کد خبر: 486572
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۶:۴۵
نه تيم‌هاي ليگ يكي و خرده‌پاي ليگ، نه تيم‌هاي رده دومي كه فقط و فقط استقلال و تيم ملي. يكي هست كه وقتي به اصفهان مي‌رود، باز هم ردپايش را مي‌توان روي سكوهاي استقلال ديد. وقتي به تبريز مي‌رود، باز هم آلترناتيو مربيان استقلال است. وقتي مربي استقلال (هركه باشد جز او) يك بازي را نبرد، جمعيتي خاص لابه‌لاي سكوها نام او را فرياد مي‌زنند و جمعيت هم با آنها همراه مي‌شوند. وقتي خودش سرمربي استقلال است، حتي اگر تيمش بعد از هشت هفته باز هم روي پله پنجم باشد، همان جمعيت جلوي هر شكايت و فريادي را مي‌گيرند.
يكي هست كه هميشه هست، اما نه فقط به عنوان آلترناتيو استقلال. وقتي به نيمكت استقلال مي‌رسد، باز هم ميل و جاه‌طلبي‌هايش تمام نمي‌شود. باز هم افق ديدش را وسعت مي‌دهد. اين بار دنبال يك نيمكت بزرگ‌تر مي‌گردد... چيزي مثل تيم ملي! دقت كه مي‌كنيم مي‌بينيم از روزي كه امير قلعه‌نويي با استقلال اولين قهرماني‌اش را دشت كرد تا امروز، هيچگاه استقلال با هيچ مربي ديگري و هيچ گروه از بازيكنان (ستاره يا پديده، پير يا جوان، صاحبنام يا گمنام) جام قهرماني را بالاي سر نبرده. با او يا بدون او، دنياي هواداري سكوها از استقلال هم فرق مي‌كند، اما وقتي هست، باز هم تمام توجه و نگاهش متوجه استقلال نيست. باز به دنبال نيمكت تيم ملي مي‌گردد. يك بار هم كه سرمربي تيم ملي شد و با تصميم گروهي كه به شكل من درآوردي نامش را خردجمعي گذاشته بودند روي نيمكت ايران نشست، دست از سر استقلالي كه مرفاوي مربي‌اش بود، برنداشت.
وسوسه‌هاي امير، تمامي ندارد. جاه‌طلبي‌هايش براي نشستن روي نيمكت تيم ملي و البته همزمان در اختيار داشتن نيمكت و قدرت استقلال هم نقطه پاياني نخواهد داشت. هر شكست در زمان دايي و قطبي كافي بوده تا قلعه‌نويي خيلي زود خودش را از طريق رسانه‌هاي تحت امرش روي سر تيم ملي بيندازد و به عنوان اصلي‌ترين گزينه تيم ملي معرفي شود. فرقي هم ندارد كه تيم ملي در بازي دوستانه ببازد يا بازي رسمي. باخت تيم ملي تشريفاتي صوري و بي اهميت باشد يا حياتي و سرنوشت‌ساز، مهم اين است كه او هميشه مي‌تواند سايه‌اش را روي سر مربيان ملي بيندازد.
راه‌هاي رسيدن سايه امير به نيمكت تيم ملي كم نيست. گاهي يك مقام دولتي و رجل سياسي برايش سفارش مي‌كنند. يك بار روزنامه‌ها به سودش نقدي مي‌نويسند، يك بار هم مثل اين بار وكيلش از او به عنوان گزينه اصلي و جدي تيم ملي حرف مي‌زند. اين فقط يك موج است. موجي كه خود او بدون هيچ خبري راه مي‌اندازد. حقيقت اين است كه نه تنها امروز و ديروز و روزهايي كه بعد از باخت در لبنان پشت سر گذاشتيم هيچ حرف و نشانه‌اي از تمايل كفاشيان و فدراسيونش به همكاري قلعه‌نويي با تيم‌هاي ملي وجود ندارد كه در اصل به مخيله مديران فدراسيون هم خطور نكرده كه براي جانشيني كرش آستين بالا بزنند.
حالا همان مرد دوباره وارد شده است. با شايعه‌اي كه خودش و اطرافيانش ساختند، محفل فكري فوتبال ملي ايران را چند روزي برهم زدند و اين موقعيت ويژه را در اختيار خواهند داشت كه حتي از فشار عمومي (به خصوص روي سكوها) براي متقاعد كردن و فشار آوردن به مديران ورزش و فوتبال براي سرمربيگري اين آقاي خاص (كه چشم به همه نيمكت‌ها دارد) استفاده كنند. در اين بين نه استقلال و بلاتكليفي‌اش در گير و دار مشغله‌هاي سرمربي‌اش نفع خواهد برد و نه تيمي كه بايد در آرامش به راهش ادامه بدهد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار