با مروري بر نامگذاري سالهاي گذشته و امسال، يك فصل مشترك و نوعي ارتباط منطقي ميان اين نامها به چشم ميخورد و در اين ميان نام هر سال در قياس با سالهاي گذشته، جايگاه و مرتبه خاصي دارد؛ همت مضاعف؛ كار مضاعف، اصلاح الگوي مصرف و جهاد اقتصادي، عنوانهاي منتخب رهبر معظم انقلاب براي سالهاي گذشته بودند؛ نام توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني هم بر پيشاني امسال نقش شد.
رهبر معظم انقلاب در طول سالهاي گذشته با درك شرايط خاص ملي و بينالمللي كشورمان، راهبردهايي را در چارچوب نامگذاري سالها طراحي كردند كه بهطور قطع نقشه راهي براي حركت مسئولان نظام در يك مسير مطمئن براي دستيابي به اهداف كلان نظام و علاجي براي برونرفت از چالشهايي بود كه كشور به آنها گرفتار شده است.
متأسفانه آنچنان كه انتظار بود، تصميمسازان و مجريان كشور نتوانستند متناسب با نام اين سال، كار قابل قبولي را ارائه دهند؛ نتيجه اين عملكرد سرانجام به آنجا رسيد كه مقام معظم رهبري مجموعه تدابيري كه در نام سالها متجلي شده بود را در چارچوب اكسيري به نام «اقتصاد مقاومتي» به مسئولان كشور عرضه كردند تا مس اقتصاد كشور را زر كنند؛ نسخهاي كه از سال ۸۹ از سوي معظمله براي اقتصاد تجويز شده است.
در ميان نامهاي سالهاي گذشته كه با توجه به شرايط ويژه كشور همگي اقتصادي انتخاب شدند، سال جهاد اقتصادي نقطه عطف اين نامگذاريها بود؛ جهاد اقتصادي پازلي است كه از قطعات مختلف توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني، اصلاح الگوي مصرف، همت مضاعف و كار مضاعف تشكيل شده است؛ براي كنار هم قرار گرفتن صحيح قطعات اين پازل و ترسيم سپهر روشني از آينده اقتصادي ايراني، به نظريه و الگويي مبتكرانه در عرصه اقتصادي نياز است كه مفهوم «اقتصاد مقاومتي» را ميتوان از جمله اين نظريههاي نوآورانه تلقي كرد.
در هيچ يك از مكتوبات و نظريههاي متداول اقتصادي غرب، الگو و پيشينه نظري و عملي مشخصي درباره اقتصاد مقاومتي نميتوان يافت كه براي مشكلات اقتصادي همچون تحريم بانك مركزي، تحريم صنعت نفت و... در آن نسخه شفابخشي ارائه شده باشد؛ شايد تحقيقات محرمانهاي در اين زمينه انجام شده باشد، اما در ترافيك نظريههاي اقتصادي، قحطي نظريه «اقتصاد مقاومتي» به چشم ميخورد. در شرايطي كه انبوه الگوهاي اقتصادي از حل مسائل اقتصادي امروز ايران عاجز هستند، در شرايطي كه تحريمهاي گسترده غرب عليه كشورمان رو به گسترش است، رهبر معظم انقلاب در آستانه تابستان امسال الگوي الهامبخش اقتصاد مقاومتي را براي بار ديگر ارائه كردند كه تبيين آن ميتواند انقلاب عظيمي را در عرصه اقتصاد ايران ايجاد كند.
با توجه به تأكيد مقام معظم رهبري بر لزوم در اولويت قرار دادن الگوها و اصول اقتصاد مقاومتي در ساختار اقتصادي و صنعتي كشور، بديهي است كه در همه حوزههاي مديريتي و اجرايي بايد مكانيزمهاي اين الگوي اقتصادي تبيين و محقق شود. اقتصاد مقاومتي، يك اقتصاد مردمي به شمار ميرود كه بخش خصوصي بازيگر اصلي آن معرفي شده است. بر همين اساس است كه رهبر معظم انقلاب در تشريح و تبيين ابعاد مختلف اقتصاد مقاومتي خطاب به مسئولان يادآوري كردند: «بخش خصوصى را بايد كمك كرد. اينكه ما «اقتصاد مقاومتى» را مطرح كرديم، خب، خود اقتصاد مقاومتى شرايطى دارد، اركانى دارد؛ يكى از بخشهايش همين تكيه به مردم است؛ همين سياستهاى اصل ۴۴ با تأكيد و اهتمام و دقت و وسواسِ هر چه بيشتر بايد دنبال شود؛ اين جزو كارهاى اساسى شماست...»
طبيعي است زماني كه مردم در اقتصاد كشور مشاركت داده شوند، از بروز بسياري از مفسدههاي اقتصادي، رانتخواريها و ويژهخواريها جلوگيري ميشود. يكي از اركان اصلي در تحقق اقتصاد مقاومتي، حمايت از توليد ملى است؛ براي حمايت از توليد ملي به يك نهضت عظيم ملي نياز است، همانطور كه اراده ملي براي حمايت از كيان كشور در تحريم تنباكو و بستن شير نفت به روي استعمارگران متجلي شد و همان عزم ملي سرانجام پيروزي انقلاب اسلامي را رقم زد، به همان عزم ملي و نهضت مردمي براي خريد كالاي ايراني نياز است.
متأسفانه تاكنون ناهماهنگي و نبود همگرايي درباره تحقق شعار امسال به چشم ميخورد. به نظر ميرسد دستان نامرئي براي ضربه زدن به توليد داخلي، بازار را بيثبات ميكند و طبيعي است كه در يك بازار بيثبات اقتصادي، توليد نميتواند سر بلند كند. تبليغات سطح شهر در حمايت از محصولات خارجي به قدري پرهياهو و اغواكننده است كه هر ارادهاي براي خريد كالاي ايراني را به سودايي خام تبديل ميكند. مردم به كالاي ايراني بياعتماد شدهاند و اين بياعتمادي، جداي از توطئههاي خارجي، ثمره به كارگيري سياستهاي اقتصادي نادرست و سودجويي برخي آقازادهها و پدرخواندههاي مافيايي است.
با وجودي كه بسياري از كالاهاي مرغوب و با كيفيت ايراني در انواع و نيازهاي مختلفي توليد ميشود، اما فرهنگ غلط «مرغ همسايه غاز است، توليدكننده ايراني را ناچار كرده است تا حيثيت كالاي توليدي خود را با چسباندن مارك تقلبي روي آن، به حراج بگذارد تا بتواند مهر كالاي توليد خود را با برندهاي اغواكننده به به دل مشتريان ظاهربينش بيندازد.
در اين كارزار كه هجمههاي اقتصادي، كارايي نظام را نشانه رفتهاند، نقش دولت در آمادهسازي بسترهاي مورد نياز جرقه اين نسخه تحول اقتصاد است. تا زماني كه سيستم بانكي كشور نتواند براي توليدكنندگان السيهاي ريالي را گشايش كند، تا روزي كه وزارت صنعت، معدن و تجارت خط قرمزي بر كالاهاي بيكيفيت چيني نكشد، تا زماني كه خصوصيسازي جاي «خودمانيسازي» را نگيرد، نميتوان به آينده بهرهگيري از توليدات داخلي اميدوار بود.
رهبر انقلاب اسلامي به خوبي به موانع توليد ملي اشاره كردهاند و به فرصتها و تهديدهاي اقتصادي آگاه هستند و به دولتمردان اشارات جالبي داشتند. اميد است دولت با توجه ويژه به تذكرات رهبري، راه را براي بوميسازي كالاهاي مورد نياز هموار كند.