
جشنواره فيلم كودك جزو مهمترين فستيوالهاي سينمايي ايران است كه نامش با شهر اصفهان گره خورده است و اگرچه مدتي را در همدان به سر برد اما باز اصفهانيها نتوانستند دوري جشنواره كودك را تحمل كنند و دوباره آن را به شهر خودشان بازگرداندند. جشنواره موضوعي كه بيشك سابقه ۲۶ سال فعاليتش بايد آن را از دوران تجربه اندوزي به بلوغ و شكوفايي رسانده باشد. اما سؤال اساسي در اين بين اين است كه در حال حاضر سينماي كودك و نوجوان در ايران به چه حد از بلوغ و توانايي رسيده است؟ «جوان» در گفتوگو با چند كارگردان كه سابقه كار در سينماي كودك را در پروندهشان دارند به اين مسئله پرداخت و نظر دو تن از منتقدين سينما را نيز در اين باره جويا شده است.
چشم مديران سينمايي فيلم كودك را نميبيند پوران درخشنده، فيلمسازي كه سابقه كار براي كودكان را در فيلمهاي «پرنده كوچك خوشبختي» و «بچههاي ابدي» دارد در گفتوگو با «جوان» در آسيبشناسي سينماي كودك ميگويد: متأسفانه مديريت سينما آن طور كه بايد و شايد از سينماي كودك حمايت نميكند و مهمترين دليل آن جدي نگرفتن سينماي كودك است. اين عدم حمايت در مراحل پيش توليد و تخصيص امكانات تا توليد فيلم و اكران آن ديده ميشود. هيچ كدام از فيلمسازاني كه فيلم كودك ميسازند به بازگشت سرمايه اميدي ندارند. به همين خاطر هر روز شاهد كاهش علاقهمندي و سرمايهگذاري در فيلم كودك هستيم.
از اكران فيلم كودك حمايت نميشود در اين باره ابراهيم فروزش، كارگردان فيلمهايي چون «خمره»، «كليد» و «بچههاي نفت» پيرامون عدم تمايل كارگردانان به كار در حوزه كودك و جدا شدن فيلمسازاني كه در گذشته حوزه كودك را براي كار انتخاب كرده بودند و امروزه فيلمسازي در ساير حوزهها را به كار براي كودك ترجيح ميدهند، ميگويد:بسياري از عوامل باعث ميشوند يك فيلمساز از فيلم كودك به سمت فيلمسازي براي بزرگسالان برود كه مهمترين آنها نگاهي است كه كار در حوزه كودك را مغاير با بازگشت سرمايه و سود ميداند. سينماي كودك مانند وضعيتي كه از ابتداي امسال سينماي بزرگسال ايران با آن روبهرو شده است، دچار معضل اكران و فروش پايين فيلمها است. اين عدم بازگشت سرمايه و تصور اينكه سينماي كودك يك سينماي خاص است، باعث شده تا كارگردانان كمتر علاقهاي به كار براي كودكان داشته باشند. البته نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه در بحث كار براي كودك يا بزرگسال مسئلهاي به نام ابديت حوزهها مفهومي ندارد و فيلمساز ميتواند بنا بر سليقهاش در هر كدام از آنها كار كند.
مديران فقط حرف ميزنند غلامرضا رمضاني ديگر فيلمسازي كه فيلمهاي «چرخ» و «بازي» را در پرونده كاري خود دارد در گفتوگو با «جوان»پيرامون عدم موفقيت سينماي كودك و نقش مديران فرهنگي در آن ميگويد: به نظر من يكي از دلايل عدم موفقيت سينماي كودك، جدي نگرفتن آن توسط مسئولان است. وقتي يك مدير به اين جشنواره دعوت ميشود يا حضور پيدا نميكند يا وقتي هم ميآيد تريبون خالي براي سخنراني را ميبيند و بعد از سخنانش نيز ميرود، در صورتي كه بايد در جشنواره حضور داشته باشد، از نزديك آن را لمس كند و اهميت آن را درك كند. در آخر جشنواره هم تفاهمنامهاي را امضا كند كه مثلاً در سال آينده اهدافي را مطابق با سياستهاي جشنواره دنبال يا تسهيلات لازم را در حيطه اختيار خود براي جشنواره تأمين كند. در صورتي كه هم اكنون وجود ندارد و جشنواره را به چشم يك طفيلي درجه ۲ و۳ نگاه ميكنند كه انجام يا عدم انجامش فرقي براي آنها ندارد.
عباس كريمي، كارشناس و منتقد سينما در گفتوگو با «جوان» پيرامون وضعيت فعلي سينماي كودك ميگويد:« خلاف همه كشورهايي كه سينما در آنها نهادينه شده است، سينماي كودك و نوجوان در ايران چندان جدي گرفته نميشود و اين به جدي نبودن مسائل اين رده سني باز ميگردد كه در نگاه كلان با مشكلات بزرگترها سنجيده ميشود. به هر حال از منظر تخصصي اين سينما دو مشكل اصلي دارد. اول اينكه در توليد از نگارش فيلمنامه گرفته تا انتخاب عوامل فيلم و موارد مختلف مربوطه، حداقلها براي آن درنظر گرفته ميشود و براي همين از لحاظ ساختاري و محتوايي اين فيلمها ضعيف و در قياس با گونههاي خارجي خندهدار به نظر ميرسند.
مسئله دوم اعوجاج در مخاطبشناسي اين سينماست كه در آن مشخص نيست مخاطب كودك و نوجوان است يا بزرگسال. به اين معنا كه برخي فيلمها به اسم كودك و نوجوان ساخته ميشوند اما در اصل فقط درباره آنها هستند و مخاطب بزرگسال قادر به فهم محتواي آنهاست. از اين رو به نام كودك و به كام بزرگسال ميشوند كه نميتوان آنها را در گروه كودك و نوجوان قرار داد. يك مسئله مشهود ديگر نبود اقتباس در سينماي كودك و نوجوان است كه در صورت استفاده از متون ادبي و داستانهاي جذاب، درصد مخاطبپذيري اين سينما بالا خواهد رفت و اين نميشود كه سالنها خالي بمانند.
امير فرض الهي ديگر منتقد سينما و نويسنده كتاب «آسيب شناسي سينماي كودك» پيرامون آينده سينماي كودك در ايران به «جوان» ميگويد:«مديريتهاي فرهنگي در ايران مديريتهاي فصلي هستند و همه چيز در اين مديريتها بستگي به شرايط سياسي و دولت دارد. آينده سينماي ما ارتباط مستقيمي با انتخابات رياستجمهوري در سال آينده دارد زيرا با تغيير رئيسجمهور مديران نيز تغيير ميكنند و رئيسجمهور جديد، مديران جديدي را با سلايق و سياستهاي كاري جديد بر سر كار خواهد آورد.
تجربه اين گونه اقدامات نشان داده است كه مديران غالباً از تجربيات مديريتهاي قبلي استفاده نكرده و از كاستيهاي آنها درس نميگيرند. آنها ميخواهند خودشان دوباره چرخ را اختراع كنند و شايد مدت زمان زيادي بگذرد تا به اين نتيجه برسند كه چرخ يك بار پيش از اين اختراع شده و وظيفه يك مدير خوب هدايت بهتر چرخ است نه اختراع چندباره آن. اما در مورد آينده سينماي كودك بايد بگويم اگر بخواهيم اين سينما موفق باشد بايد بگذاريم كودك درون افراد بزرگسال آنها را قلقلك بدهد و به اين سمت برود كه چگونه ميتوان مخاطبين را به سينما كشاند، همان طور كه امروزه شاهديم بسياري از افرادي كه خاطرات خوبي از كلاه قرمزي در تلويزيون و سينما داشتهاند براي ديدن فيلم «كلاه قرمزي و بچه ننه» جلوي سينماها صف ميكشند. در سينماي كودك نبايد آنقدر كند حركت كرد كه مخاطب خيال كند داريم به فهم و شعورش توهين ميكنيم و نه آنقدر به سرعت برويم كه مخاطبين كودك براي فهم فيلم به درد سر بيفتند.»
فرض الهي همچنين پيرامون بيستوششمين جشنواره فيلم كودك و نوجوان ميگويد: «جشنواره امسال برگزار خواهد شد و نمونهاي از بدترين شيوه برگزاري جشنواره باري به هر جهت بودن است. مديران جشنواره فقط ميخواستند بگويند كه جشنواره در دوره ما تعطيل نشده است وگرنه عملكرد اين مديران در دورههاي پيش نشاندهنده نوع تفكر آنها نسبت به جشنواره فيلم كودك است، آنها اگر ميخواستند اين جشنواره موفق باشد بايد حداقل از فيلمهايي كه خودشان در دوره قبلي معرفي كرده و جايزه دادهاند، در زمان اكران حمايت ميكردند يا امكانات اكران شدن فيلم را برايشان ايجاد ميكردند.»