
اين روزها اتهاماتي بياساس از سوي برخي مسئولان يمني عليه جمهوري اسلامي ايران مطرح شده است. هفته قبل، ابتدا «عبد ربه منصور هادي»، رئيسجمهور انتصابي يمن كه جانشين «علي عبدالله صالح» ديكتاتور سابق يمن شده، در سخناني در مركز بينالمللي «وودرو ويلسون» در واشنگتن؛ ايران را به دخالت در امور داخلي اين كشور متهم كرد و مدعي شد: «دخالتهاي ايران در يمن، شامل حمايت از برخي گروهها و جريانات سياسي و مسلح و همچنين تشكيل شبكههاي جاسوسي بوده است. پرونده پنج شبكه از مجموع شش شبكه شناسايي، به دادگاه تحويل داده شد تا بررسي و محاكمه شود». «فتحي العزب» رئيس امور اطلاعرساني حزب اصلاح وابسته اخوانالمسلمين نيز ضمن تكرار اتهامات رئيسجمهور انتصابي يمن خواستار اخراج سفير جمهوري اسلامي ايران از صنعا شد كه به نظر ميرسد طرح اين اظهارات خود اقدامي حساب شده و بخشي از سناريوي اتهامسازي بوده تا بر اساس آن ادعا شود كه در يمن درخصوص اين اتهامات اتفاق نظر وجود دارد و به همين علت همزمان يك عنصر نظام سابق و يك عضو نظام جديد اتهام مشابهي عليه ايران مطرح كردهاند.
پروندهسازي عليه ايران در وضعيتي صورت گرفته است كه از يكسو طرح انتقال قدرت كه با محوريت عربستان و شوراي همكاري خليجفارس پيشنهاد و اجرا شد اكنون با بنبست مواجه شده است و از ديگر سو انقلابيون يمني انتقال ۷۰ ميليارد دلار از داراييهاي اين كشور فقير را به خارج مطرح و اعتراض گستردهاي را عليه آن به راه انداختهاند و در عين حال حملات و درگيريهاي داخلي و همچنين حملات هوايي امريكا به خاك اين كشور افزايش يافته است. از اين ديد پروندهسازي در يمن اقدامي فرافكنانه براي سرپوش گذاشتن بر چالشهاي داخلي اين كشور و به خصوص به بنبست رسيدن طرح انتقال قدرت محسوب ميشود كه در خارج از اين كشور و از سوي بازيگران خارجي دخيل در بحران يمن اتخاذ شده است و اين بدين مفهوم است كه اين كشور به خصوص در وضعيت انتقال قدرت كنوني فاقد سياست خارجي مستقل است.
پروندهسازي عليه ايران در يمن از نظر تحولات منطقه از جمله بحران سوريه نيز قابل تأمل است. از اين ديد هرچند مسئولان يمني در طرح اتهامات خود اينگونه ادعا كردهاند كه ايران به علت نتيجه نگرفتن از بحران سوريه، سراغ بحران يمن رفته است اما واقعيت امر اين است كه در اين مورد موضوع وارونه جلوه داده شده چراكه بررسي تحولات سوريه به روشني نشان ميدهد كه روند تحولات در اين كشور در ماهها و هفتههاي اخير به نفع دولت سوريه و حاميان آن رقم خورده است و بنا بر اين، ايران به عنوان يكي از حاميان دولت سوريه هيچ نيازي ندارد كه به ادعاي آنها صحنه رويارويي را تغيير دهد اما درست برعكس كساني كه نتوانستند به اهداف براندازانه خود در سوريه جامه عمل بپوشانند انگيزه بيشتري براي تغيير جبهه دارند چراكه يكي از عوامل اصلي مهار شتابزده بحران يمن و مهار انقلاب اين كشور در سيبل قرار دادن بحران سوريه بوده است و اكنون كه نتيجه مورد نظر در سوريه تحقق نيافته است لذا دوباره به يمن متمركز شدهاند اما براي رد گم كردن اتهام دخالت به ايران زده شده است.