
تاكنون، كودكاني از نپال و ايالت بهار هند در شرايطي كه در حال سوار شدن بر يك قطار بودند، نجات پيدا كردهاند. اعظم، يكي از اين كودكان است كه وقتي فقط هفت سال داشت، مادرش به اين نتيجه رسيد كه زمان كاركردن او فرا رسيده است. از زماني كه شوهرش او را ترك كرده بود، تعداد زيادي كودك نانخور داشت ولي هزينههاي آنان از هيچ جايي تأمين نميشد. در روستاي باساگائون كه در دورترين ناحيه ايالت بهار قرار گرفته، هيچ فرصتي هم براي كاركردن وجود نداشت. در اين روستا بيش از نصف ساكنان زير خط فقر رسمي، يعني ۲۲ روپيه در روز زندگي ميكنند.
انجوره خاتون مادر اين كودك ميدانست چه كند و دفعه بعدي كه تاجر قاچاقچي كودكان به روستايشان آمد، با او بر سر قيمت به توافق رسيد. چند روز بعد، اعظم در داخل قطار، در حال حركت به سمت دهلينو بود و البته اين كودك به خاطر نقشي كه در خانواده به عهده گرفته بود، به خودش افتخار هم ميكرد: «مادرم كار نميكند، بنابراين من مسئوليت را به عهده گرفتهام.» او از زماني كه به پايتخت آمده، در يك فروشگاه پلاستيكفروشي كار ميكند، از ساعت ۹ صبح تا ۱۰ شب: «صاحب مغازه تا حالا به من پولي نداده. اول ميگفت كه چند روز صبر كن و بعد شد چند هفته، بعد هم چند ماه ولي تا حالا هيچ پولي نگرفتهام.» . . . داستانهايي از اين قبيل، هر روز در فقيرترين مناطق هند تكار ميشود. براساس تخمينها، تنها يك ميليون كودك در دهلي مشغول به كار هستند كه خيلي از آنها ريشه خانوادگيشان مشخص نيست و سهچهارم آنها هم زير ۱۴ سال هستند. خيلي از اينها را ارتش قاچاقچيان برده ربودهاند، فريب دادهاند يا اينكه والدينشان آنها را به۱۰۰۰ روپيه - ۱۱ دلار- فروختهاند.
كسي مطمئن نيست كه بازار قاچاق هند چقدر بزرگ است. تخمينها از ۱۵۰ هزار تا ۲۰۰ هزار در سال متغير است. دولت هند تحت فشار زيادي است كه اين روند را كنترل كند. در ماه ژوئن، وزارت خارجه امريكا، هند را به عنوان مركز قاچاق كودك محسوب كرد و از دولت خواست كه مطابق قواعد كنوانسيونهاي سازمان ملل، قانون را اجرا كند. در اثر اين فشارها، تعداد حملات به كارگزاران رايگان كودكان بيشتر شد و وزير كار هند وعده ايجاد قانوني جديد براي ممنوع شدن كامل «كودكان كار» را داده است. با اين حال، گورشاران كاور، همسر مانموهان سينك، نخستوزير هند ميگويد كه تغيير واقعي بايد در ذهنيت هنديها اتفاق بيفتد.