
همزمان با آغاز قيام مردم مصر در بهمن ۱۳۸۹ امريكا ابتدا تلاش كرد تا در كنار مبارك عليه مردم قرار گيرد اما پس از اوجگيري قيام مردمي اين رويه تغيير و امريكا خود را حامي و دوستدار مردم معرفي كرد. پس از سرنگوني مبارك با حضور شوراي نظامي در رأس قدرت اميدهايي براي امريكا مبني بر حفظ ساختارهاي گذشته در اين كشور باقيمانده و تلاش كرده تا در سايه نظاميان حفظ نزديكان مبارك در عرصه قدرت را محقق سازد. اين روند تا زمان برگزاري انتخاباتهاي مجالس مصر ادامه يافت اما آراي مردم به اسلامگرايان نشان داد كه مطالبه آنها فراتر از تغيير مبارك بود بلكه آنها به دنبال دگرگوني كامل در ساختار كشورشان هستند، اين امر با رويكرد مردم به مقابله با رژيم صهيونيستي ابعاد گستردهتري گرفت.
با تمام اين تفاسير حضور شوراي نظامي در رأس قدرت باز هم مؤلفههاي مهم براي امريكا بود كه ميتواند در ساختار انتخابات رياست جمهوري اهداف امريكا را پيگيري كند. هرچند شوراي نظامي در مرحله اول انتخابات توانست احمد شفيق نخستوزير مبارك را راهي دور دوم انتخابات سازد اما در نهايت پيامدهاي مردم مصر در پيگيري مطالبات انقلاب اين مؤلفه را نيز حذف كرد و محمد مرسي نامزد اسلامگرايان از جانب مردم به عنوان رئيسجمهور انتخاب گرديد.
در اين زمان ارتش با تعليق فعاليت پارلمان و نيز اجراي متمم قانون اساسي مبني بر كاهش اختيارات رئيسجمهوري تا حدودي خواست امريكا براي اعمال فشار به رئيسجمهور جديد مصر را در پيش گرفت. با اين تحركات امريكا تا حدودي توانست موقعيت خود در مصر را حفظ كند، چنانكه بسياري سفر مرسي به عربستان و تأكيد به همگرايي با امريكا را نتيجه اين تحركات دانستهاند. بهرغم تدابير امريكا از جمله پاداشهاي مالي كه به نام قطر و عربستان براي مصر در نظر گرفت روند كنوني ادامه نيافت و مرسي با بهرهگيري از ظرفيتهاي مردمي گامهايي براي تحقق اهداف انقلاب برداشت.
در حوزه داخلي مرسي لغو متمم قانون اساسي آزادسازي زندانيان سياسي، محاكمه و مجازات نزديكان مبارك را اجرايي ساخت در همين حال اقدام مرسي در بركناري طنطاوي رئيس شوراي نظامي كه در سمت وزير دفاع قرار گرفته بود و برخي از ژنرالهاي قديمي پس از حادثه صحراي سينا بار ديگر برنامههاي امريكا را تحتالشعاع قرار داد به گونهاي كه بسياري اين اقدامات را ضربهاي از سوي مرسي به امريكا دانستهاند.
اما آنچه پيش از هر چيز اين امر را تقويت كرد اقدام مصر در گرايشات جديد در حوزه سياست خارجي بود. سفر مرسي به چين و ايران و تأكيد بر گسترش روابط با كشورهاي مستقل امريكاي لاتين نشان داد كه مصر ديگر به دنبال استمرار ماندن در دايره عربي و غربي نميباشد بلكه مؤلفههاي جديدي را طلب ميكند كه چندان با منافع امريكا همخواني ندارد. رويكردي جديد كه از سوي مردم مصر نيز مورد حمايت ميباشد و مردم اين كشور تأكيد دارند كه به دنبال اجراي اين چرخشها براي رسيدن به استقلال در حوزه خارجي و مقابله با مداخلات امريكا هستند.
با توجه به اين شرايط ميتوان گفت كه پازل بازيهاي امريكا در مصر در حال تغيير كردن است و تلاش امريكا براي برهم زدن آن نيز چندان كاركردي نداشته و مصر براي دور شدن از امريكا به حركت گام به گام خود ادامه ميدهد. رويكردهاي جديد مرسي در سياست خارجي اين كشور هر چند به معني حذف امريكا از معادلات سياست خارجي قاهره نيست، ولي نشان ميدهد كه مصر بعد از مبارك، براي امريكا مانند قبل نخواهد بود. شايد به همين دليل است كه امريكا طي روزهاي اخير سعي دارد از تغيير روند بازي در مصر جلوگيري كند. هنوز دو هفته از سفر محمد مرسي به چين و ايران نگذشته كه امريكاييها سيل كمكهاي اقتصادي و مالي خودشان را با اعزام يك هيئت اقتصادي ۱۰۰ نفره راهي قاهره كرده و ميگويند كه قصد دارند در آينده نزديك براي اولين بار بعد از سقوط مبارك، يك رزمايش نظامي ۱۰ روزه با مصريها برگزار كنند.