حال بايد ديد اگر اين انتخابات ۹ ماه ديرتر يا زودتر برگزار شود، واقعاً چه تفاوتي ميتواند داشته باشد؟ آنچه اين سؤال را بااهميت و حساس ميكند اين است كه هدف اعلامي از انحلال پارلمان و برگزاري انتخابات از نظر منطقي با هم سازگاري ندارد. زيرا علتي كه براي توجيه برگزاري انتخابات زودهنگام اعلام شده است، اختلافات داخلي درباره بودجه سال آينده است و اگر چه اختلافات در اين زمينه با توجه به عمق و گستره بحران اقتصادي و اجتماعي داخلي رژيم صهيونيستي جدي است، اما مسئله در اينجاست كه ماهيت اين مشكلات و چالشها به گونهاي نيست كه با جلو يا عقب انداختن انتخابات بتوان براي آن راه حل پيدا كرد، ضمن اينكه اينگونه مشكلات با برگزاري انتخابات زودهنگام نه تنها حل نميشود، بلكه برعكس بيشتر هم ميشود. بر اين اساس براي دريافت حقيقت بايد در پي دلايل متقن ديگري بود.
از اين منظر شايد بتوان گفت مهمترين موضوعي كه با برگزاري انتخابات زودهنگام رژيم صهيونيستي ارتباط پيدا ميكند، انتخابات رياست جمهوري امريكاست كه بناست در كمتر از يك ماه آينده برگزار شود. اگر انتخابات رژيم صهيونيستي جلو نميافتاد و در انتخابات امريكا نيز اوباما برنده ميشد، در اين صورت دولت و به خصوص شخص نتانياهو با دولت اوباما ( با توجه به روند چهار سال گذشته )دچار چالش ميشد و چه بسا دولت اوباما نيز اين امكان را پيدا ميكرد كه در انتخابات آتي اسرائيل از رقيب نتانياهو ( اولمرت يا باراك )حمايت ميكرد. از اين رو به نظر ميرسد نتانياهو در يك اقدام پيشدستانه با برگزاري انتخابات زودهنگام دستكم دو خطر را از خود دور كرده است. نخست خطر كاهش محبوبيت داخلي خود به خاطر تشديد وخامت اوضاع اقتصادي و دوم پيامدهاي ناشي از پيروزي احتمالي اوباما در انتخابات رياست جمهوري. در واقع اطمينان خاطر نتانياهو از پيروزي مجدد در انتخابات آتي وي را به برگزاري زودهنگام سوق داده است كه در اين صورت و به خصوص در صورت پيروزي ميت رامني در انتخابات رياست جمهوري امريكا نه تنها تغييري در سياستهاي اين رژيم قابل تصور نخواهد بود، بلكه چه بسا مانند دوره بوش پسر و شارون تشديد هم خواهد شد، اما در صورت پيروزي مجدد اوباما در انتخابات امريكا و شكست احتمالي نتانياهو در انتخابات رژيم صهيونيستي و روي كار آمدن افرادي چون اولمرت و باراك احتمال تغيير نسبي در رويكرد اين رژيم در قبال برخي موضوعات همچون روند شكستخورده سازش وجود خواهد داشت.