
سازمان بهزيستي كشور به استناد اصل ۲۱ و ۲۹ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و همچنين اسناد بالادستي مانند قانون جامع رفاه اجتماعي و ماده ۲۶ قانون تامين بخشي از مقررات مالي دولت متولي ارائه خدمات به عموم كودكان اعم از مجهول الهويه، بيسرپرست، بدسرپرست، كودكان خياباني، كودكان كار، كودكان داراي نيازهاي ويژه، كودكان در معرض آسيب و آسيب ديده، خدمات پيشگيرانه در حوزه كودكان و مهدهاي كودك است. اين خدمات دامنه گسترده ارائه و صدور مجوز تأسيس و راهاندازي مهدهاي كودك، تدوين استانداردها و ضوابط مربوط به نظارت سازماني، ايجاد و مديريت مهدكودك در روستاها و مناطق آسيب ديده شهري، پرداخت بخشي از شهريه مهدكودك فرزندان خانوادههاي سه دهك پايين درآمدي، ارائه يك وعده غذاي گرم در تمام روستا مهدهاي كشور، آگاهسازي جامعه در راستاي شناسايي و توانمندسازي كودكان محروم، ارائه خدمات در مراكز روزانه آموزشي و توانبخشي به كودكان معلول حركتي، حسي و ذهني، ارائه خدمات آموزشي و توانبخشي به كودكان مبتلابه اختلالات ناقض رشد و اوتيسم، اجراي آموزش مهارتهاي زندگي براي كودكان و نوجوانان به ويژه در گروه سني ۳ تا ۶ سال، اجراي برنامههاي پيشگيري از اعتيادهاي اشتغال محور و پيشگيري از معلوليتها و غربالگري شنوايي را شامل ميشوند.
مقصد، خانه كودك بهزيستي ... انگار همه ميدانند او كجا ميرود. خانمي بيمقدمه ميگويد با اتوبوسهاي BRT سريعتر به ايستگاه قلعه مرغي ميرسيم. يعني او هم ايستگاه قلعهمرغي پياده ميشود، كافي است او را گم نكند. چشمانش آن زن را دنبال ميكند، اما او جاي ديگري را ميبيند. سفرش را به سرزمين تجربههاي ناشناختهاي همچون فرزندپذيري با اتوبوسهاي تندرو ادامه ميدهد...
از بين كودكان صفر تا شش سالي كه رشد يكپارچه آنها در قالب ابعاد پنجگانه زيستي و جسماني، عاطفي، ادراكي و شناختي، اجتماعي، اخلاقي، معنوي و ديني مسئوليت ذاتي دارد، گروهي كودكان فاقد سرپرست مؤثر و با صلاحيت هستند كه خود به دو بخش كودكان بيسرپرست و بد سرپرست تقسيم ميشوند. در تعريف كودك بدسرپرست آمده است: كودكي كه صلاحيت والدين، سرپرست و ولي قهرياش در مدت زمان مشخصي و بر اساس رأي صادره از مقام قضائي از دست رفته است. به استناد قانون حمايت از كودكان بيسرپرست مصوب ۲۹ اسفند ۱۳۵۳، به استناد اصل ۲۱ و ۲۹ قانون اساسي، به استناد قانون حمايت از زنان و كودكان بيسرپرست مصوب ۱۳۷۲ و بند ۳ ماده ۴ آئين نامه اجرايي اين قانون مصوب سال ۱۳۷۳ و بر اساس رأي صادره از مراجع قضائي چند گروه از كودكان وارد طيف خدمت گيرندگي از سازمان بهزيستي ميشوند. يكي كودكاني كه پدر، مادر يا جد پدري آنها يا در قيد حيات نيست يا تمام تلاش كارشناسان سازمان بهزيستي منجر به شناسايي آنها نشده است. دوم كودكاني كه پدر يا مادر يا جد پدري آنها يا هر سه آنها در زندان هستند. يا پدر و مادر آنها از هم جدا شدهاند و ولي قهري آنها شرايط نگهداري فرزند را ندارد. سوم كودكاني كه پدر، مادر يا جد پدري آنها به استناد ماده ۱۱۷۲ و ۱۱۷۳ قانون مدني خانواده كه شروط صلاحيت در آنها درج شده صلاحيت نگهداري آنها را از دست دادهاند. يا كودكاني كه پدر، مادر يا جد پدري آنها اعتياد به يكي از مواد مضر، مخدر يا اعتياد آور دارد، به شكلي كه بهداشت جسماني و رواني كودك در آن خانواده به خطر ميافتد. يا پدر، مادر يا جد پدري آنها به بيماريهاي صعب العلاج يا بيماريهايي مبتلا هستند كه سلامت فرزند را به خطر مياندازد، در اين موارد كودكان با رأي صادره از دادگاه ذي صلاح به بهزيستي سپرده ميشوند.
... از اتوبوس كه پياده ميشود هنوز تا خانه كودك بهزيستي راه نسبتاً طولاني باقي است. تاكسي را براي مسير مستقيم انتخاب ميكند. تمام راه را به تصويرپردازي از جايي كه قرار است برود ميپردازد. تصوير ذهنياش زياد زيبا نيست. چند بار آن را پاك ميكند و دوباره ميكشد تا در بهترين حالت شبيه تصويري شود كه از اين خانهها در تلويزيون ديده است. يك سالن بزرگ با كلي بچه كوچك كه با لباسهاي رنگارنگ هر كدام با اسباببازي مشغول است و پرستاري كه با لباس فرمي به رنگ صورتي يا سبز روشن محبتش را به يك اندازه بين همه تقسيم ميكند. همه با هم گريه ميكنند و همه با هم ميخندند. مگر مفهوم خانواده غير از اين است؟...
۲۲ هزار و ۵۰۰ كودك در خانههاي كودك بهزيستي زندگي ميكنند. اين آمار پنج سال است كه تكان نخورده است. حميدرضا الوند، مدير كل دفتر امور كودكان و نوجوانان بهزيستي علت اين امر را اينگونه توضيح ميدهد: سيستم پذيرش و ترخيص در مراكز نگهداري كودك نظاممند است. به طوري كه شرايط خدمات دهي در راستاي توانمندسازي به شكلي طراحي ميشوند كه تعداد بچههايي كه پذيرش ميشوند با تعداد بچههايي كه ترخيص ميشوند برابر است. ما هر ساله ۱۸۵۰ بچه پذيرش و ۱۸۰۰ تا ۲۰۰۰ هزار نفر را به شكلهاي مختلف ترخيص ميكنيم. وي ميافزايد: از ميان كودكان تحت سرپرستي بهزيستي۲۰درصد، يعني بالاترين آمار، مربوط به كودكاني است كه بر اساس مواد قانوني خانوادههايشان صلاحيت نگهداري آنها را بر اساس مواد قانوني ندارند.
اين ۹هزار كودك
به گفته الوند، بيش از ۹ هزار نفر از اين كودكان نيز در ۴۹۱ خانه كودك ساماندهي شدهاند كه از اين ۴۹۱ مركز، بيش از ۷۶ درصد بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسي غيردولتي و به صورت هيئت امنايي و بر اساس ضوابط و سياستهاي ابلاغي سازمان بهزيستي اداره ميشوند. در شيرخوارگاهها كودكان بين سنين صفر تا سه سال و در خانههاي نوباوگان كودكان بين سنين سه تا شش ساله نگهداري ميشوند.
...هنوز به مركز نرسيده كه سؤالات زيادي ذهنش را درگير كرده است. چرا بهزيستي سرپرستي تمام فرزندان تحت پوشش خود را به خانوادههاي متقاضي و خير نميدهد. مگر چه اشكالي دارد كه يك فرزند به فرزندانشان اضافه شود. ۲۲ هزار و ۵۰۰ خانواده خير در كشورمان نيستند؟ آيا آمار ناباروري در كشورمان آنقدر نيست كه اين كودكان بتوانند جاي خالي فرزند را براي زوج نابارور پر كنند؟ چرا بهزيستي در اعطاي سرپرستي فرزندان تحت پوشش خود به خانوادهها تا اين حد سختگيري ميكند؟ كاش روزي تمام اين كودكان معصوم در خانوادهاي جاي خود را بيابند. . . .
به گفته مديركل امور كودكان و نوجوانان بهزيستي ۸۷ درصد فرزندان تحت سرپرستي بهزيستي، فرزندان فاقد سرپرستي مؤثر و باصلاحيت هستند. يعني پدر و مادر و جد پدري دارند اما صلاحيت نگهداري آنها را ندارند و تنها ۱۳ درصد از ۹ هزار و ۵۰۰ كودك باقي مانده در مراكز نگهداري، فاقد پدر، مادر و جد پدري هستند؛ يعني شرايط فرزندخواندگي را دارند اما مردم فكر ميكنند تمام بچهها امكان فرزندخوانده شدن را دارند و بهزيستي سنگ اندازي ميكند. اين رقم نزديك يكهزار و ۱۰۰ نفر ميشود كه ما سالانه سرپرستي بين ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ كودك را به خانوادههاي واجد شرايط ميسپاريم. مابقي اين كودكان شرايط امين موقت را دارند. وي در تعريف امين موقت ميگويد: سرپرستي امين موقت فرآيندي است كه در آن سرپرستي كودك واجد شرايط بدون تغيير هويت خانوادگي براي يك مدت مشخص به استناد راي صادره از مراجع قانوني و نظر مشورتي سازمان بهزيستي به خانواده متقاضي واگذار ميشود. الوند در توجيه وابستگي و گسستگي عاطفي كه در اين روش ايجاد ميشود، ادامه ميدهد: درست است كه بين كودك و خانواده امين موقت وابستگي عاطفي اتفاق ميافتد و اين وصل و فصلها زياد براي روحيه كودك خوب نيست اما معتقديم حضور يك كودك در يك خانواده هر چند براي يك روز بهتر از اين است كه ۱۰۰ روز در مركز و موسسه باشد.
...انگار مسير مستقيم يعني مسير منتهي به مقصد. راننده تاكسي بدون اينكه مقصد را پرسيده باشد، جلوي خانه كودك شهيد تركماني ميايستد و او پياده ميشود. براي نگهبان مركز توضيح نصفه نيمهاي ميدهد تا اجازه ورود بدهد و بعد سراغ دفتر مدير را ميگيرد. در اتاق مدير، خانمي بعد از اطلاع از نيت او، به اتاق مددكاري راهنمايياش ميكند. مددكار سرگرم كاري است. سعي ميكند لبخند بزند اما لبخندش زير مشغله كاري محو ميشود. از اينكه او ميخواهد حمايت از يك دختر و يك پسر را بر عهده بگيرد استقبال ميكند. انتخاب كودكان را به عهده مددكار ميگذارد و مددكار از بين دختران، غزل سه ساله را پيشنهاد ميكند كه با بيماري مزمن كليوي دست به گريبان است، شرايط فرزندخواندگي ندارد و مركز براي تامين مخارج درمان او به كمك نياز دارد. اولين فرزند مشخص شد. غزل سه ساله. دختركي كه به شهادت عكسي سه در چهار، موهايش را با گل سر كوچكي بسته و صورت معصوم و لاغرش به الهامي الهي كه از چشم بزرگ ترها دور است، ميخندد. . .
فعلاً با قانون سال ۵۳ ! مدير كل امور كودكان و نوجوانان بهزيستي ادامه ميدهد: فعلاً قانون ملاك عمل براي فرزندخواندگي قانون مصوب اسفند ۵۳ است. اين قانون در ۲۸ مهر سال ۸۸ بازنگري شد، اما از طرف شوراي نگهبان ايراداتي به آن وارد شد. اول اينكه بر اساس مباني فقهي ما، هر كودكي كه در بلاد اسلامي متولد ميشود، تحت قيوميت ولي فقيه است. بنابراين اصلاح اين قانون منوط به اذن ولي فقيه بود. حدود دوماه پيش اذن مقام معظم رهبري در صحن علني مجلس قرائت شد و مشكلي كه بر روح اين قانون حاكم بود مرتفع شد. براي مرتفع كردن ساير ايرادات نيز كميتهاي از سوي كميسيون اجتماعي مجلس تشكيل شد كه از ۳۷ ماده اين قانون تاكنون ۱۰ ماده آن را مورد بررسي مجدد قرار داده است. الوند به اين نكته اشاره ميكند كه برخي از سخت بودن شرايط فرزندخواندگي گلايه دارند و ادامه ميدهد: بر اساس نص صريح قانون، بهزيستي متولي استيفاي حقوق اين كودكان است، نه متولي استيفاي حقوق متقاضيان فرزندخواندگي. چون ميخواهد آينده يك كودك را تعيين تكليف كند و كودك را براي هميشه به يك خانواده خوب و مطلوب بسپارد. حداكثر زماني كه براي طي فرآيند فرزندپذيري صورت ميگيرد بين دو تا شش ماه است. بخشي از اين فرآيند در دستگاه قضائي است كه معمولاً تا سه ماه طول ميكشد و سه ماه هم پيگيريهاي مددكاري و مشاورههاي متقاضي فرزندپذيري طول ميكشد. وي ميافزايد: اين مشاورهها مشخص ميكنند كه پايداري زندگي زوج متقاضي فرزندپذيري چقدر است؟ انگيزه آنها از گرفتن بچه چيست؟ پايگاه اجتماعي آنها در چه جايگاهي است؟ چند سال از زندگي مشترك آنها ميگذرد؟ روابط بين زوجين و بين اعضاي همبسته خانوادهشان ملاك عمل قرار ميگيرد تا مشخص شود كه آيا بچهاي كه وارد اين خانواده ميشود شرايط بهتري پيدا خواهد كرد يا خير؟ مواردي مشاهده شده كه يكي از زوجين به اجبار همسرش براي پذيرش سرپرستي يك كودك اقدام كرده است. مثلاً خانم بچه دار نشده به اجبار شوهرش آمده يا بالعكس و براي حل مشكل زناشويي شان اقدام به پذيرش تكليف تربيت يك كودك ميكنند. غافل از اينكه پذيرش سرپرستي يك كودك نه تنها مشكلي را حل نخواهد كرد، بلكه وظيفه و مسئوليت جديدي است كه به مسئوليتهاي زندگي مشترك اضافه خواهد شد.
قانون فرزندپذيري . . . . فرزند دوم بنا به خواست او بايد پسر باشد. اين پسر عرشيا است كه با چشماني درشت از قاب عكسش سرنوشت را نظاره ميكند كه چطور به جاي والدين در بندش كسي يا كساني حمايتش ميكنند تا دنيا آنقدرها هم رنگ سياهي به خود نگيرد. عرشياي ۷ ماهه فرزند دوم اوست. پسري با چشماني درشت و گرد كه بخش بزرگي از صورتش را به خود اختصاص دادهاند و موهايي كه طره هايش پيشاني كودك را پوشانده است. عرشيا از همين الان جاي خود را يافته است. عمق قلب او جاي اين كودك است....
شرايط مندرج در قانون براي فرزندپذيري عبارتند از:
بايد حداقل ۵ سال از زندگي مشترك زوجين گذشته باشد. حداقل سن يكي از زوجين بايد ۳۰ سال باشد. حداكثر سن نيز در كميتههاي فرزندخواندگي تعيين ميشود. هيچ كدام نبايد سوءسابقه داشته باشند. بايد تمكن مالي براي گرداندن يك زندگي متعارف را داشته باشند.
الوند اين بند را اينگونه توضيح ميدهد: خانواده متقاضي بايد براي تامين آتيه كودك يكي از كارهاي زير را انجام دهد. يا يك سوم اموالشان را بايد به نام كودك كنند. يا اينكه هر نوع اقدام آتيهسازي كه منجر به تامين مثبت آينده اين كودك باشد انجام دهند از جمله افتتاح حساب پس انداز بلند مدت يا خودشان را به نفع كودك بيمه عمر كنند. در هر صورت آتيه كودك ملاك عمل ماست. در مصاديق قوانين فعلي كشور ما در حوزه سرپرستي كودكان كه ملاكش قانون شرع است، فرزندخوانده از والدين خود ارث نميبرد. از طرفي آموزش، تحصيل و امكانات اوقات فراغت كودك هزينه دارد. موردي داشتيم كه زن و شوهري پزشك بودند و سرپرستي بچهاي را به عهده گرفتند بعد از ۱۲ سال تصادف و فوت كردند و بچه در سن ۱۲ سالگي علاوه بر اينكه يتيم مضاعف شده و از درون خانواده دوباره برگشته به سيستم نگهداري موسسه شبانهروزي سازمان بهزيستي، از دارايي والدينش هيچ ارثي هم نبرده است. اگر زوجين آمادگي پدر و مادر شدن را داشته باشند همانطور كه يك پدر و مادر بيولوژيك همه دارايياش را براي سعادت فرزندش هزينه ميكند آنها هم با تمليك بخشي از دارايي شان مشكلي نخواهند داشت.
... يكي از دوستان او مجرد است و امكان پذيرش فرزند را دارد. كاش ميتوانست به كمك دوستش بخش بيشتري از شرايط رشد و بالندگي غزلها و عرشياها را در محيطي خانوادگي فراهم كند. دوست دارد اين بچهها زير نظر خودش بزرگ شوند. راستي آيا پولي را كه به موسسه ميدهد براي اين كودكان هزينه ميشوند؟ گفتههاي مددكار تاحدي آرامش ميكند اما او ميخواهد مطمئن شود. كاش ميشد بچه هايش را ببرد گردش، پارك، هرچه ميخواستند را خودش براي آنها تهيه ميكرد. دوست دارد خودش غزلش را دكتر ببرد. اصلاً دوست دارد براي يك بار هم كه شده آنها را ببيند. نميشود. اما چرا؟ و اين سؤال تمام طول مسير بازگشت با اوست...
در قانون جديد كه در دست اصلاح است. متقاضيان داراي شرايط سرپرستي به ترتيب اولويت عبارتند از:
اول) زوجيني كه ۵ سال از زندگي مشترك آنها گذشته و صاحب اولاد نشدهاند و پزشك متخصص زنان و نازايي يا پزشكي قانوني بچه دار نشدن آنها را تائيد كند.
دوم) زوجيني كه يك فرزند دارند و ديگر بچه دار نخواهند شد. اين اولويت به دلايلي دو طرفه در نظر گرفته شده است. از طرفي نكته مهم ورود بچههاي بهزيستي به درون خانواده و زندگي در محيط امن خانواده است. دوم براي تكميل نظام خويشاوندي است.
امروزه بالا رفتن سن ازدواج دوره باروري را به ويژه براي خانمها كمتر ميكند. همچنين ارتقاي سطح پايگاه اجتماعي و اقتصادي خانمها باعث شده كه خانمها به سرعت بعد از ازدواج تصميم به بارداري نميگيرند. علاوه بر اين ارتقاي سطح آگاهي آنها از زندگي مشترك ميشود تصميمگيري در مورد باروري با تأخير صورت بگيرد و اين نظام خويشاوندي را دچار اختلال ميكند. پيوست قانون جديد با لحاظ نمودن منافع عالي خانواده اولويت دوم را تعيين كرده است.
سوم) زوجيني كه بيش از يك فرزند دارند اما متقاضي سرپرستي موقت بچههاي بهزيستي هستند نيز واجد شرايط اين قانونند.
چهارم) دختران مجردي كه از پايگاه اجتماعي و اقتصادي مناسبي برخوردارند و تمكن مالي دارند و به باورها و اعتقادات ديني ساري و جاري كشور متدينند و نظام ارزشي مناسبي در جامعه دارند. اگر سه اولويت متقاضي فرزند وجود نداشته باشد ترجيح ميدهيم بچهها به جاي ماندن در موسسه در خانوادهاي بزرگ شوند كه حداقل يكي از الگوهاي همانندساز وجود داشته باشد. به واجدين شرايط اين اولويت، به خاطر شرايط محرميت سرپرستي كودكان اناث يا دختر داده ميشود. شرايط سني براي سرپرست در اولويت چهارم در كميتههاي فرزندخواندگي مراكز استانها تعيين ميشود؛ اما حداقل ۳۰ سال و حداكثر آن به تأييد در اين كميتهها بستگي دارد. بايد سن سرپرست به حدي باشد كه توانايي سرپرستي، نگهداري و تربيت كودك را داشته باشد. شرايط سني كودكاني كه سرپرستي آنها از سوي بهزيستي به خانوادهها واگذار ميشود، در قانون قبلي صفر تا ۱۲ سال بود و در قانون اصلاح شده صفر تا ۱۶ سال است و اين شرط براي تمام موارد فرزندخواندگي اعم از فرزندخواندگي دائم و موقت و خانواده امين لحاظ ميشود. خيلي از بچهها جايگزين مناسبي براي موسسه پيدا ميكنند و اولويت واگذاري سرپرستي هم با اقوام و بستگان آنهاست.
الوند ميگويد: من به عنوان مدير كشوري اين بخش با بيش از ۱۲ سال سابقه براساس ميدانم كه يك خير بر اساس اعتقادات و باورهاي خود كمك ميكند و دنبال مقدمه و موخره كارش نيست. برخي خيرين پفك نمكي هم وارد مراكز ما ميشوند. براي ارضاي نيازهاي دروني و رواني خود اين كار را ميكنند نه براي رفع نيازهاي مادي و معنوي كودكان. بسياري از كودكان بهزيستي بيش از اينكه نيازهاي مالي داشته باشند نيازمند احساسات پاك و ماندگار هستند. در فرهنگ ما خانه حرمت دارد و مثل ويترين و پرده سينما نيست كه هر كس در هر لحظه نگاهي به درون آن بيندازد. اگر اينچنين باشد عواطف، احساسات و تعاملات بين بچهها دستخوش تغيير ميشود. كسي كه ميخواهد وارد خانه شود حتي به نيت كمك بايد احترام اعضاي خانه را نگه دارد. اينها تمام چيزي است كه الوند در ادامه ميآورد و با اينها گفت و گويمان را پايان ميدهيم. شايد پاسخ بسياري از سؤالات درباره سرپرستي كودكان بيسرپرست در اين گفت و گو آمده باشد شايد هم هنوز نكتهاي باقي است كه اصلاح قانون حمايت از كودكان و نوجوانان براي آنها هم پاسخي ارائه كند.