انقلابهاي جهان در حوزههاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، هنري، علمي، ارتباطاتي، اطلاعاتي و فناوري روي ميدهند و طبيعتاً به وقوع پيوستن هر كدام از انواع اين انقلابها بر ديگر حوزهها نيز كمابيش تاثيرگذار خواهد بود. با چشم پوشي از حوزههاي مختلف ميتوان گفت كه انقلاب در هر حوزهاي كه روي بدهد، بزرگترين نوع تغييرات را با خود به همراه خواهد داشت.
انقلابهاي سال گذشته جهان عرب كه از تونس و مصر آغاز شد و سپس به ليبي و بحرين كشيده شد، به دليل سطح وسيعي از تغييراتي كه در اين كشورها به وجود آورد، مهمترين و خبرسازترين انقلابهاي دنيا در دهه اخير ميلادي بوده است.
اين كشورها پس از نزديك به سه دهه سكوت در برابر ستم، بيعدالتيهاي اجتماعي و همچنين فساد دستگاه سياسي ناگهان از جا برخاستند و كوشيدند تا نظامهاي ديكتاتور خود را تغيير دهند.
طبيعي است كه چنين تحولات بزرگي نيز مانند هر رويداد مهم اجتماعي و سياسي ديگر با تحليل و تفسيرهاي بسياري همراه بوده باشد.
در ميان نگاههاي متفاوت به اين حوادث، بخش وسيعي از اين تحليلها روي دادن انقلابهاي مذكور را مرهون شبكههاي ارتباط جمعي و فناورياي به نام اينترنت دانستهاند.
در همين راستا سايت خبري الجزيره اخيراً مطلبي از «يحيي اليحياوي» در سايت خود درج نموده و به نقد ديدگاههايي پرداخته است كه انقلابهاي اخير جهان عرب را صرفاً مديون فناوري و دنياي مجازي اينترنت ميداند.
«يحيي اليحياوي» در اين خصوص ميگويد: از همان ابتدا كه انقلابهاي كشورهاي عربي يكي پس از ديگري آغاز ميشدند، عباراتي چون «انقلابهاي مجازي»، «انقلابهاي جديد رسانهاي» يا «انقلابهاي شبكههاي ارتباط جمعي» بر سر زبانها افتاده بود. مروجان اين انديشه معتقد بودند كه سايتهاي ارتباط جمعي مختلفي مانند فيس بوك يا تويتر در به وجود آمدن انقلابهاي جهان عرب نقش بسزايي داشتهاند.
اليحياوي در ادامه با اشاره به اهميت پيشرفت فناوري و كمك در پيشبرد بهتر و سريعتر اهداف اجتماعي و سياسي جوامع گفته است: بسيار طبيعي است كه امكانات دنياي مجازي اينترنت و شبكههاي ارتباط جمعي، مانند فيس بوك و تويتر نقش بسزايي در پيروزي انقلابهاي مردم تونس و مصر داشتهاند.
در واقع مبارزان انقلابي از اين شيوه براي رسوا كردن سياستمداران و خبررساني سود ميجستند و اينك نيز در بحرين مردم معترض از اين ابزار براي اهداف انقلابي خود كمك ميگيرند.
وي در توضيح بيشتر نقش اينترنت در شكلگيري و جهت دهي انقلابهاي عربي افزوده است: شبكههاي ارتباط جمعي براي بسياري از شبكههاي تلويزيوني جهان مهمترين و بارزترين وسيله براي كسب جديدترين اخبار نيز بوده است.
خبرهايي كه در گوشه و كنار جهان عرب روي ميداد به سادگي از طريق اينترنت در دسترس همگان قرار ميگرفت. مطالبي كه در اين سايتها در نقد از دولتمردان و سياستمداران فاسد جهان عرب نيز قرار ميگرفت، در رسوا شدن چهره پليد اين افراد بسيار مؤثر و سودمند بوده است.
اين انتقادها و رسواييها سطح آگاهيهاي مردم را بالا برد و باعث شد كه در نهايت دولتمردان و سياستمداران ديكتاتور اين كشورها رفته رفته از موضع خود كوتاه بيايند و بپذيرند كه در حق مردم خود ستم روا داشتهاند.
«اليحياوي» پس از اشاره به تمام اين موارد و پذيرفتن نكات قابل تأمل در زمينه اهميت اينترنت به مردم انقلابي عرب، نكته ظريفي را خاطر نشان ميكند و ميگويد: درست است كه دنياي مجازي اينترنت باعث شد كه انقلابيون بتوانند سريعتر به خواستههاي خود دست پيدا كنند اما آن چه كه نبايد از نظر دور بماند آن است كه اين انقلابها ساخته و پرداخته اين دنياي مجازي نيستند. عباراتي چون «جوانان فيس بوك» يا «انقلابهاي فيس بوك» نبايد ما را فريب بدهد كه گمان كنيم اين انقلابها در رحم دنياي اينترنت به وجود آمدهاند و اگر فناورياي به نام اينترنت و شبكههاي ارتباط جمعي آن وجود نداشت، اين انقلابها هرگز به وقوع نميپيوست.
نويسنده مطلب «فيس بوك و انقلابهاي جهان عرب» در ادامه مينويسد: آن چه باعث شد مردم با تمام شور و حماسهاي كه در خود داشتند به پا برخيزند و جسارت تغيير را در خود به وجود بياورند فناورياي به نام اينترنت يا شبكههاي اجتماعي مختلف كه در راس آنها فيس بوك قرار ميگيرد، نبوده است.
بلكه مردم از ستم و نابرابريهاي اجتماعي به ستوه آمده بودند و تصميم گرفتند تا با قدرت هر چه بيشتر به آن اوضاع نابسامان خاتمه بدهند.
وي همچنين تأكيد ميكند حتي در صورت نبود اينترنت بيشك اين انقلابها در دل كشورهاي عربي شكل ميگرفت و به ثمر ميرسيد، چراكه مردم ديگر تاب و تحمل زندگي در زير يوغ ديكتاتوري و ستم را نداشتند. همان طور كه در طول تاريخ انقلابهاي مختلفي در سراسر جهان روي داده و به موفقيت نيز دست پيدا كرده است.