
مقاومت فلسطين همواره چالشي براي رژيم صهيونيستي و غرب بوده است لذا تمام سناريوهاي خود را به مقابله با جريان مقاومت استوار كرده است.
اين سياست به رغم تمام چالشهاي ايجاد شده در منطقه همچنان ادامه داشته و هر روز ابعاد جديدتري به خود ميگيرد. از جمله اين رفتارها تلاش براي جداسازي حماس از جبهه مقاومت داخلي فلسطين و منطقه است.
سوق دادن حماس به سوي دوري از سوريه با اعطاي وعدههاي مالي و سياسي نظير ادعاهاي مطرح شده از سوي اردن، قطر، تركيه، مصر مبني بر پذيرش دفتر سياسي حماس، رويكرد قطر به اعطاي كمك ۴۵ ميليون دلاري به غزه، اقدامات تركيه براي محور قرار گرفتن در جرگه حمايت از فلسطين با گرايش به حماس كه نمود آن حضور خالدمشعل، رئيس دفتر سياسي حماس در نشست حزب حاكم عدالت و توسعه بوده، ترويج تفكر اخوانالمسلمين به جاي فرهنگ مقاومت براي جذب رهبران حماس از سوي محافل رسانهاي و سياسي منطقهاي و فرامنطقهاي، رويكرد مصر به غزه در حالي كه محور آن را گرايشهاي فكري اخوان المسلمين در حمايت از فلسطين تشكيل ميدهد و... از جمله اقدامات صورت گرفته براي جدايي حماس از مقاومت است. بررسي كارنامه فلسطين نشان ميدهد كه جبهه سازش شامل برخي از كشورهاي عربي عملا از هم فروپاشيده و توان بازيگري در منطقه را ندارد .در اين ميان دشمنان فلسطين براي مقابله با حماس و دور ساختن آن از مقاومت راهكارهايي را در پيش گرفتهاند نخست گرايشات اقتصادي و سياسي به حماس كه نمود آن رفتارهاي تركيه، امارات، قطر، مصر و اردن مبني بر پذيرش حضور دفاتر حماس در اين كشورها به شرط خروج از سوريه است.
دوم، رويكرد به ترويج تفكرات اخوان المسلمين است. آنها برآنند تا گرايشات اخوان المسلميني حماس را نسبت به گرايشات مقاومتي آن پررنگتر ساخته تا از آن به عنوان مؤلفهاي براي اعمال فشار بر حماس بهرهبرداري كنند.
طرحي كه از جانب دشمنان فلسطين اجرا ميشود در نهايت بر يك اصل خلاصه ميشود و آن خارج ساختن حماس از سوريه و استقرار آن در كشورهايي است كه ثبات چنداني در حمايت از مقاومت ندارند و هر لحظه احتمال خيانت آنها وجود دارد و نيز دور ساختن حماس از بدنه قدرتمند مقاومت؛ مقاومتي كه تمام توان خود را براي حمايت از فلسطين به كار گرفته است. غرب در نهايت تلاش دارد تا حماس را از مؤلفههاي دروني فلسطين (ساير گروهها مقاومت و حمايت مردمي) محروم ساخته تا زمان تنهايي حماس، آنها را به روند سازش سوق داده يا آنكه آن را از صحنه محو سازد. اصلي كه در سالهاي گذشته در قبال فتح صورت گرفته است. با توجه به اين گرايشات ميتوان گفت وعدههاي ارائه شده به حماس در ازاي دوري از سوريه و كاهش روابط با مقاومت حربهاي براي نابودسازي حماس است. درحالي كه خودداري حماس از پذيرش اين وعدهها ضمن شكست حربه دشمن ميتواند دستاوردهاي بسيار براي حماس به همراه داشته باشد به ويژه اينكه تحولات منطقه در مسير مقاومت است و پيروزي نهايي با مقاومت خواهد بود.