايد در نمايشگاههاي سالانه مطبوعات و رسانه به آن پاسخ داده شود. اگر مطبوعات فعلي ما، كمي هدفمند و كارآمدتر عمل كنند، كمترين خروجي و دستاورد اين گردهمايي فرهنگي ميتواند آشتي دوباره مردم و رسانههاي مكتوب باشد. اميد آنكه جرايد و مطبوعات كاغذي بار ديگر جايي در سبد خانوادههاي ايراني پيدا كند.