
۶۰ روز از شروع ليگ ميگذرد و ۷۶ روز از حضور مانوئل در پرسپوليس اما هنوز همه چيز مثل روز اول است و بدتر از سال قبل. هنوز حرف از عدم شناخت بازيكنان است و بسته شدن تيم به دست ديگري. هنوز نويد آينده داده ميشود و توقع صبر وجود دارد اما با اين وجود، هيچ چيز نه درست ميشود و نشاني از تلاش براي درست شدن دارد.
اوضاع پرسپوليس بعد از گذشت ۱۲ هفته از ليگ، خوب نيست و هواداران اين تيم مغموم و افسرده اما با اين وجود، در حالي كه انتظار ميرود تلاشها در راستاي قطع روند ناكامي اين تيم باشد و رسيدن به نتايج و رتبههاي بهتر، تمام تلاشها در راستاي مسائل فرعي است و حاشيهاي.
اخبار هر روزهاي كه از باشگاه و تيم پرسپوليس منتشر ميشود، تنها در خصوص برگزاري جشنهاي تولد بازيكنان است و كيك بازيهاي تكراري سر تمرين يا ديدار با فلان تيم از فلان شهر يا اقداماتي كه هيچ كدام ضرورتي براي انجام ندارند.
رويانيان همه جا هست. از رختكن تيم هنرمندان گرفته تا تمرين تيم ملي و. . . اما آنجا كه بايد باشد نيست. اگر هم باشد، براي گله و شكايت است.
پرسپوليس نتيجه نميگيرد و باخت پشت باخت است كه در كارنامه تيم ثبت ميشود. اما سرمربي تيم مصون است از هرگونه توبيخ و تنبيهي و كسي نيست تا كوچكترين حرفي به او بزند يا ايرادي بگيرد. اما كاركنان باشگاه به صف شده و توبيخ كتبي ميشوند؛ چراكه رويانيان مدعي است اين تيمي نيست كه او توقع آن را داشته و كادر باشگاه بايد تلاش بيشتري كنند. حال اينكه كادر دفتري يا حتي اجرايي باشگاه بايد چه كنند كه در روند نتيجهگيري پرسپوليس تأثير داشته باشد، سؤال بيجوابي است كه شايد رويانيان جواب آن را ميداند كه آنها را به صف و توبيخ ميكند.
تركيب تيم در هر بازي عوض ميشود. بازيكناني كه در تمرين بهترين هستند كنار گذاشته ميشوند و هر بازيكني كه بيشترين اشتباه را در بازيهاي ليگ دارد و كمترين تحرك را در طول تمرينات هفتگي، ميشود بازيكن ميدان و صداي هوادار هم كه در ميآيد، رويانيان با قيافهاي حق به جانب برابر هوادار ميايستد كه چه ميخواهيد از اين شعارها و چه منظوري داريد و اگر فكر ميكنيد بهتر از من هستيد بياييد و جاي من بنشينيد!
كسي اجازه اعتراض ندارد؛ چرا كه تصميم گيرنده اصلي رويانيان است و حالا هم پيرمرد پرتغالي كه تيم را در قعر جدول ماندگار كرده است. در عوض، مديرعامل مدام به فكر بنر زدن و فرستادن كيك تولد به تمرين و اردوها و. . . است. پرسپوليس در ناكامي دست و پنجه نرم ميكند و هنوز نتوانسته خودي نشان دهد و هواداران به غايت شاكي هستند از اين شرايط، آن وقت تيم گلبال پرسپوليس تشكيل ميشود. فلان قهرمان به عضويت باشگاه در ميآيد بدون آنكه اطلاعي از قوانين داشته باشند و بتوانند از او در ليگ استفاده كنند. رويانيان حسابي دور خودش را با مسائل حاشيهاي و فرعي شلوغ كرده است و هيچ حواسش به اصل ماجرا و شرايط تيمش نيست. تيمي كه قرار بود جبران كند ناكاميهاي گذشته را و در ليگ جديد، باز هم همان پرسپوليس مدعي باشد. اما امروز، دست به دعاست كه مبادا در پايان فصل، جزو كانديداهاي سقوط باشد و در اين شرايط، رويانيان مدام به دنبال فرعيات است و مسائلي غير ضروري كه هيچ كمكي به تغيير شرايط سرخپوشان نميكند!
رويانيان تلاش ميكند. اما در كدام راستا؟ تنها خودش ميداند و بسچراكه بعد از گذشت ۱۲ هفته از ليگ، هيچ كدام از تلاشها نتيجه مثبتي نداشته و معلوم نيست او حواسش هست كه چه ميكند يا نه!