
در ميانه بحبوحه و تقلاي اسرائيل براي به دست آوردن فلسطين درست زماني كه كميته چهارجانبه سازمان ملل در فلسطين هنوز در حال ريشسفيدگري و ايجاد آتشبس ميان صهيونيستها و اعراب فلسطيني بودند در تاريكي نيمه شب زماني كه حكم قيوميت بريتانيا به اسرائيل بر مناطق فلسطيني منقضي شد، رهبراني يهودي موجوديت دولتي جديد به نام اسرائيل را- با علم به اينكه موجب بروز جنگ و خونريزي و رنجي بيپايان ميشود- به جهانيان اعلام كردند.
۱۱ دقيقه بعد امريكا نيز پيدايش دردناك دولت اسرائيل را به رسميت شناخت. در اين ميان روستاييان بيدفاع فلسطيني را در دستههاي بزرگ و به سمت ديوار به خط كردند و طولي نكشيد توسط ايرگان، سازمان تروريستي يهودي همه آنها قتلعام شدند. هر وقت يكي از روستاييان تصميم به فرار ميگرفت فرماندهان ايرگان آنها را تعقيب كرده و سپس با نارنجك يا چاقو از پاي در ميآوردند. تقريباً ۳۰۰ زن، مرد و كودك در خرابههاي غبارآلود روستا كشته شدند. خبر اين يورش به سرعت در سراسر فلسطين پراكنده شد و بسياري از آنها پا به فرار گذاشته و خانه و زندگي خود را رها ساخته تا به سرنوشت دير ياسين دچار نشوند.
اما اسرائيل به صورت يك جانبه تشخيص داد كه صلح و امنيت در گرو ارتش سالارى و گستاخي محقق ميشود. اسرائيليها نه تنها در جنگ «استقلال» در سال ۱۹۴۸، ۷۵۰ هزار فلسطيني را از مناطقشان بيرون كردند و كمپهاي موقت بزرگ برايشان ساختند بلكه با ادامه جنگها درصدد توجيه آرمانهاي توسعه طلبيشان نيز برآمدند و با ايجاد مجتمعهاي مسكوني، برتري ديني و اشغال نظامي شرق بيتالمقدس، كرانه غربي رود اردن و نوار غزه در راستاي برنامههاي خود پيش رفتند. طبق ايدئولوژي صهيونيسم، قربانيسازي يهوديان از سوي هيتلر، گروههاي مختلف لابي يهودي و يك تصويرسازي رمانتيك از اسرائيل همه و همه در جهت حمايت و توجيه خشونتهاي صورت گرفته بر مناطق فلسطيني برآمدهاند. در همين زمان قطعنامههاي زيادي در سازمان ملل به دفعات به تصويب رسيد كه ارتش اسرائيل بايد از سرزمينهاي اشغالي خارج شود. اكثر اين قطعنامهها يا توسط امريكا يا توسط گروههاي لابي صهيونيستي وتو شدند يا توسط سياستمداران اسرائيلي و فرماندهان نظامي به كلي ناديده گرفته شدند.
يك سرباز اسرائيلي، يكي از هزاران نفري كه قبول نكرده بود در مناطق اشغالي خدمت كند اعلام كرده بود: «ارتش در اسرائيل فقط يك گاو مقدس و مصون از انتقاد است. اعمال ما نااميدكننده است، به اعتقاد ما وضعيت كنوني به حدي نااميدكننده است كه تنها راه تكان دادن اين كشور، تنها راه تكان دادن رهبرانمان اين است كه بگوييم... ما ديگر اهلش نيستيم، ما آيندهمان را ميخواهيم.» او در مقابل جمعيتي از اسرائيليها ايستاده بود كه ديگر فهميده بودند كه رژيم حاكمشان مثل مهاجمان، يك طرفه و بدون توقف و خودسرانه عمل ميكند. او همچنين فهميده بود قدرت و غرور ارتش وقتي در خارج به اينگونه استفاده ميشود براي سركوب مخالفان داخل نيز ميتواند به كار گرفته شود.
دههها حملات يورشي و اشغال نظامي فلسطين اثرات دوگانهاي ايجاد كرده است و نابرابري قدرت اكنون بر شهروندان اسرائيلي تحميل ميشود. تحميل سياستهاي رياضتي باعث شده چندين مورد برپايي تجمعات اعتراضآميز انجام شود كه تعدادي از آنها در نهايت به خشونت كشيده شده يا به خاطر اعتراض به خودكشي منجر شده است. علاوه بر اين قوانين جديدي چون خدمت در كشورهاي خارجي نيز بر شدت اعتراضات مردم افزوده است.
هيچ تعجبي نيست وقتي نخستوزير اسرائيل بنيامين نتانياهو در گفتوگو با دبيركل سازمان ملل بان كي مون به او گفت كه با حضورت در اجلاس تهران اشتباه بزرگي را مرتكب خواهي شد. او به بان كي مون خطاب كرده است: «آقاي دبيركل شما به تهران تعلق نداريد.» اتخاذ چنين لفظي و اعمال فشار بر بانكي مون نشاندهنده ميزان توانايي نتانياهو و حزب ليكود در احاطه بر سازمان ملل را نشان ميدهد. اسرائيل هنوز مناطق فلسطيني را در اختيار خود داشته و قوانين و مقررات سختي براي فلسطينيان در نظر گرفته است. همچنين تنها كشور منطقه است كه سلاحهاي اتمي در اختيار دارد و در عين حال اعلام ميكند كه برنامه غنيسازي ايران تهديدي براي كشورش است در حالي كه ايران هميشه مدعي بوده كه به منظور استفاده صلح آميز در حال غنيسازي بوده است. اسرائيل همچنين با به قتل رساندن تعدادي از دانشمندان ايراني مدعي است كه ايران صادركننده تروريسم است.
آقاي نتانياهو، اشغال فلسطين به مدت ۶۴ سال ديگر كافي نيست؟ ناديده گرفتن قطعنامهها و توافقنامههاي صلح براي چند دهه با شهركسازي در مناطق فلسطيني ديگر كافي نيست؟ حملات دفعي نيروهاي شما به خانهها، مزارع و باغهاي فلسطينيان ديگر كافي نيست؟ آيا ديگر براي نيروهاي اسرائيلي كافي نيست كه روي تظاهركنندگان آتش بگيرد، خانهها را نابود كند و به اشتباه هزاران فلسطيني را دستگير كند؟ ديگر كافي نيست كه تحريم اقتصادي فلسطينيها برداشته شود و كمكهاي بشردوستانه به دست مردم فلسطين برسد؟ آيا اشغال فلسطين و سازمان ملل ديگر كافي نيست؟