
۱۹ شهريور ماه گذشته وزارت امورخارجه كانادا در اقدامي غيرمتعارف و بدون ارائه دليلي موجه و قابل قبول به ديپلماتهاي ايراني ۵ روز فرصت داد خاك اين كشور را ترك كنند، كه اين اقدام جدا از ايران با واكنشهاي اعتراضآميز در كانادا نيز روبهرو شد و جالب اينكه اگر در ايران اين واكنشها به چند روز اول محدود بوده اما اين واكنشهاي اعتراضآميز كماكان در كانادا ادامه دارد و محافل مطبوعاتي و رسانهاي اين كشور به انحاي مختلف كوشيدهاند تصميم دولت متبوعشان را زير سؤال ببرند.
نگاه اعتراضآميز كاناداييها به اقدام دولت اوتاوا اگر اين فرض غربيها را بپذيريم كه رسانهها در اين كشورها منعكسكننده ديدگاه افكار عمومي هستند در اين صورت با توجه به گستره درج مطالب اعتراضآميز در مطبوعات و پايگاههاي اينترنتي اين كشور ميتوان به اين نتيجه رسيد كه تصميم دولت اوتاوا در تعليق روابط سياسي خود با ايران نه تنها از قاطبه افكار عمومي ايران بلكه حتي از سوي كساني كه به نحوي در پي آگاهي از تحولات داخلي ايران هستند نيز برخوردار نشده است. در آخرين مورد از واكنشهاي صورت گرفته در اين زمينه پايگاه اينترنتي اوتاوا سيتيزن در مقالهاي به قلم رونالد كرلينستن ابعاد جديدي از عوامل پشت پرده تصميم شتابزده دولتهارپر در قطع روابط با ايران را افشا كرد و از آن به عنوان اقدامي با انگيزههاي داخلي ياد كرد. در اين مقاله آمده است: «قانون عدالت براي قربانيان تروريسم در ماه مارس امسال پس از سالها تلاش گروههايي مانند گروه ائتلاف مخالف تروريسم و افرادي مانند ايوين كاتلر، وزير دادگستري سابق كانادا اجرايي شد. دولت كانادا پس از تصويب اين قانون شش ماه فرصت داشت كه فهرست خود را از كشورهاي حامي تروريسم تهيه كند و از آنجايي كه اين قانون در ماه مارس تصويب شد، ماه سپتامبر فرصت آن به پايان ميرسيد و ظاهراً به همين علت در اين زمان دولت كانادا مجبور شد نام تهران را در اين فهرست قرار دهد. اگر اين فرضيه درست باشد ميتوان گفت تصميم دولت كانادا داخلي بوده و جنبه بينالمللي نداشته است.
دلايلي كه استفانهارپر نخست وزير و جان برد وزير امور خارجه كانادا براي اين اقدام بيان داشتند ممكن است از علل اين تصميمگيري بوده باشد اما دليل اصلي آن نبوده است». نويسنده مطلب در ادامه با ابراز تعجب از رويكرد دولت كانادا تصريح كرد: «ديپلماتهاي سابق كانادا به شدت در مورد درستي اين اقدام ابراز ترديد كردند و گفتند براي نفوذ در سياست ايران، بايد روابط را حتي در كمترين حد حفظ كرد.
جان ماندي، سفير پيشين كانادا در ايران نيز در مقالهاي كه در نشريه كانادايي گلوباند ميل به چاپ رساند اقدام شتابزده دولتهارپر را به باد انتقاد گرفت و از پارلمان و احزاب اين كشور خواست با پيگيري موضوع به مردم پاسخ دهند كه دولت كانادا به كجا ميرود! ماندي كه هماكنون در مركز مطالعات سياسي بينالمللي دانشگاه اوتاوا مشغول فعاليت است، در اين مطلب تصريح كرد: «ما كاناداييها و شما ايرانيها داراي فرهنگهاي متفاوتي هستيم، با ديدگاههاي متفاوت در مورد مسائل مختلف؛ اما ميخواهيم به شما اطمينان دهيم كه اكثريت قريب به اتفاق مردم كانادا، هيچ
سوء نيتي به ايرانيان ندارند. از قديم الايام مناقشات بين كانادا و ملل ديگر با مذاكره و توافق حل و فصل شده است. ما اندوهگين هستيم از اينكه رفتار نخستوزير كانادا، اين سنت را در مورد روابط ايران و كانادا ناممكن خواهد ساخت. بدانيد كه حمايت اندكي در بين مردم كانادا از رفتارهاي خصمانه نسبت به ايران وجود دارد و ما هيچ پشتيباني از عمل خشونتآميز عليه مردم شما توسط دولت كانادا يا هيچ كشور را بر نميتابيم.»
روزنامه «ونكوور سان» نيز ضمن انتقاد از تصميم دولت كانادا، هشدار داده كه اين اقدام ميتواند روابط اين كشور با روسيه را «پيچيده» كند. اين روزنامه با اشاره به روابط نزديك روسيه با ايران و همچنين سوريه، نوشته اقدام دولت كانادا ميتواند از اين لحاظ تبعاتي را براي اين كشور به همراه داشته باشد.
از سوي ديگر برخي ديگر از روزنامههاي كانادايي عملكرد دولت كانادا را از اين لحاظ نيز مورد انتقاد قرار دادند كه اين تصميم مشكلاتي را براي ۴۰۰ هزار تبعه ايراني مقيم اين كشور ايجاد ميكند و از اين لحاظ دولتهارپر براي تأمين مقاصد صهيونيستها مرتكب مشكل اخلاقي و انساني نيز شده است. در اين خصوص سايت خبري «كانادا» ضمن اشاره به موضوع تعطيلي سفارت نوشت: «اين اقدام موجب بروز مشكلاتي فراوان براي دانشجويان ايراني حاضر در كانادا ميشود؛ در حالي كه اين افراد هيچگونه نسبتي با سياست و تمايلي نيز براي درگير شدن در موضع گيريهاي سياسي دولت كانادا عليه ايران ندارند.»
اما شايد بتوان گفت انتقاد روزنامه «گلوباند ميل» از اقدام دولتش در قطع روابط با ايران، از بقيه تندتر است. تحليلگر اين روزنامه در مطلبي با بررسي اين اقدام، آن را به مثابه «شليك به پاي خود» ارزيابي كرده است. نويسنده اين مطلب اشاره ميكند كه بدون شك دلايل متعددي در سردي روابط ميان ايران و كانادا وجود داشت كه ميتوانست بر روابط ديپلماتيك دو كشور تأثير بگذارد؛ اما دلايلي كه «جان برد»، وزير امور خارجه اين كشور به آن اشاره كرده، در برگيرنده هيچ يك از اين دلايل نيست. در حقيقت، آنچه از اظهارات برد بر ميآيد اين است كه كانادا روابطش را با ايران قطع كرده، صرفاً چون از اين كشور خوشش نميآيد!
از سوي ديگرگروهي از مردم كانادا با امضاي طوماري اينترنتي از مردم ايران به خاطر اقدام خودسرانه دولت كانادا در تعطيلي سفارت كشورشان در ايران عذرخواهي كردند. در متن اين طومار آمده است: «ما مردم كانادا ميخواهيم مراتب عذرخواهي خود را به خاطر اعمال دولت كانادا در اخراج ديپلماتهاي ايراني به شما ابراز داريم. ما هميشه هم با اعمال و رفتار دولت متبوع خود همراه و موافق نيستيم. بنا به سنتي قديمي انتخاباتي، دولت فعلي ما با رأي تنها ۴۰ درصد از مردم كانادا انتخاب شده است و هرگز حمايت اكثريت كاناداييها را نداشته است.»
نتيجهگيري به اين ترتيب، همانگونه كه از ابتدا حدسزده ميشد، تصميم دولت كانادا بدون هيچگونه پشتوانه تحليلي و دقيق و تنها بر اساس منافع موقتي و تحت تأثير لابيهاي اسرائيلي انجام گرفته و به هيچ عنوان منافع ملي، اتباع يا حداقل ساكنين كانادا در آن لحاظ نشده است. تجليلهاي كمسابقه مقامات رژيمصهيونيستي و جامعه يهوديان امريكا ميتواند به خوبي نشان دهنده انگيزه اصلي دولت كانادا از اين اقدام خود باشد. بنيامين نتانياهو با صدور بيانيهاي اعلام كرد:«به استفانهارپر نخست وزير كانادا به دليل اين تصميم شجاعانه تبريك ميگويم. اين اقدام پيامهاي واضحي را به ايران و تمام جهان ارسال ميكند». همچنين رفتار كانادا در مورد قطع روابط با ايران را نبايد فارغ از رويكرد كلي جهان غرب در قبال ايران دانست. كانادا در راستايي گام بر ميدارد كه امريكا و بريتانيا حركت ميكنند.