با وجود اين، هم ارتش و هم مقامات اسرائيلي بيشتر به ابهامگويي پيرامون اين قضيه پرداختند و با وجود اينكه به حزبالله و ايران اشاره ميكردند اما بيش از همين اشارات كوتاه چيز ديگري نميگفتند و به ابهامگويي خود پيرامون موضوع قناعت ميكردند. دليل اين ابهامگويي روشن است زيرا اگر آنها نقش حزب الله را در فرستادن پهپاد پررنگ ميكردند، آنگاه هم به توان پيشرفته نظامي- اطلاعاتي حزبالله و وقوع تحول بنيادين در عرصه نبرد با حزبالله اعتراف كرده بودند و هم آن كه بايد پاسخي به افكار عمومي خود در قبال اين توان و تحول ناشي از آن ميدادند. رسانههاي غربي هم به همين دلايل و هم شايد به دليل سايه انداختن اين موضوع بر تبليغات آنها در مورد بحران سوريه بود كه ترجيح دادند در مورد ورود پهپاد به اسرائيل سكوت كنند.
به هر حال، سيد حسن نصرالله با اعلام اينكه پهپاد مورد نظر توسط حزب الله و نيروي مقاومت مونتاژ و به پرواز آمده، تحولي را در عرصه مقاومت بيان كرد كه تاكنون بيسابقه بوده و ميتواند نه تنها بر جبهه مقاومت بلكه بر كل منطقه تأثير بگذارد.
اولين مسئله در همين تحول در جبهه مقاومت عليه اسرائيل است كه پرواز اين پهپاد بر فراز اسرائيل عرصه جديد و متفاوتي را به وجود آورده است. در اينجا لازم به ذكر است كه حزب الله در سالهاي قبل نيز هواپيماهاي بيسرنشين به سوي اسرائيل به پرواز درآورده بود. مقاومت لبنان در سال ۲۰۰۴ هواپيماي بدون سرنشيني را به سوي اسرائيل به پرواز درآورد كه ارتش اسرائيل نتوانست آن را شناسايي كند و در سال ۲۰۰۶، مقاومت از هواپيماهاي بيسرنشين مرصاد در جنگ خود با اسرائيل استفاده كرد. آنچه كه در اين مورد اخير ديده شد تفاوتهاي چشمگير تكنولوژيكي- نظامي است كه باعث شده اين مورد با موارد قابل قياس نباشد.
هواپيماهاي بيسرنشين در آن موارد حيطه پروازي بسيار محدودي داشتند جداي از اينكه مدت پرواز آنها و نوع عملياتشان در حدي نبود كه بتوان گفت امينت اسرائيل را از هوا به صورت جدي تهديد كردند اما اين پهپاد به صورتي عمل كرد كه هم نشان داد از قابليت قابل توجه براي پرواز برد وسيع برخوردار است و هم آن كه با پرواز صد كيلومتري در عمق اسرائيل ميتواند به صورت جدي امنيت هوايي اسرائيل را تهديد كند. به همين دليل است كه روزنامه هاآرتص در همان روزهاي اوليه بعد از سرنگوني پهپاد بر پرواز نيم ساعتي آن بر فراز اسرائيل و پيمودن مسير يك صد كيلومتري تأكيد كرد و اين امر را يك غافلگيري براي نيروي هوايي اسرائيل برشمرد. روزنامه انگليسي ديليتلگراف نيز با نقل سخناني از سيد حسن نصرالله ارزيابي خود را به اين صورت نوشت: «حزب الله اكنون اين مانور پهپادي و شكست اسرائيل در مهار آن قبل از نفوذ به عمق مرزهايش را جشن گرفته است». در اين صورت بايد گفت كه امتياز امنيت هوايي براي اسرائيل با پهپادهاي مقاومت لبنان از بين رفته و اسرائيل نه تنها نميتواند مثل گذشته يكه تاز عرصه آسمان منطقه باشد بلكه بايد آسمان خود را در اختيار پهپادهاي مقاومت لبنان ببيند. موضوع از نظر داخل لبنان و حتي افكار عمومي جهان عرب اهميت ويژهاي دارد.
اين اهميت را ميتوان در سخنان عبدالرحيم مرادي، وزير دفاع سابق لبنان، يافت كه گفت: ما معتقديم كه اين اقدام حزبالله اقدامي خارقالعاده بود كه نتايج آن به نفع لبنان و اعراب بوده و پيام واضحي براي دشمن اسرائيلي و برخي گروهها در لبنان دارد. او به رؤياي اعراب در نفود به عمق اسرائيل اشاره ميكند كه به اعتقاد وي، هم اكنون توسط حزبالله و نيروهاي مقاومت به دست آمده است. اين نگرش نسبت به توان پهپاد حزب الله به صورتهاي مختلف در رسانههاي عربي از قبيل القدس العربي چاپ لندن، شبكه تلويزيوني فلسطيني اليوم، روزنامه اليوم السابع چاپ مصر منعكس شده كه حاكي از نگاه مثبت افكار عمومي عربي نسبت به اين قضيه است. در برابر اين تلقي در افكار عمومي جهان بايد به موضع منفي جبهه ۱۴ در لبنان اشاره كرد كه چندان از موفقيت چشمگير مقاومت خشنود نيست.
الجمهوريه، روزنامه وابسته به اين جبهه، سخنان يكي از سركردگان اين جريان بدون ذكر نام آن را نوشته كه پرواز پهپاد مقاومت بر فراز اسرائيل را نقض حريم هوايي اسرائيل دانسته است. جالب اينجا است كه ۱۴ مارس در قبال پروازهاي مكرر هواپيماهاي اسرائيل در ردههاي نظامي مختلف را محكوم نميكرد و نقض حريم هوايي كشور خود نميدانست اما در مورد پرواز اين پهپاد چنين قضاوتي ميكند. علاوه بر اين، عدم ذكر نام اين منبع از سوي الجمهوريه قابل توجه است زيرا سران ۱۴ مارس ميدانند موضع و نظر آنان چقدر عليه امنيت لبنان و در خدمت منافع اسرائيل است.
در هر صورت، پهپاد حزبالله بر فراز اسرائيل ثابت كرد كه مقاومت لبنان كل اسرائيل را زير نظر خود دارد و ميتواند هر نقطهاي از اسرائيل را مورد هدف خود قرار دهد و اين آرزوي ديرينه اعراب است كه به دست حزب الله و نيروهاي مقاومت آن به دست آمده است.