هادی محمدی؛کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با خبرنگار بین الملل "محدوده" با اشاره به حوادث چند روز اخیر لبنان ، گفت: آن چیزی که در گذشته اتفاق افتاده و موجب شد حسام حسن را مورد اقدام تروریستی قرار گیرد که این ترور از طرف نیروهای ملی، مستقل و انقلابی در لبنان هم محکوم شده به جهت زمانی و به جهت نوع واکنش هایی که بر آن شکل گرفته قابل تحلیل و تفسیر است.
وی ادامه داد: به جهت زمانی این اتفاق زمانی رخ می دهد که شرایط داخلی سوریه از نگاه پروژه جنگ سازی حامیان تروریست ها به یک نقطه بن بست رسیده و باید در آنجا یک آتش بس و یک توقف درگیری شکل بگیرد و درواقع می توانیم بگوییم پروژه براندازی نظامی آقای بشار اسد به شکست رسیده است.
این کارشناس روابط بین الملل افزود: از طرف دیگر این اتفاق زمانی می افتد که پهباد حزب الله مهم ترین رکن استراتژی رژیم صهیونیستی را هدف قرار می دهد و قدرت این رژیم در تأمین امنیت و یا مقابله با تهدیدات را با سؤال جدی مواجه می کند.
محمدی ،خاطرنشان کرد: از سوی دیگر این حادثه در زمانی بود که پروژه افشا شده و رسوای ترور رفیق حریری بعد از فراز و نشیب های فراوان کارکرد خود را از دست داده و برای منفعل کردن جریان مقاومت منطقه یعنی حزب الله و دولت سوریه نیازمند یک حادثه آفرینی جدید است.
وی تأکید کرد: به جهت نوع رفتار، رفتار سیاسی و رسانه ای و خبرسازی این حادثه بسیار شباهت دارد به نوع رفتارها و خبرسازی هایی که در پرونده رفیق حریری شکل گرفت. در آن زمان هم عده مشخصی که شامل رفیق حریری و مجموعه وابسته به مرتجعین و رژیم صهیونیستی یعنی دانیل بلمار به شکل هماهنگ سوریه و بشار اسد را متهم به ترور کردند و بنگاه های مشخص خبررسانی در منطقه و فرامنطقه مثل الجزیره، العربیه و در واقع بلندگوهای ارتجاع منطقه ای هم یکصدا دولت سوریه و بشار اسد را متهم می کردند.
کارشناس مسائل خاورمیانه، افزود: در پرونده رفیق حریری کاملا برای افکار عمومی و منطقه ای مشخص شد که این یک اقدام و اولویت صهیونیستی و یک راهبرد براندازی آمریکا برعلیه دولت سوریه بوده وفیلم پرواز پهباد رژیم صهیونیستی هم بر فراز مسیرهایی که رفیق حریری در بیروت و از بیروت تا جنوب صیدا را که در حرکت بود، به نمایش گذاشته و این پرونده در واقع یک پرونده نخ نما شد. علیرغم اینکه برخی مسئولین دولت لبنان مثل دستگاه امنیت داخلی، یا رجال سیاسی مثل حریری و سمیر جعجع تلاش کردند که از این مسئله بهره های خودشان را در چارچوب سناریوی آمریکایی-صهیونیستی ببرند، ولی ناکام ماندند.
کارشناس روابط بین الملل تصریح کرد: در این موقعیت یک اقدام خودزنی جدید برای تولید شرایط لازم برای مدیریت تحولات سیاسی و امنیتی هم در لبنان و هم در سوریه از سوی اینها احساس نیاز شده و با این خودزنی جدید تلاش می کنند پرونده های مرده را زنده کرده و از روش های سوخته و ناکارآمد مجددا بهره برداری کنند.
محمدی ادامه داد: اکنون شرایط داخلی لبنان در وضعیتی است که قانون انتخابات برای انتخابات شهرداری ها در حال رایزنی و گفتگو است، و آقای سعد حریری سعی می کند بیشترین رأی را بعد از ریزش شدید طرفدارانش در محیط داخلی به دست آورد واز مبنای قانون ۱۹۶۰ استفاده کند؛ در صورتی که گروه های دیگر تمایل آشکاری دارند که آن قانون باید به روزرسانی شود و از قانون نسبی در مناطق مختلف استفاده بشود.
وی افزود: آقای سمیر جعجع نیز در شرایط فوق العاده ای به سر می برد و از طرف کمیته حکمای مارونی که به رهبری کاردینال مارونی تشکیل می شود در شرایط انزوا و فشار شدیدی به سر می برد.
محمدی ابراز داشت: مجموعه این مؤلفه ها نشان می دهد که ابزارهای اسرائیلی برای تغییر اولویت و توجه منطقه از رژیم صهیونیستی به یک محیط ثانویه و مجموعه جدید، نیازمند خودزنی جدیدی هستند؛ با اینکه آقای حسام الحسن خدمات فراوانی را برای اجرای سناریوی آمریکایی-اسرائیلی در پروژه رفیق حریری عهده دار بوده و در اقدامات فراقانونی حتی جریان های سلفی افراطی که در اردوگاه نهرالثالث و یا در باند میلیشیایی آقای رفیق حریری همراه بودند به استخدام دستگاه امنیتی وپلیس لبنان درآورد و این مخالف رویه هایی است که در خصوص استخدام های جدید به کار گرفته می شود.
وی خاطر نشان کرد: امروز در طی ماه های گذشته آقای حسام الحسن مسئولیت علنی و آشکاری را در سازمان دهی جریان های سلفی در کشورهای مختلف که به شمال لبنان سرازیر شدند و انتقال آنها به داخل سوریه عهده دار بود، ولی آن چیزی که کاملا آشکار است این که طرف های ۱۴مارسی و حامیان اسرائیلی و غربی آنها به شدت نیازمند یک سوژه سازی برای دگرگون کردن تحولات و معادلات منطقه هستند و با خودزنی در کنارگذاشتن حسام الحسن تلاش می کنند که هم در عرصه انتخابات افکار عمومی را به سمت خود برده و آقای سعد حریری آرای بیشتری کسب کند؛ و هم آقای سمیر جعجع از بن بست کمیته حکمای مارونی خارج شود.
محمدی در پایان با تأکید بر اینکه آنها قصد دارند نقطه ثبات جدید سوریه، از طریق استراتژی هرج و مرج که طی یک دهه گذشته در منطقه جاری و ساری بوده مجددا با التهاب در مرزهای سوریه همراه شود، تصریح کرد: آنها می خواهند با این التهاب جدید پتانسیل جدیدی را وارد سوریه کند و از زمان توقف درگیری ها در سوریه بیشترین بهره حاصل شود؛ تا اینکه تعداد بیشتری جریان های تروریستی از مرزهای لبنان عبور کرده و به داخل سوریه بروند و درگیری و جنگ را با یک انرژی جدیدی در سوریه آغاز کنند.