
مدگرايي و بدحجابي و شلحجابي هركدام ازجمله معضلاتي هستند كه دامن جامعه اسلامي را آلوده كردهاند و دغدغه دلسوزان فرهنگي كشور شده است، براي همين هم تاكنون برنامهها، طرحها و قوانين بسياري دراين زمينه تصويب شده ولي هنگام عملياتي كردن هركدام از اين برنامهها، خروجي كمبازدهي داشته است؛ برنامههايي كه عمدتاً با هزينههاي بيتالمال و به اسم فرهنگسازي در عرصه حجاب و عفاف و جلوگيري از مدگرايي در جامعه بوده است.
عموماً نهادها و سازمانهايي كه در چنين امري وارد شدهاند تنها به برگزاري چند سخنراني، همايش و توزيع بروشور و. . . اكتفا كردهاند كه با هزينههاي سنگيني از بودجه بيتالمال آن هم در اين شرايط اقتصاد مقاومتي همراه بوده است و البته اكثر منتخبين آنها هم افراد مشخصي هستند در عين حال تنها جرم فعالان فرهنگي برنامهدار در اين زمينه آن است كه به هيچ ارگان دولتي وابستگي ندارند و با مسئولان و مديران نهادها در پايتخت هم رابطهاي برقرار نكردهاند، به همين خاطر همواره مورد بيمهري قرار ميگيرند در صورتيكه بعضاً كارهاي كليشهاي و بياثر كه صرف پركردن بيلانهاي كاري و فعاليتهاي تبليغاتي دنبال ميشوند از اين مسئله مستثني هستند! و در عمل همين نهادهايي كه بودجه زيادي را براي فرهنگسازي دريافت ميكنند گاه خود باعث و مروج فعاليتهاي ضد فرهنگي و ضد ارزشي ميشوند؛ اموري كه عمداً يا سهواً خلاف جريانسازي فرهنگي در جامعه اتفاق ميافتد، براي مثال فلان مدير يا مسئولي در باب مضرات اسراف سخنراني مبسوطي ميكند ولي خود او در عمل براي كساني كه با وي از نزديك آشنا هستند از مظاهر تجملگرايي است، اين قضيه در مبحث بدحجابي و شل حجابي مفرط درجامعه نيز مصداق دارد چنانچه به تازگي يكي از سازمانها دستهگلي جديد به آب داده است به نام «زنان و توليد ملي» كه از سوي ستاد توانمندي زنان سرپرست خانواده شهرداري تهران برگزار شد؛ جشنوارهاي كه به خاطر نامگذاري امسال به سال حمايت از توليد ملي، اولين جشنواره زنان و توليد ملي نام گرفت، تا اينجا بهظاهر يك اقدام فرهنگي خوبي است كه آن هم در راستاي برنامههاي كوتاه مدت و بلندمدت كشور صورت گرفته است اما محتواي اين جشنواره با توجه به اظهارات برخي از بازديدكنندگان و بعضاً تصاويري كه از اين جشنواره دراينترنت منتشر شد به غير از فعاليتهاي معمول مثل عروسكسازي، گلسازي، خياطي و. . . تصاويري را نشان ميداد از توليداتي كه جداً وتحقيقاً مغاير با شئون اسلامي و برنامهريزيهاي حجاب و عفاف بودند. قبلاً در رابطه با حجاب و لباسهاي نامتعارف يكي از مباحثي كه هميشه مطرح بوده آن است كه اگر توليدكنندگان پوشاك، پوششي متعارف توليد كنند، كارگارههاي زيرزميني با فعاليت گسترده بازار را از آنها ربوده و اين خلأ را پر ميكنند به همين بهانه است كه لباسها و مانتوهاي ناهنجار و بدننما به راحتي در ويترين مغازهها ديده ميشود وهيچ كدام ازاين مسئولاني كه دست به سخنراني و برگزاري همايشهاي آنها خوب است درعمل كاري براي رفع اين معضل انجام نميدهند، درحالي كه به نظر ميرسد نمايشگاه زنان و توليد ملي در ظاهر به دنبال بازاري براي همان كارگاههاي زيرزميني تشكيل شده بود زيرا مانتوها و لباسهاي عروس در نمايشگاه كاملاً نامتعارف بودند واينجا به راحتي معرفي شده و درمعرض نمايش قرار گرفته بودند! همان لباسهاي نابهنجاري كه درخيابانها از وجود آنها برتن دختران و زنان مسلمان ايراني خون دل ميخوريم. به راستي تا كجا اين دوگانگي درحرف وعمل وجود خواهد داشت؟ كدام را بايد ديد و پذيرفت؟
در هر حال هرچه هست و هرچه بوده نميتوان با روكش فرهنگسازي زمينه ترويج هر ضدفرهنگي را ايجاد كرد و بايد جلوي اين تضادها و تعارضات گرفته شود چه آنكه مردم اين تضادها را چه عمداً و چه سهواً رخ داده باشد به نام نظام ميدانند و به پاي حكومت مينويسند و اين نوع عملكردهاي ناقص آسيبي جدي به بدنه جامعه و اعتقادات مردم ميزند.