
دليل تغيير در اين بود كه طبق برنامهريزي قبلي، قرار بود اين سفر در سال آينده ميلادي انجام شود اما درخواست ون جيابائو براي انجام پيش از موعد آن چيزي نيست كه صدراعظم آلمان بتواند آن را ناديده بگيرد و مركل مجبور شد تا به هر صورت كه شده درخواست نخستوزير چين را اجابت كند. از سوي ديگر تغييراتي كه طي كنگره آينده حزب كمونيست چين در رهبري اين حزب ايجاد خواهد شد موجب چنين درخواستي از سوي ون جيابائو شده زيرا نخست وزير ۶۹ ساله چين در اين كنگره جاي خود را به رهبران جوانتر حزب خواهد داد و تا سال آينده در پست فعلي نخواهد بود تا ميزبان مركل باشد.
از اين رو مركل درخواست او را مقدم بر ديگر ديدارها و برنامه ديگر خود قرار داد تا آن كه نشان دهد ديپلماسي پاندا براي دولت آلمان در رأس امور قرار دارد و بعد از گذشت چند دهه، آلمان همچنان خواستار تقويت و گسترش آن است.
مرگ نماد ديپلماسي پاندا سفر دو روزه مركل به چين همزمان با واقعهاي شد كه شايد عجيب به نظر آيد و آن مرگ بائو بائو در باغ وحش برلين بود. بائو بائو نام خرس پاندايي بود كه هوا كوفنگ، رهبر وقت چين، آن را طي سفر هلموت اشميت، صدراعظم اسبق آلمان در ۱۹۸۰ به وي هديه داد. بائو بائو پيرترين و تنها خرس پاندايي بود كه از آن زمان در اين باغوحش نگهداري ميشد و در سن ۳۴ سالگي مرد اما از اين مهمتر، بائو بائو از ۱۹۸۰ به اين سو سمبل روابط ويژه بين آلمان و چين بود كه مرگ او تنها يك روز قبل از سفر اخير مركل به پكن اتفاق افتاد. هرچند كه نماد ديپلماسي پاندا درست در زماني مرد كه مركل برنامههاي خود را براي عزيمت به پكن تغيير ميداد اما مرگ بائو بائو يا نماد چندين دهه از روابط ويژه به معناي خط پاياني بر اين روابط نبود.
برخلاف هرگونه تأثير منفي از مرگ بائو بائو، مركل در اين سفر نشان داد كه ديپلماسي پاندا حتي با مرگ نماد آن مبناي اساسي روابط بين دو كشور است و همچنان به دنبال گسترش و تقويت آن است. نشانه آشكار اين امر در تركيب هيئتي بود كه مركل را در اين سفر همراهي ميكرد.
تقويت ديپلماسي پاندا هفت وزير از ۱۴ وزير كابينه آلمان به همراه دو معاون وزير و ۲۰ رئيس از شركتهاي بزرگ اقتصادي آلمان مركل را در اين سفر همراهي ميكردند. هرچند كه اين تعداد از وزرا به نسبت ۱۳ وزير چيني كه در سفر ون جيابائو در ژوئن ۲۰۱۱ به برلين كمتر بود اما باز هم نشاندهنده اهميت ويژه اين سفر و توجه خاص مركل به نقش ديپلماسي پاندا در روابط بين آلمان و چين بود.
از سوي ديگر نتيجه اين سفر و قراردادهاي امضا شده بين دو طرف هم گوياي اين امر است. هر دو طرف زمينههاي مختلفي از جمله مخابرات، انرژي، بهداشت و همكاريهاي دريايي براي گفتوگو داشتند كه مذاكرات آنان منجر به انعقاد قراردادهاي تجاري بالغ بر ۲۷ ميليارد دلار شد. حداقل يكي از توافقهاي انجام شده بين دو طرف مربوط به خريد ۵۰ هواپيماي ايرباس از سوي چين به ارزش ۵/۳ ميليارد دلار بود كه جداي از خريد اين مقدار قابل توجه از ايرباس، بايد به توافق دو طرف در مورد ايجاد خط مونتاژ اين هواپيما اشاره كرد كه به گزارش شينهوا، خبرگزاري رسمي چين، قرارداد آن در همين سفر به امضاي دو طرف رسيد.
اين قراردادها به خوبي گواه حساب خاصي است كه هر دو طرف بر روابط ويژه خود باز كردهاند و ماتياس ون هاين، سردبير بخش چين در دويچه وله، آن را به اين صورت توصيف كرده است؛ «وقتي كه نيمي از كابينه آلمان به پكن ميروند تا با هشت وزير چيني ديدار كنند، بيانيهها را بخوانند و قراردادها را يكي پس از ديگري امضا كنند، اين واقعه نمادي است از اهميتي كه هر دو طرف براي يكديگر قائل هستند و اينكه روابط بين آنها تا چقدر محكم شده است.»
منفعت مالي يا حقوق بشر
در واقع، آمارها حاكي از رشد روابط تجاري و مالي بين دو طرف طي سالهاي اخير است و اين امر نشاندهنده آن است كه ديپلماسي پاندا بيش از هر چيز بر اين محور قرار دارد. روابط تجاري بين آلمان و چين در ۲۰۱۱ به ميزان ۱۸۰ ميليارد دلار رسيد كه افزايش حدود ۱۹درصدي نسبتبه سال گذشته داشت و حجم قراردادها در همين سفر نيز حاكي از آن است كه اين ميزان در سال جاري افزايش خواهد داشت. مركل در سفرهاي قبلي خود به چين به روشني خواستار آن شده بود تا چين در وضعيت فعلي حوزه يورو و براي كمك به خروج از آن در اين حوزه سرمايهگذاري كند و چين نيز سعي كرده تا به درخواست او پاسخ مثبت دهد و حتي در اين سفر، ون جيابائو گفت كه كشورش همچنان به سرمايهگذاري در اتحاديه اروپا ادامه خواهد داد.
البته تصميم چين براي سرمايهگذاري در اتحاديه اروپا و كمك به حوزه يورو براي خروج از بحران را نبايد تصميمي يكسويه دانست بلكه رهبران پكن به خوبي ميدانند كه اقتصاد چين از اين بحران بيبهره نمانده و از اين جهت، سرمايهگذاري در اتحاديه اروپا از ديد آنها يك نوع كمك به اقتصاد چين نيز ميباشد.
اتحاديه اروپا هنوز نيز بازار درجه يك براي كالاهاي چيني است اما بحران مالي باعث شده تا مشتريان اروپايي نسبت به گذشته پول كمتري براي خريد كالاهاي چيني بپردازند و همين امر نيز بر رشد اقتصادي چين تأثير منفي داشته است. از سوي ديگر، مركل و ديگر رهبران حوزه يورو نيمنگاهي به ذخيره ارزي پكن دارند زيرا اين كشور با بيش از ۳ تريليون دلار، داراي بيشترين ذخيره ارزي در جهان است.
چين با اين حجم بالا از ذخيره ارزي ميتواند به كشورهاي بحرانزده در حوزه يورو كمك كند تا بار بدهيهاي خود را بكاهند و اميد رهبراني مثل مركل نيز ميتواند همين باشد اما به نظر ونهاين، چين مايل است تا چنين كمكي را بيشتر از طريق نهادهاي بينالمللي مالي مثل صندوق بينالمللي پول، IMF انجام دهد.
در واقع چين براي سرمايهگذاري در حوزه يورو چشم بسته عمل نميكند و مراقب است تا يكطرفه به بحراني وارد نشود تا آن كه خود را درگير آن كند.
روشن است كه وضعيت بحراني در حوزه يورو باعث شده تا اميدهاي زيادي به كمك و سرمايهگذاري چين در اين حوزه ايجاد شود اما از سوي ديگر برخي از سياستمداران اروپايي و به خصوص آلماني نگاه به شدت انتقادي به اين روند دارند. آنان معتقدند كه مسائل مالي باعث شده تا اهميت حقوق بشر در حاشيه قرار بگيرد و حتي به فراموشي سپرده شود.
براي مثال، ابرهارد زاندشنايدر، رئيس جامعه سياست خارجي آلمان در مجله اشپيگل نسبت به ديدگاه مركل از روابط با چين انتقاد و آن را نوعي سياست عملگرايانه توصيف كرد كه اعتقادي به پند و اندرز در زمينهرعايت حقوق بشر ندارد. اين نوع انتقادها از سوي كلاوديا روت ديگر سياستمدار آلماني نيز شنيده شد كه اميدوار بود مركل در سفر خود تنها به منافع اقتصادي توجه نداشته باشد اما گويا صدراعظم آلمان چندين سال است به ديپلماسي پاندا از دريچه اقتصادي نگاه ميكند حتي اگر اينكه شعارهاي حقوق بشري ناديده گرفته شوند.
در واقع او چارهاي جز اين را ندارد؛ چراكه دعوت او از دالايي لاما به آلمان در ۲۰۰۷ نتيجهاي جز خشم رهبران پكن را در پي نداشت و اكنون كه آلمان و حوزه يورو بيش از هر موقع ديگري نياز به سرمايهگذاري چين دارند، او نميتواند آن تجربه را تكرار كند و خشم مقامات چين را به جان بخرد. از اين جهت است كه دولت آلمان در شرايط فعلي ترجيح ميدهد ديپلماسي پاندا را بر مبناي محور اقتصادي پيش ببرد و مسائل مربوط به حقوق بشر را براي زماني نگه دارد كه رهبران جديد چين در مارس آينده بر سر كار بيايند و معلوم شود چگونه ميتواند اين مسائل را با آنان در ميان بگذارد.