کد خبر: 487724
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۰
نگاهي به نمايش «شاعر» به كارگرداني «ميكائيل شهرستاني»
احمدرضا حجارزاده
 بازيگران اين نمايش كه همه از هنرجويان جوان «شهرستاني» هستند، در اين نمايش كوتاه فرصت ويژه‌اي يافته‌اند تا آنچه را نزد استاد مشق كرده‌اند، اينجا روي صحنه و به شكل عملي در معرض ديد و قضاوت عموم بگذارند. 

شهرستاني طبق روال هميشه كه از متون نمايشي نويسندگان بزرگ جهان بهره مي‌برد، بار ديگر متني از نمايشنامه‌نويس ايتاليايي، «داريو نيكودمي» را دستمايه اجرا قرار داده و چنان كه از سر و شكل نمايش برمي‌آيد، خيلي خوب موفق شده درونمايه مضموني و مفهومي اثر را در صحنه متجلي كند. به سختي مي‌توان در اين نمايش، عيب و علتي جست. با اين حال، از آنجا كه هيچ اثر هنري كامل نيست، «شاعر» نيز ضعف‌هاي كوچكي دارد كه مي‌شد با كمي تمرين و توجه بيشتر، آنها را نيز رفع و رجوع كرد.
 
آنچه در «شاعر» بيش و پيش از همه چيز، خود را به رخ مي‌كشد و سبب همراهي تماشاگر با اثر مي‌شود، بي‌شك و ترديد، قصه نمايشنامه است؛خانواده آقاي «پاسكالي» (حسين تفرشي) كه همه اهل حساب و كتاب و علاقه‌مند به مال‌اندوزي هستند، در يك روز عجيب، همگي نامه‌اي مشترك از طرف دختر خانواده، «كلاريسا»(هما علي‌زاده) دريافت مي‌كنند كه حكايت از تغيير رويه و انديشه او در زندگي دارد. سپس خودش سر مي‌رسد و شرح مي‌دهد با الهام از سبك و سياق قهرمان كتابي كه تازگي‌ها خوانده، به صورت مكاتبه‌اي با شاعري اهل ذوق و هنر و با روحي لطيف و پراحساس آشنا شده و قرار است به زودي يكديگر را ملاقات و ازدواج كنند اما خانواده پول‌پرست وي با اين توجيه كه شاعران آدم‌هاي بي‌مغز و فقيري هستند، به شدت با اين وصلت مخالفت مي‌كنند. 

وقتي «كاتولو اوسيانو»(صياد آيينه‌وند) كه همان شاعر مورد نظر است، از راه مي‌رسد، ناگهان همه چيز عوض مي‌شود و همه در تصميم‌شان تغيير عقيده مي‌دهند، حتي خودِ كلاريسا كه شاعر مورد علاقه‌اش را فردي مشابه با ساير اعضاي خانواده‌اش و در واقع تاجرپيشه يافته و ديگر او را نمي‌خواهد. اين موقعيت كميك، شايد به لحاظ انتقاد اجتماعي به تغيير ذائقه ادبا و هنرمندان جامعه، مضحك و تا حدودي خنده‌دار جلوه كند، ولي نمايشنامه‌نويس در واقع بر شكست عاطفي دخترك ساده‌انديشي كه در جهان اقتصادي و مادي امروز، پي احساساتِ ناب و حقيقي انساني مي‌گردد و از پيوند ارواح آدمي در دنياي غيرمادي سخن مي‌گويد، تأكيد و نظر داشته. در واقع طنز تلخ و شوخي اصلي نمايش هم در همين نكته نهفته است؛يك سوء‌تفاهم ساده سبب مي‌شود كلاريساي هيجان‌زده و پرشور در نيمه نخست نمايش كه لحظه‌اي دست از سخنراني و توصيف معشوقش برنمي‌دارد، پس از ورود خواستگار سمج، جايش را به فردي وحشت‌زده و ناباور بدهد كه حتي از كمترين اظهار نظر يا مخالفتي نسبت به تاجري در قالب شاعر عاجز است.
 
از متن كه بگذريم، مهم‌ترين نقطه قوت نمايش را مي‌توان طراحي صحنه خلاقانه آن دانست. دكور نقاشي‌شده خانه بي‌آنكه هزينه و زحمت چنداني داشته باشد، بي‌درنگ مخاطب را با فضاي زندگي خانواده پاسكالي آشنا مي‌سازد، ضمن آنكه افزودن يك المان طبيعي و زنده در هر بخش از دكور، جذابيت ديداري صحنه را افزايش داده است. از جمله گُل‌هاي گلدان، كشوِ كمد ديواري، كلاهك آباژور، ساعت ديواري، دفتر نت پيانو و. . . 

بازي‌هاي بازيگران نمايش، گرچه همه خوب، هماهنگ، يكدست و در يك سطح‌اند، برخي از بازيگران به واسطه نقش و نوع بازي‌شان بيش از ديگران ديده مي‌شوند و به نظر مي‌رسد انرژي و مهارت بيشتري صرف ايفاي نقش‌شان مي‌كنند. از جمله «آفرين مهيمني» در نقش «كلارا»(عروس خانواده) كه با وجود برخورداري از ديالوگ‌هاي اندك، بده‌بستان‌هاي حسي مناسبي در چهره و صدايش با هم‌بازي‌هاي خود دارد. مهيمني در نخستين حضور حرفه‌اي بر صحنه نمايش، در حد يك بازيگر كاركشته و مسلط بر نقش محوله‌اش ظاهر شده است. 

همچنين هما علي‌زاده در نقش «كلاريسا» كه بيشترين حجم ديالوگ‌ها را با ادبياتي خاص و دشوار بر عهده دارد، جملاتش را بسيار راحت و روان و در نهايت تبحر ادا مي‌كند، حتي ته‌لهجه‌اي هم كه او براي قرابت نقش با گويش شخصيت‌هاي ايتاليايي و دختران ساده‌انديش، چاشني بازي‌اش كرده، نقش كلاريسا را بانمك و دوست‌داشتني‌تر جلوه داده. 

جالب آنكه نقش بازيگران در روزهاي زوج و فرد عوض مي‌شود و همين موضوع كار آنها را دشوارتر و ارزش آن را بيشتر مي‌كند.
ضعف عمده نمايش آن است كه بازيگران به دليل فضاي محدودي كه براي اجرا در اختيار دارند، نتوانسته‌اند ميزانسن‌هاي بيشتر و متنوع‌تري در بازي‌هايشان اعمال كنند. از اين‌رو در بيشترين زمان نمايش، آنها را نشسته بر مبلمان مي‌بينيم و تنها كساني كه تمام مدت ايستاده يا در حركتند و تغيير محل مي‌دهند، كلاريسا و «سيلويتو»(اميرحسين قياسي) هستند.

اين ضعف كوچك، به نمايش «شاعر» بيشتر حس و حال و فضايي شنيداري مي‌بخشد تا ديداري. چنانچه اگر تماشاگر حين اجرا، لحظه‌اي چشم‌هايش را ببندد، چيز زيادي از دست نخواهد داد و گويي نمايشنامه‌اي را از راديو مي‌شنود. «شاعر» نمايشي ساده با امكاناتي اندك و اجراهايي مهجور است اما بي‌اغراق بايد از آن به عنوان اثري قابل‌قبول، دلپذير و در خاطرماندني ياد كرد كه مخاطب از انتخابش پشيمان نخواهد شد. از اين منظر، اثر تازه ميكائيل شهرستاني، تجربه‌اي دوسويه و تقابلي حسي و هنري ميان بازيگر و تماشاگر است.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار