
روزگاري بود كه كاروان المپيكي ورزش ايران دلخوش بود كه تك ستارگاني چون محمد نصيري و وزنهبرداري و منصور برزگر در كشتي مدالي بياورند. رنگ مدالها هم چندان مهم نبود و انديشيدن در مورد اينكه در جدول مدالآوران چه جايگاهي داريم كه اساساً مطرح نبود چرا كه رتبه خود را بايد از انتها ميشمرديم و همينقدر كه در جمع ده تيم آخر قرار نميگرفتيم رضايت بخش بود.
امروز اما ماجرا كاملاً فرق كرده و درخشش شيران غران آريايي آنچنان بلند است كه حتي پايتخت بريتانيا نيز نتوانسته مانع از شنيدن آن شود و جهانيان دريافتهاند كه ديگر ورزش ما زنگ تفريح المپيكها نيست.
آري؛ با آنكه هفتههاست از رقابتهاي لندن ميگذرد هنوز شيريني موفقيتهاي جوانان ديارمان ذائقه جان ايرانيان را شيرين نگهداشته است اما حرفها و نوشتهها حكايت از آن دارد كه قرار نيست با اين افتخارات به استقبال موفقيتهاي بيشتر برويم. انگار فراموش كردهايم براي رسيدن به نقطهاي كه اكنون در آن به سر ميبريم چه رنجها بردهايم؛ گويا فراموش كردهايم كه گذشته نه چندان دور براي شكار تك مدالهاي كشتي فرنگي در آسيا هم ناكام ميمانديم.
به راستي ما را چه ميشود كه از كنار دستاوردي چون قهرماني در المپيك آن هم با كسب سه طلا به راحتي ميگذريم و بيتوجه به سخنان «بنا» به زماني كه از دست ميدهيم اعتنا نميكنيم؟ يادمان باشد كه پيش از اين هم استعداد در كشتي كم نداشتيم اما از ميان هزاران نفري كه مستعدي ميدانستيم يك نفر هم نزديك سكو نميشد!
پس بياييم قدر امروزمان را بدانيم و حاصل زحمات گذشته را به باد ندهيم. اگر كشتي فرنگي ليگ لازم دارد بكوشيم آن را راه بيندازيم تا از اين ناحيه مربيان و كشتيگيران كسب درآمد كنند تا نه شاهد مهاجرت اجباري ايشان به ساير ممالك باشيم و نه افت انگيزه آنان را نظاره كنيم.
نكته ديگر اينكه به رغم تجارب خوبي كه «خطيب» دارد اگر احساس ميكنيم كه وي نيازمند مشاوره با افراد كاربلد است هر چه سريعتر اين امكان را برايش فراهم كنيم و چنانچه «فيلا» نسبت به روند عزل و نصبهاي اين فدراسيون حساس شده است هر چه زودتر خود را با قوانين آن منطبق سازيم تا دچار آفتهايي كه بعضي از رشتهها شدند، نشويم. ضمن اينكه نبايد از دسيسههاي احتمالي رقباي خود غافل باشيم. براي مثال انتخاب «چمن گلي» به عنوان مربي سال جهان در حالي كه «بنا» در المپيك شاهكار كرده است ميتواند يك توطئه در جهت ايجاد اختلاف بين خانواده كشتي ما باشد! البته «چمن گلي» نيز از جمله مربيان زحمتكش اين رشته است اما اينكه فيلا چهرهاي چون بنا را ناديده ميگيرد سؤال برانگيز است!
پس بياييم هوشيار باشيم و ضمن تقدير و تشويق چمنگلي و امثال او، مراقب دل بنا هم باشيم كه نشكند و همچنان كنار تيم ملي بماند. بنا هم البته بايد بداند كشتي كشورش به او نياز دارد و هموطنانش اميدوارند در دوره هاي آتي نيز دارنده مدال شجاعت را كنار فرنگيكاران ملي پوش ببينند، بنابراين وي بايد همچون پيش از المپيك صبور باشد و اجازه دهد مسائلي چون انتخاب مسئول براي كشتي را ديگران انجام دهند و شش دانگ حواس خودش را مصروف آمادهسازي هر چه بهتر شاگردانش كند و بداند مردم قدرشناس ما هيچگاه مردان سختكوش افتخارآفريني چون او را فراموش نميكنند!