هفته گذشته رياست محترم جمهور با دعوت از رسانهها در نشستي خبري، حرفهاي مهمي زد كه نميتوان به سادگي از كنار آنها گذشت، البته جاي تأسف است كه در طول سالهاي گذشته آقاي احمدينژاد برخلاف استقبال از گفتوگو با رسانههاي ريز و درشت خارجي، كمتر به ارباب رسانه در داخل روي خوش نشان داده و اگر هم گاهي نشستي خبري برگزار شده، زماني بوده است كه ايشان به آن نيازمند بوده و نه وقتي كه مسئولان رسانهها و خبرنگاران آنها به نمايندگي از مردم، با انبوهي از سؤالات بيپاسخ سراغ ايشان رفتهاند. بگذريم!
ايشان محورهاي مهمي را در اين نشست مطرح ميكرد كه پرداختن به همه آنها در اين مجال و مقال نميگنجد اما رشته كلام و ترجيعبند سخنان وي اتحاد، كمك همه به هم، درك شرايط حساس كشور و مسائلي از اين قبيل بود، خاصه آنجا كه گفت:«متواضعانه، عاجزانه و برادرانه خواهش ميكنم، الان وقت اين نيست كه كسي بخواهد حسابهاي خود را تسويه كند...» باري در همدلي با اين كلام ايشان بايد با صداي بلند گفت: «جانا! سخن از زبان ما ميگويي! اما خدا وكيلي! اگر يك بررسي عادلانه و دقيق انجام دهيم، الان و در چند ماه و چند سال گذشته حتي، چه كسي در تلاش براي تسويهحساب شخصي و گروهي بوده و است؟ آقاي دكتر!مردم چنانكه هميشه در سفرهاي استانيتان تأكيد ميكنيد، خيلي هوشيارند. آنها به سرعت حرف و عمل همه مسئولان را مقايسه ميكنند، سپس تصميم ميگيرند براي آن تا چه ميزان اهميت قائل شوند و باورش كنند. به همان نسبت نيز همراهي كرده يا به كلام ما ميخندند!
چه كسي براي به كرسي نشاندن حرف خود و انتصاب يك قاضي داراي پرونده متهم و بيتخصص در تأمين اجتماعي، مدتها با قوه مجريه و نمايندگان مردم سرشاخ شد و عاقبت پس از صرف اين همه وقت و هزينه بيتالمال و استرس و آشفتگي جامعه (آن هم در شرايط به قول شما كه وقت اين كارها نيست) اساسنامه آن مجموعه را تغيير داد تا حاشا و كلا، همان آدم را به رياست برساند؟! چه كسي در حالي كه چند ماه به پايان رياستجمهورياش مانده، ناگهان و خدا ميداند با چه فكر و نيتي، تصميم ميگيرد «شهر ري» را از «تهران» جدا كند! هر چه دلسوزان نظام دارند گلوي خود را برادرانه و عاجزانه پاره ميكنند كه اين كار غلط است و نبايد بشود، ضرر كلان و مشكلات عظيم دارد و هيچ ضرورتي ندارد و... حتي مردم بسياري در منطقه تابلو زده و اعتراض ميكنند و... باز هم پا را در يك كفش كرده كه بايد اين كار بشود؟!
وزير كابينه كيست كه يك ماه مانده به المپيك چندين رئيس فدراسيون را با وجود موفقيتشان عوض ميكند كه تا تعليق پيش ميرويم و با اعصاب ميليونها ايراني بازي ميكنيم و هنوز هم ادامه دارد و به ابقاي چند رئيس فدراسيون كه آنها را نيز دوستان خود شما آوردند تن نميدهيم و در اين شرايط حتي تن به تعليق ميدهيم ولي لابد براي خدا حرف خودمان را ميزنيم. سيل تعويض استانداران و فرمانداران هم لابد الان وقتش است! و عاجزانه و برادرانه و نه به هيچ دليل شخصي و آيندهنگري با وجود سابقه و كارآمدي در اين چند ماه باقيمانده، همه را عوض ميكنيم تا نظر خودمان تأمين شود. حالا چه بر سر مردم آن استانها با اين مديران صفر كيلومتر در منطقه ميآيد بماند!...
آقاي دكتر! مردم را جديتر بگيريد!