هشتمين بازي پرسپوليس هم مثل بازيهاي قبلي بود، افتضاح، كسل كننده و بينتيجه؛ بازياي كه اعتراض هواداران را هم در پي داشت. به نظر ميرسيد اين هشتمين نتيجه نامطلوب، باعث شود رويانيان به خود بيايد و سيلي براي هوشياري، به گوش پرسپوليس و مانوئل بزند تا اين تيم و مربي سن بالاي آن را از خواب بيدار كند. اما حرفهاي رويانيان بعد از اين بازي نشان داد او كمترين توجهي به تعداد بازيهاي پرسپوليس و نتايج آن و حتي بازي آخر برابر نفت نداشته و همچنان در پي همان مسئله قديمي است كه مدتهاست براي به اجرا در آمدن آن، نقشهها كشيده شده است.
خبر جراحي، ميتوانست اميدوار كننده باشد. جراحي، حتماً به معناي برداشتن زخم است و براي بهبود. اما اگر جراح به جاي دندان خراب، دندان سالم را جراحي كرده و بكشد، نه تنها مشكلي را حل نكرده، كه به مشكلات اضافه هم كرده است و حال، اولتيماتوم رويانيان، خبر از يك جراحي اشتباه ميدهد؛ جراحياي كه حتماً نميتواند مشكلات را آنگونه كه رويانيان ترسيم و وانمود ميكند، حل و فصل كند.
پرواضح است وقتي او ميگويد اين مشكل همان مشكل سال قبل است، منظورش چيست. حتي احتياج به بررسي مسائل قديم و جديد ندارد كه بفهميم نوك پيكان انتقاد يا همان اولتيماتوم و اتمام حجت او با كيست. منظور رويانيان پيرمردي نيست كه روي نيمكت پرسپوليس جا خوش كرده و هنوز بعد از گذشت هشت هفته به يك تركيب ثابت و شناخت سطحي از تيمش نرسيده و مدام در خواب و خيال افتخارات سالهاي دورش است چراكه تأكيد دارد مشكل پرسپوليس كادر فني نيست. كادرفنياي كه هنوز نميداند كدام تركيب ميتواند نتيجه دهد و كدام بازيكن بايد در كدام پست بازي كند تا عملكرد بهتري داشته باشد. به خاطر پرسپوليس، به خاطر پرسپوليس از دهان مديرعامل نميافتد، اما پر واضح است كه خاطري كه او از آن دم ميزند، پرسپوليس نيست كه اگر بود، او شايد امروز و بعد از گذشت هشت هفته، بايد شاهد شرايطي بهتر از اين تيم بوديم. شرايطي جز امتياز هفت و رده چهاردهم جدول. البته قرار نيست كريمي را به طور كامل از هرگونه خطا و اشتباهي مبرا بدانيم، بيشك او هم ميتواند مقصر كم يا زياد مسائل و مشكلات پرسپوليس باشد و مديرعامل هم حق دارد براي موفقيت تيمش، روي مشكلات اين تيم خط بطلان بكشد. اما آيا به راستي كاپيتان پرسپوليس تنها مشكل و مقصر اصلي ناكاميهاي اين تيم در فصل گذشته و جديد است؟اگر اين گونه است، چطور است رويانيان كه همواره تأكيد دارد برسر پرسپوليس با كسي تعارف ندارد، قرارداد كريمي را تمديد كرد؟
پرسپوليس بعد از هشت هفته، هنوز به تركيب ثابت و مطمئن نرسيده، آقاي گل فصل قبل يا نيمكت نشين است يا خنثي، بهترين مدافع فصل قبل، يار دوازدهم حريف است. بهترين دروازهبان ذوب آهن به نيمكت ميخ شده است، كاپيتان تيم يا از روي نيمكت بازي را تماشا ميكند يا به عنوان يار تعويضي وارد ميدان ميشود. كيا كه امسال اگر پرسپوليس نبود بايد از فوتبال خداحافظي ميكرد، ۹۰ دقيقه در پست غيرتخصصي بازي ميكند، تيمي كه مدعي جبران بود و قهرماني، بعد از هفته اول ديگر رنگ برد را نديده و ۱۸۷ روز است كه در آزادي و در بازي ليگ برتر به پيروزي نرسيده و هزار و يك مشكل و مسئله سؤال برانگيز ديگر كه نميتوان همه را به پاي يك نفر نوشت. آن هم آن يك نفري كه بر خلاف شانتاژهايي كه ميشود، كسي نيست كه نداند فصل قبل به تنهايي بار تيم را به دوش ميكشيد.
نمي خواهيم زحمات رويانيان را زير سؤال ببريم، اما آيا با كريمي به خاطر پرسپوليس قرار است برخورد شود يا به دليل آنكه با شيريني مشكل دارد؟كاپيتان دوم تيم كه از مدتها قبل برنامه كنار گذاشتن او از تيم بازنويسي ميشود، آيا به تنهايي عامل تمام ناكاميها و مشكلات تيم است؟ اگر بله كه خب مقصر اصلي باز هم او نيست و رويانيان است كه با وجود اين همه مشكلاتي كه او براي تيم در فصل گذشته به بار آورده بود(به گفته خود رويانيان) بازهم قرارداد اين بازيكن را تمديد كرد و او را در تيم نگه داشت.
اما اگر كريمي از تيم كنار گذاشته شد و هيچ يك از مشكلات و ناكاميهاي اين تيم حل و فصل نشد، آن وقت بايد مشكلات را به گردن چه كسي انداخت. باز هم كريمي، كه اين بار حتماً قرار است از راه دور تيم را به حاشيه ببرد.
حرفهاي رويانيان ديگر مثل روزهاي اول بوي صداقت و يكرنگي نميدهد و به نظر ميرسد او هم حالا برخي ميانبرهاي فوتبال را ياد گرفته. اما ميانبرهايي كه به بيراهه ميرسد نه شاهراه اصلي.