آنچه پايتخت را آبستن حوادث مختلف ساخته آن است كه اين شهر در سالهاي گذشته به صورت غيراصولي بزرگ و بزرگتر شده و توجهي به زيرساختها، ظرفيتها و پتانسيلهاي شهري آن صورت نگرفته است.
تا آنجايي كه سرعت ساخت و ساز توسعه شهري در چند دهه وسعت شهر تهران را تا مرز ۷۰۰ كيلومتر مربع رسانده است. شهري كه حتي از چندين كشور جهان هم بزرگتر و پرجمعيتتر شده است.
در اين كلانشهر زيرساختهاي شهري كه اصليترين محورهاي حياتي شهر به حساب ميآيد در گذر زمان افزايش و گسترش يافته است اما از نظر كيفيت هيچگونه تغيير مثبتي صورت نگرفته است. نگاهي به سيماي شهري مؤيد اين موضوع است.
پايهها و تيرهاي چراغ برق، سيمكشيهاي متعدد و وجود تجهيزات و انشعابات در كوچهها و خيابانها نمونهاي از اين دست اقدامات بر جا مانده است.
در حوزه زيرساختهايي همچون آب و فاضلاب نيز انشعابات لولههاي آبرساني و همچنين مسيرهاي انتقال و فاضلاب نيز جوابگوي شهر ۱۰ ميليوني نبوده و نخواهد بود.
تا باران ميبارد، جويهاي آب سرريز شده و خيابانها تبديل به درياچه و بركه ميشود.
در بحث آبرساني نيز به دليل افزايش سرانههاي مصرف و افزايش ساخت و ساز و گسترش شهري، در بخشهاي مركزي و شرقي افت فشار آب همچنان معضلي است كه شهروندان با آن روبهرو هستند.
گذشته از اين مسائل، فرسودگي لولههاي انتقال آب نيز كه سالهاست از عمر آن ميگذرد و نبود زهكشي مناسب براي عبور و انتقال آب قنات و آبهاي جاري در كنار ساير مسائل عمراني دست به دست هم داده است تا هر از گاهي بخشي از پايتخت فرو ريزد و دهان به روي شهروندان و وسايل نقليه و ساختمانها باز كند.
هدر رفت آب در مسير انتقال آبهاي شرب و جاري خطري بالقوه است كه در هر لحظه شهر و شهروندان را تهديد ميكند و همچون سايهاي شوم بر آسايش و آرامش شهروندان سنگيني ميكند.
گاه اين حوادث با جان باختن شهروندان بيگناه و آسيبديدگي آنها همراه ميشود و گاه با خسارت فراوان مالي؛ و اين گذشته از افزايش بار ترافيكي به دليل مسدودشدن مسير براي بازسازي است.
در حالي كه شهر تهران از اينگونه مسائل و مشكلات پنهان و آشكار رنج ميبرد، برخي مسئولان شهري و دولتي، در فكر ساير مسائل همچون جدايي بخشهايي از پايتخت هستند!
آنچه در توسعه شهري بايد مدنظر قرار گيرد آن است كه شهر مجموعهاي از دستگاههاي شهري متعدد است كه هر كدام عهدهدار وظايفي هستند و در كل، شهر موجود زندهاي به شمار ميرود كه نيازمند مراقبت در تمام بخشهاي آن است و هرگونه كوتاهي و از زيربار مسئوليت شانه خالي كردن زخم پنهاني خواهد بود كه در گوشهاي از شهر سر باز كرده و فاجعهاي را به بار خواهد آورد.
نتيجه نبود هماهنگي و يكپارچگي لازم ميان دستگاههاي شهري و اينكه هر دستگاه بخواهد ساز خود را بزند چيزي جز بروز اين حوادث نخواهد بود!
حادثههايي از اين دست در شهر تهران به دلايل متعدد همچنان تكرار ميشود و كسي يا دستگاهي پاسخگو نيست. حوادث اتفاق ميافتد و دستگاهها يكديگر را مقصر معرفي و انگشت اتهام به سوي هم دراز ميكنند، گويا اينجا شهر متعلق به آنان نيست!