با گذشت چند روز سرانجام برخي از رسانهها خبر كشته شدن بدرالدين حقاني را به نقل از يكي از اعضاي خانواده حقاني منتشر كردند هر چند كه مقامات نظامي امريكا يا ديگر مسئولان ناتو در افغانستان نسبت به اين موضوع محتاطانه عمل كردهاند. بدرالدين حقاني فرزند سوم جلالالدين حقاني، بنيانگذار شبكه تروريستي حقاني بود و هر چند كه سراجالدين حقاني، فرزند ارشد جلالالدين، رهبر گروه حقاني است اما گفته ميشود كه بدرالدين فعالترين عضو اين گروه بود و علاوه بر تأمين منابع مالي، رهبري و اداره عملياتهاي اين گروه در افغانستان را به عهده داشت.
او رهبري چند حمله بزرگ از جمله حمله به هتل اينتر كانتيننتال كابل در ژوئن ۲۰۱۱، حمله به سفارت امريكا در كابل در سپتامبر ۲۰۱۱ و چندين حمله به اهداف مهم ديگر در كابل را به عهده داشت و همين موارد بيانگر نقش كليدي او در فعاليتهاي شبهنظامي شبكه حقاني در افغانستان است. ناتو و امريكا كشته شدن اين عضو مؤثر و كليدي از شبكه حقاني را موفقيت قابل توجهي براي خود ميدانند اما مسئله اينجاست كه پاكستان در اين امر چه نقشي دارد.
نقش پاكستان در اين امر از آنجايي قابل طرح است كه كشته شدن ملا دادالله، يكي از فرماندهان طالبان در افغانستان و شكير، معاون وي، به برنامه اسلامآباد در منطقه وزيرستان شمالي اين كشور مربوط ميشود. ملا دادالله كه جانشين مولوي فقير محمد بود، بعد از مطرح شدن برنامه ارتش پاكستان براي حمله به وزيرستان شمالي، مجبور شد تا از اين بخش به افغانستان برود و نيروهاي غربي نيز از اين فرصت براي كشتن او استفاده كردند.
ISI و شبكه حقاني هر چند كه نقش پاكستان در كشته شدن ملا دادالله ولو به صورت غير مستقيم قابل تصور است اما به سختي ميتوان نقش اين كشور را در كشته شدن بدرالدين حقاني تأييد كرد. دليل اين نظر در روابط ويژهاي است كه ارتش پاكستان و به ويژه سرويس اطلاعاتي آن، ISI، از گذشته دور با اين گروه داشته است. جلالالدين حقاني گروه خود را در دهه ۱۹۸۰ و در زمان اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروي تأسيس كرد و با نيروهاي ارتش سرخ وارد جنگ شد.
او كه از قوم پشتون بود توانست گروه خود را با اتكا به حمايتهاي ارتش پاكستان و ISI به نيرويي تأثيرگذار مبدل كند و سرانجام شهر خوست، مركز ايالت خوست افغانستان را در ۱۹۹۱ به تصرف درآورد و سال بعد با سقوط كابل عضوي از كابينه مجاهدين شد. او بعد از آن متحد طالبان و با اين اتحاد، گروه او مبدل به اهرم پاكستان براي حفظ موقعيت اين كشور در افغانستان شد. از اين رو بود كه امريكا بعد از اشغال افغانستان همواره ISI را متهم به حمايت از اين گروه كرده است و ارتش پاكستان و سرويس اطلاعاتي آن را حامي اصلي حملات اين گروه به نيروهاي خود در افغانستان ميداند. پاكستان همواره با اين اتهامزني امريكا مخالفت كرده و مدعي مبارزه با تروريسم بوده اما اين موضعگيري پاكستان مانع از آن نشده است امريكا از فشار خود بر اين كشور براي مقابله با شبكه حقاني صرفنظر كند. برخي از تحليلگران معتقدند كه فشار امريكا در اين موضوع سرانجام با ديدار اخير ظهيرالاسلام با ژنرال پترائوس به نتيجه رسيد كه كشته شدن بدرالدين حقاني يكي از پيامدهاي آن است.
موضع نامشخص پاكستان ژنرال ظهيرالاسلام در ماه مارس به جاي ژنرال شجاع پاشا به رياست ISI رسيد و بعد از حدود پنج ماه براي ديدار با ژنرال پترائوس، رئيس سازمان سيا، راهي امريكا شد. سفر او به امريكا از چند جهت قابل توجه بود. نخست آنكه در طول بيش از يك سال گذشته هيچ مقام ارشدي از سرويس اطلاعاتي پاكستان به امريكا نرفته بود و ظهيرالاسلام در مدت كوتاهي بعد از رسيدن به مقام فرماندهي ISI اين سفر را انجام داد. موضوع ديگر به تيرگي روابط بين امريكا و پاكستان مربوط ميشود كه بيش از يك سال طول كشيده است.
امريكا با حمله به ابوتآباد پاكستان و ترور اسامه بن لادن تيرگي روابط با پاكستان را كليد زد كه با حمله جنگندههاي ناتو به مرزبانان پاكستاني در نوامبر گذشته و كشته شدن ۲۴ سرباز پاكستاني شدت گرفت. پاكستان در مقابل، راه تداركاتي ناتو از خاك خود به افغانستان را مسدود كرد و به اين وسيله فشار زيادي بر ناتو براي تأمين نيازمنديهاي نيروهايش در افغانستان وارد كرد. از اين جهت، سفر ظهيرالاسلام به امريكا نقطه پاياني بر اين دوره از تيرگي روابط ارزيابي شده است.
گذشته از اين موارد، مهمترين جهت سفر ظهيرالاسلام در گفتوگوهاي او با پترائوس و توافقات به دست آمده بود كه برخي اين موضوع را در قالب تغيير استراتژي پاكستان در قبال شبكه حقاني تعبير كردهاند. انور اقبال، تحليلگر پاكستاني در واشنگتن، از كساني است كه معتقد به تغيير استراتژي پاكستان در اين موضوع است و در مصاحبهاي با دويچهوله از تغيير رويكرد هر دو طرف نسبت به سياستهاي گذشته گفت.
او به سخنان ريچارد اولسون، سفير جديد امريكا در پاكستان و شري رحمان، سفير پاكستان در امريكا اشاره كرد كه بر بازنگري پاكستان در يك دهه از سياست خود نسبت به افغانستان مربوط ميشود. بر اين مبنا گفته ميشود كه ظهيرالاسلام بعد از گفتوگوهاي فشرده و سخت با پترائوس سرانجام تسليم خواست طرف امريكايي براي برخورد نظامي با شبكه حقاني شد اما در طرف مقابل اين نظر ميتوان كساني را يافت كه معتقدند پاكستان تنها يك تغيير تاكتيكي انجام داده و اصل راهبرد استراتژيك سابق خود را حفظ كرده است.
براي مثال، علي چشتي، تحليلگر سياسي در كراچي در مصاحبه با اين رسانه آلماني معتقد است تغيير افراد نقشي در تغيير استراتژيها ندارد. از اين رو، ميتوان گفت كه پاكستان با ظهيرالاسلام تنها يك تغيير تاكتيكي انجام داده و استراتژي مبنايي آن در مورد افغانستان تغييري نكرده است.